غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

شکرگزاری پایان نمیابد

چهارشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۹، ۱۱:۰۰ ب.ظ

روزهای قرنطینه برای من روزهای خوبی نبودند. پر از افسردگی، تنهایی، بی هدفی، تنبلی، غم، دلتنگی و... هزار و یک احساس بد که عادت کرده بودم به بودنشان. تلاشی هم برای نجات نمی کردم. اتفاقا برعکس، همه ی توانم را به کار می بردم تا خودم را بیشتر و بیشتر غرق کنم در دنیای ناامیدی. مدام خودم را سرزنش می کردم، نق می زدم، سر چیزهای بی خود گریه می کردم، بغض می کردم، داد و بی داد راه می انداختم و بخاطر تمام این رفتارهای احمقانه خودم را سرزنش می کردم و گاهی مطمئن می شدم لایق زندگی کردن نیستم حتی! صادقانه می گویم، بیان حالم را خوب کرد. اولش با اکراه آمدم اما چهل روزی که اینجا گذراندم رفته رفته بهتر شدم. تیر خلاص را هم که بلاگی از آن خود به سمت دیو خود بدبخت پنداری شلیک کرد و دعوتم کرد به چالشی که هر روز بابت چیزهای کوچک زندگی ام خدا را شکر کنم. بی نهایت ممنونم از تک تک شما دنبال شوندگانی که محال است بدانید چقدر برایم ارزش دارید. حتی با وجود اینکه خیلی هایتان اصلا من را نمی شناسید. 

 

 

 

 

 

روز اول (۱۳ خرداد) : توضیحاتش زیاد است اما خلاصه می گویم، آخرش توانستم لبخند رضایت را روی صورت مادرم بیینم :) 

 

روز دوم (۱۴ خرداد) : قطره ای که روی پیشانی ام چکید :) کیک خونگی امون هم خیلی خوشمزه شده بود جاتون خالی.

 

روز سوم(۱۵ خرداد) : نسیم خنک و دامان طبیعت و توفیق اجباری آویشن چینی.

 

 

روز چهارم(۱۶ خرداد) : چی بهتر از اینکه پنجره ی اتاقم رو باز می کنم و از سرما یخ می زنم؟ 

 

روز پنجم(۱۷ خرداد) : امروز حال دلم ابری بود، آسمون هم همینطور. پر از احساسات بد بودم. ولی دیدم همین که آسمون حال من رو می فهمه خودش یه نعمته. لبخند زدم. الان قشنگ ترین رنگین کمون دنیا داره بهم لبخند میزنه.

 

روز ششم (۱۸ خرداد) : پدرجان آینه ی شکسته ی اتاقم رو درست کرد. من نشکونده بودمش ها باد زده بود انداخته بودش.

 

روز هفتم (۱۹ خرداد) : بعد از کلی آه و ناله توی پست گیج نوشت و دور کردن تقریبی انرژی منفی (با کمک دوست های خوبم ^_^) اون نصف نصف ساندویچ شد یه شروع تازه برای روزم (البته مصادف بود با آخرهای شب). هرچند یه گاز زدم تموم شد:/ منم که شکمو... عیب نداره خداجونم برای همین یه ذره شادی هم شکرت :)

 

روز هشتم(۲۰ خرداد) : حس خوب یافتن همشهری وبلاگی :)

 

روز نهم (۲۱ خرداد) : بابت خنده های از ته دل امروز و امیدی که به فردا دارم. 

 

روز دهم (۲۲ خرداد) : چقدر دلم تنگ شده بود برای جمعی که مدت ها بود جمع نبود.

 

روز یازدهم (۲۳ خرداد) : امروز راه راه بودم ^_^

 

روز دوازدهم (۲۴ خرداد) : فیلم های جالبی دیدم.

 

​​​​​روز سیزدهم (۲۵ خرداد) : توت های سفیدی که از حوزه ی امتحان چیدیم. 

