غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

30 روز نوشتن- یک

چهارشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۹، ۱۱:۰۰ ب.ظ

روز اول « از طریق نوشتن و از چشم شخص دیگری در خیابان تان قدم بزنید و به مکان مورد علاقه تان بروید»

 

 

لباس هایم را فوری تنم کردم و از محوطه ی استخر بیرون زدم. موهایم هنوز کامل خشک نشده بودند. باد سردی داشت می وزید و شاخه ی درخت ها را تکان می داد. باد که نه، طوفان بود. گرد و خاک زیادی به پا کرده بود. گوش هایم از سرما یخ زده بودند و تک تک تارهای مویم روی سرم منجمد شده بود. مغزم دذد گرفته بود. مطمئن بودم قرار است سرما بخورم. اما مهم نبود. ساک ورزشی ام را پشتم انداختم. باید تاکسی می گرفتم. باید بلافاصله خودم را به خانه می رساندم. باید عجله می کردم. اما سراشیبی ملایم جاده وسوسه ام کرد. شروع کردم به قدم زدن. آرام آرام جلو می رفتم. خودم هم دلیل رفتارهای خودم را نمی فهمیدم. پر از ترس و دلهره بودم اما داشتم انکارش می کردم. اصلا مگر مهم بود؟ مگر دویدن من می توانست چیزی را تغییر دهد؟ با عجله به چه باید می رسیدم؟ قدم هایم کوتاه و بیخیال بود. اپارتمان های یک شکل و یک رنگ زیر پایم بودند. شهر در سکوت محض بود. باد هوهو می کرد و لباس هایم را به بدنم می چسباند. نه ماشین های زیادی دیده میشد نه آدمی زادی. هیچ جنبنده ای پیدا نبود. خورشید بدون سر و صدایی داشت پشت کوه ها دفن میشد. تن آسمان خونی شده بود. همه چیز و همه کس در خواب فرو رفته بودند. باید زودتر به خانه بر می گشتم...

 

 

 

 

 

پ ن: مکان مورد علاقه ندارم ولی همین خیابونمون رو دوست دارم :)

نظرات  (۲۰)

  • پَـــــر واز
  • اصلا لذتی که تنها قدم زدن تو یه خیابون پر درخت و خلوت هست تو هیچی دیگه نیست^_^

    منم خیابونمون رو خیلی دوست دارم:)

    پاسخ:
    حالا اینجا که پر درخت نیست فقط چندتا درخت داره :)
    ولی خیابون پر درخت محشره...

    عوضش باد و طوفان عضو جدایی ناپذیر خیابون ماست :))

    :)))

    پاسخ:
    :)
  • محسن رحمانی
  • سلام 

    چقدرررررررررررررررررررررر پست گذاشتین کی اینارو بخونیم خووب . :)))

    پاسخ:
    علیک سلام
    نیت کردم از سه مورد اول لیست ستاره هاتون پایین نیامد :)))
    دیگه‌ شرمنده 
    نخوندین هم نخوندین :)

    بسیار عالی ممنون از شما.

    پاسخ:
    شما؟

    هوراااااا شروعش کردی*-*

    +خیلی خوب بود این... واقعا قشنگ بود(('=

    پاسخ:
    دیگه دیدم زیادی موضوعاتش جذابه نتونستم مقاومت کنم :))

    خوب خوندین :)
  • آرتـــ ـــمیس
  • سین دالم داره اینو می نویسه! چه شود *-*

    پاسخ:
    چیز خاصی که نمیشود
    همینطوری دلی :)

    قضیه این سی روز نوشتن چیه؟ جالبه 😊

     

    سراشیبی کلا یه حالت وسوسه‌کننده‌ای داره 😂 آدم دوست داره پیاده بره گاهی هم بدوئه حتی!

    پاسخ:
    یه جور چالشه هر روز برای یه موضوع مشخص می نویسی
    یادم نیست از کجا شروع شد ولی قشنگ به نظرم اومد و شروعش کردم :)


    اوهوم :)
    عوضش موقع برگشت سربالاییه و نفس آدم رو میبره :/

    از لذتای این روزای بیانیم شده خونده پستای مربوط به همین «سی روز نوشتن». انقدر جذابه که خیلی جذابه.

    پاسخ:
    منم همین طور :)
    چرا خودت نمی نویسی؟

    هورااا =))

    قدم زدن تو خیابون، هر خیابونی هم که باشه، به شدت حال خوب کُنه :)

    پاسخ:
    دقیقا :)

    واهای الی هم داره اینو می‌نویسههههه!*-*

    پاسخ:
    ^_^
  • |•° ن.م °•|
  • اِوا الی؟؟؟

    منم میخواستم این چالش رو شروع کنم😐

    یه لحظه حس کردم منم بیرون رفتم بعد حموم سرم داره سرما میخوره

    پاسخ:
    شروع کن فرزندم :)
    خیلی هم خوب میشه با هم پیش بریم دیگه احساس عقب بودن نمیکنم :)

    خیلی وضعیت بدیه با تصورش هم اشکم در اومد مخصوصا واسه من که سینوزیت دارم! :/
    جاداره یه فحش ابدار به راوی پست بفرستم ://
  • |•° ن.م °•|
  • 😟😟 یه همچین حالتی گرفتم از سرمای زمستان😂😂

    فحش رقیق بده 

    پاسخ:
    موهات خیس نباشه عیبی نداره ولی :دی


    چشم :))
  • |•° ن.م °•|
  • مبداش کجاست؟ این چالش یا من میام سوالارو از وب تو برمیدارم😀

    پاسخ:
    من از وب آرتیمس برداشتم
    یادم نیست از کجاست😅

    اتفاقا خودمم خواستم بنویسم؛ ولی دیدم همین‌جوریشم هر روز یا یه روز درمیون دارم پست جدید می‌ذارم، اینم بشه روتین هر روزه دیگه خیلی زیاد می‌شه :دی.

    پاسخ:
    نشد!
    مگه تو مدافع حقوق تند تند پست گذارنده ها (؟) نبودی؟!!
    منم همین طوریم! 
    بجای فرار کردن تو باید پشتم باشی و ازم حمایت کنی
    نچ نچ نچ! 

    چه باحال

    موضوع‌ها رو خودت انتخاب میکنی؟

     

    پاسخ:
    نه موضوعاتش مشخصه
    باید بگردم سازنده ی چالش رو دوباره بیابم آدرسش رو بدم :/

    ولی من تنهایی دوست ندارم قدم بزنم همیشه یکی رو همراه خودم کردم!حالم خوبه به نظرتون؟

    پاسخ:
    منم قبلا اینطوری بودم
    تازگیا به انزوا کشیده شدم
    :)

    چه خووووبه

    پیداش کردی بهم بگو 

    خوشم اومد

    پاسخ:
    :)

    جواب کوبنده‌ای بود :)))))) من برم یه دور بزنم برمی‌گردم :))))))

    پاسخ:
    :)))
    فقط یادت نره دور زدن اینجا ممنوعه :)
  • سُولْوِیْگ 🌻
  • چه‌قدر خوب که این چالش رو شروع کردی و این‌قدر قشنگ هم شروع کردی! منتظرم بقیه‌ش رو هم بخونم. =)

    پاسخ:
    چشم هات قشنگ می بینه :)
  • جوینده آرامش
  • سلام

    خیلی خوب نوشتید

    چالش رو اگه پیدا کردین بذارید

    شاید همت کردم و نوشتم

    دوستش داشتم

    پاسخ:
    علیک سلام
    خوب خوندین :)

    بالاخره رفتم و یافتم
    منبعش اینجاست انگار :)

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.