 

روز چهاردهم ( ۲۶ خرداد) : خواستم بگم شیرموز و شیرکاکائو، بعد دیدم همه ی شکرگزاری هام بابت یه چیز خوردنیه :/ چه کنم که شیرین تر از طعم شیرموز سراغ ندارم ^_^ 

 

روز پانزدهم (۲۷ خرداد) : برادر جانم یه گلدون سفید خوشگل برام خرید و کاکتوسی که دوستش داشتم و سرش دعوا داشتم باهاش داوطلبانه خودش توش کاشت و بهم هدیه داد. حالا من صاحب یه اکوسیستم شدم.

 

روز شانزدهم (۲۸ خرداد) : لذت اکتشاف

​​​​​​

روز هفدهم (۲۹ خرداد) : نگاه مثبتی که پیدا کردم و به طرز معجزه آسایی همه چیز رو زیباتر کرد.

 

 

روز هجدهم ( ۳۰ خرداد) : چند دقیقه رانندگی برای اولین بار. خاموش هم نکردم تازه :)

 

 

روز نوزدهم (۳۱ خرداد) : گپ کوتاهی که با دوست هام داشتم.

 

 

روز بیستم (۱ تیر) : عصبانیتی که بالاخره تونستم کنترل کنم و روز خودم رو با دست های خودم خراب نکنم. الان عمیقا از خودم راضی ام.

 

 

روز بیست و یکم (۲ تیر) : دیدن گل روی سلما، اون هم بعد از مدت ها.

 

 

روز بیست و دوم (۳ تیر) : امتحانی که به طرز باورنکردنی خوب دادم.

 

 

روز بیست و سوم (۴ تیر) : خدایا شکرت بابت مریضی که داره شفا پیدا می کنه. انشالله روند بهبودی اش ادامه دار باشه.

 

 

روز بیست و چهارم(۵ تیر) : پروانه ها تا صبح توی اتاقم می چرخیدن.

 

 

روز بیست و پنجم (۶ تیر) : درست وقتی که ناامید شدم و از خیرش گذاشتم بهم هدیه دادنش :)

 

 

روز بیست و ششم (۷ تیر) : بخاطر خواب راحت و بدون دغدغه ای که داشتم.

 

 

روز بیست و هفتم (۸ تیر) : هوای بارونی و محشر امروز

 

 

روز بیست و هشتم (۹ تیر) : دخترعمه ای که یک سالی میشه ندیدمش یه فیلم آموزشی خوب پیدا کرده و فورا زنگ زده تا به من خبر بده ببینمش. آیا این بشر فرشته نیست؟ 

 

 

روز بیست و نهم (۱۰ تیر) : لبخند پیروزمندانه ای که وقتی مادر مچم را می گیرد بر لب هایش می بنشینت آنقدر شیرین است که نمی گذارد ناراحت باشم.

 

روز سی ام (۱۱ تیر) : دندون دردم خود به خود خوب شد.

 

 

 

 

گویا تصمیم گرفته اند که این شکرگزاری را تا چهل روز ادامه دهند. من می گویم کم است. حتی اگر تا چهارصد روز هم ادامه دهیم و بعد این عادت را کنار بگذاریم بازهم کم است، اشتباه است. چالش شکرگزاری تا آخر عمر با من می ماند. اما از این به بعد انتقالش می دهم به گوشه ی دفترم. هم می خواهم شخصی تر بنویسم و هم با جزئیات تر. نباید چشم هایم را بروی نعمت های کوچک و شاید روزمره ی زندگی ببندم. من، سین از خاندان دال، همینجا قول می دهم تا ابد شکرگزار بمانم. و تا همان ابد از فاطمه برای این چالش ممنونم.

نظرات  (۴۱)

عزییزم

خوبه که حالت داره بهتر میشه:)

امیدوارم بهتر و بهتر بشی🌹

پاسخ:
سپاس :)

ااا من نمی‌دونستم تازه اومدی به بیان، خوش اومدی پس :) و خوشحالم که تو هم داری می‌نویسی ^_^

 

این دیو خود بدبخت پنداری و سگ سیاه افسردگی تو قرنطینه همه‌مون رو کم و بیش گرفتار کردن :))

 

پاسخ:
ممنون :)

اوهوم...  ولی دیگه باید بندازیمش بیرون 

امیدوارم همیشه و همیشه حالت خوب باشه=)

بیان از بلاگفا یکم شیک تره 

ولی من برای این اومدم بلاگفا چون اکثر وبا توی بلاگفا هستن و ارتباط باهاشون راحت تره !

 

راستی سین دال تو چرا توی بلاگفا وب نمیزنی ؟!

پاسخ:
سپاس :)
بلاگفا هم تغییرات خوبی ایجاد کرده قبلا اصلا قابل مقایسه نبودن


بلاگفا منو یه بار آواره کرده دلم ازش پره:(

البته الان که دیدم بیان اینقدر باحاله هوس کردم منم یه وب اینجا بزنم !!=)

پاسخ:
اگه می خوای راجب بیان بخونی یه سر بزن وب قبلی ام
همه اش راجب اینجا می نویسم :)))
  • چوی زینب دمدمی
  • واقعا؟یعنی اینقدرخوبه بیان؟

    چالشه هم واقعا جالبه یه جورایی شبیه همون صدروز خوشحالی خودمونه:)))

    منم اوایل قرنطینه همینطوربودم.اماخب ازوقتی اردیبهشت شروع شدهمه چیزعالی شد❤💜درموردامتحانامونم که پرسیده بودی بایدبگم افتضاح😐😑استادامون میخوان پدرمونودربیارن.یکی ازامتحانامون چار روزفرصت داره اما۱۱۰تاسواله!😰😐

    پاسخ:
    شما رو ارجاع میدم به وب قبلی ام من باب توضیحات بیان :)))
    آره خیلی چالش خوبیه، کلا جنس چالش های بیان خیلی خوبه :)))

    خدا رو شکر که خوبی:)

    آخی... راستی حضوریه مال شما؟ اگه نیست که راحت تقلب کنید کی به کیه؟ :)))


    #3

    به‌به طبیعت ^_^

    آویشن چینی با آویشن خودمون فرق داره؟

    پاسخ:
    آویشن چینی یعنی چیدن آویشن :)))
    نمی دونم اصطلاح درستش چی میشه

    واییی =)))) فکر کردم یه جور آویشنه که از چین میارن😂😂

    نه بابا من گیجم،  همین باید باشه اصطلاحش :))

    پاسخ:
    ما کجا چین و ماچین کجا :))))
    حالا اصطلاح بهتری پیدا کردم جایگزین می کنم :)))

    وااای من عاااشق بیان شدم =))

     

    اومدم یه اکانت توش زدم:))

     

    ولی قصد ندارم خاطرات ریحون رو به بیان منتقل کنم ... اگه بعدا خواستم وب جدید بزنم حتما میام اینجا :)

    پاسخ:
    خوش اومدی :)

    به به آویشن :) من عاشق بوی خوششم. هفته پیش اتفاقا بیرون بودیم و ننه مشغول آویشن چینی.

    پاسخ:
    مادر ما اجازه نمیده تماشا کنیم همه امون رو بسیج کرده بود برای آویشن چینی :)
    من اصلا نمی دونستم آویشن اینه بیشتر به اسم ترکی اش میشناختم می گفتم مگه آویشن هم بو داره؟ :)))

    کار خوبی کردن  :))) ننه چون می دونه ما تفریحمون کمه دلش نمیاد ازمون بخواد :) 

    ا شما هم ترکین؟ منم یه چند ماهی می شه فهمیدم به کهلیگ اوتی می گن آویشن. قبلا بین کاکوتی و آویشن مردد بودم.

    پاسخ:
    آخی چه ننه ی مهربونی :)

    اصلا خواص درمانی که کهلیگ اوتی داره رو آویشن نداره. بار معنایی همه چیز تو فارسی کاهش پیدا می کنه انگار!

    زیاد گیاه شناس خوبی نیستم فقط همین کهلیگ اوتی و یملیک و گویون گولاغی و پونه و دکمه رو میشناسم :)
  • 🌿🌛 Hadis 🥀
  • 🥰🥰✌

    اصلا من اسم آویشنو برای کهلیگ اوتی نمی پسندم :دی

    منم همه اینایی که گفتی رو می شناسم به اضافه چند تا گیاه دیگه. آاااااخ امسال اصلا یملیک نخوردم! :(

    پاسخ:
    آره فازشون فرق داره اصلا
    من کهلیگ اوتی رو خالصانه تر دوست می دارم :)
    گیاه های دیگه رو چشمی نمی شناسم قاطی می کنم همه اش. اتفاقا کنار کهلیگ اوتی ها یکم پایین تر یملیک هم بود :) زیاد جمع کردیم برات بفرستم؟

    چقدر مهربونی شما :) نوش جان؛ به جای منم بخور😋

    پاسخ:
    لطف دارید البته :) ... [وی از خوشحالی از پوست خود خارج می شود] 
    جات خالی :)

    زندگی با همه روز های سخت همچنان جزییات کوچیک و جذاب داره

    پاسخ:
    :)

    روز چهارم ، واقعا :)) من میرم تو حیاط باد گرم میوزه تو صورتم :)

    پاسخ:
    وای من از هوای گرم متنفرم خیلی شانس اوردم توی یه جای سردسیر به دنیا اومدم :)

    کجایی که پنجره رو باز می‌کنی از سرما یخ می‌زنی؟ :)) ولی چه خوب ^_^

    پاسخ:
    استانی بسی سردسیر :)
    آره خیلی عالیه :))

    سلام...

    نمیدونم چرا احساس میکردم به وبت سر زدم ولی الان که اومدم دیدم انگار نیومده بودم تا حالا...

    حتی احساس میکردم دنبالت میکنم...

    اگه میدونستم دنبالت نمیکنم حتما زودتر میومدم که از پست های بعدی ت مطلع شم^...^

     

    +یه سوال:توی وب پاییز گفتی که امتحاناتتون حضوریه...نهمی یا دوازدهم؟

    پاسخ:
    علیک سلام :)
    نمی دونم چی بگم پیش میاد. منم دو تا وب دنبال می کنم که قالباشون عین همه سبک مطالبشون هم شبیه همه همیشه قاطی اشون می کنم نمی دونم کدوم کدوم بود :))

    دوازدهم

    به قول ریحون بیان قالباش قشنگ رفتم تو بیان وب بزنم ولی چندبار اسمم تکراری بود بخیال شدم.

    این چیزایی که تو قرنطینه گذروندی منم همینطور بودم 

    پاسخ:
    تلاشت رو بکن دیگه اینجا خیلی خوبه
    هی...
  • .. نــفــ♥س
  • سلام من اینجا وب زدم بالاخره:)

    پاسخ:
    سلااااام ؛)

    روز پنجمت چه خوب بود که رنگین کمون اومد آخرش :)

     

    امیدوارم حالت بهترتر باشه الان :)

    پاسخ:
     :)

    سلام 

    می بینم در نظر گذاشتن فعالی. برای متقابل دنبال نکردم و اگر دوست داشتی دنبال کن.

     

    وب جالبی داری. 

    دیگه قرنطینگی هست ، بیشتر برای رعایته. به منهم در این دوران خوب نگذشته و بخصوص اینجا حال خوبی ندیدم و وبم حذف کردم تا از خیلی چیزها راحت بشوم. ولی الان هشت روزه شروع کردم مصمم و قوی ولی آرام آرام. 

     

    موفق باشی. 

    پاسخ:
    علیک سلام  :)
    بله هر وقت نظری داشته باشم حتما میگم. متوجه بقیه ی حرفتون هم نشدم متاسفانه‌




    لطف دارید :)
    انشاءالله که زودتر تموم بشه این دوران و کرونا هم درمان بشه. فکر کنم وبلاگ برای همه امون مثل یه دوست میمونه که باهاش درد و دل می کنیم. اگه مطالب این وب هم پر از افسردگی بودن و موجب ناراحتی اتون شدن معذرت میخوام :) امیدوارم روزهای آینده اتون بهتر باشه.



    شما هم همین طور :)

    ان شاءالله همیشه حال دلت رو به راه باشه    :) 

     

    + لامصب آویشنم دارن اینا؟ 

    پاسخ:
    ممنون :)


    اهم اهم... آویشن چینی نوعی خاص از آویشن بی کیفیت و لجنی رنگ که مزه ی کمتری داشته ولیکن ارزانتر است... ^_^
    شوخی کردم منظورم چیدن آویشن بود ^_^ 
    باید عوضش کنم ها اما چون باعث سوءتفاهم جالبی میشه میزارم بمونه :)

     

    اون تعریفت از آویشنِ چینی رو قبول دارم

    اگرم باشه چیزی جز همینی که تو گفتی نی   :))

    پاسخ:
    :)))
    ایشالا این آخر هفته میریم بیرون براتون آویشن فرانسوی میارم ^_^ 
    رنگش سبز آبیه و گلش قرمز، بوی نارگیل میده برگ هاش یکم درشت تر و کشیده تره برای درمان سرطان هم مفیده ^_^

    برات آرزوی هر روز خوشبختی رو دارم دوست گلم :)

    پاسخ:
    سپااس :)

    امیدوارم بیان برات سکوی پرش ب سمت بلند تر ها باشه الی:*

     

    پاسخ:
    ان شاءالله :)

    پس فصل پایان کوش؟!

    حذفش کردی؟!

    پاسخ:
    نه دارم ویرایشش می کنم تا فردا میزارم قسمت بعدی اش :)

    سین دالِ خوشکلم 🥰

    خوبی ؟

    اومدم احوالی بپرسم ازت :دی

    پاسخ:
    مرسی عزیزم ؛)
    خوبم فقط امروز خیلی سرم شلوغ بود. ببخشید دیر دیدم کامنتت رو :(

    امیدوارم فردا و فرداش هم امید داشته باشی و خوشحال باشی :))

    پاسخ:
    سپاس ^_^

    منم بابت روز هشتم شکرگزارم :)

    و روز دهم؛ چه خوب که جمعتون دوباره جمع شده.

    پاسخ:
    :)
    من شدیدا امیدوارم اتفاقی تو خیابونی جایی هم رو ببینیم. دارم ازت تصویرسازی می کنم که بتونم بشناسمت :)

    ایشالا که پایدار باشه. این روزها تقی به توقی میخوره همه چیز از هم می پاشه...

    و به نتیجه ای هم رسیدی؟ :)

     

    ان شاالله

    پاسخ:
    راستش رو بخوای نه زیاد. هرچی ازت حدس میزنم می بینم غلطه :/
    شاید از نوع حرف زدنت بشناسمت، تنها امیدمه! 

    قرنطینه به من که بسی خوش بگذشت؛)

    پاسخ:
    پس خوش به حالتون :)

    سلااااام :) 🌹

    آویشن چینی؟فرقش با آویشن معمولی چیه؟(این جانب به گیاهان طبی علاقه ی فراوان دارم! :) )

    کیک خونگی.هوم.خوشمزه است. 😍

    چالش جالبیه.خیلی فکر خوبیه. :) امیدوارم همین طور پر قدرت به این چالش شکرگذاری ادامه بدی. :)

    ان شاء الله به زودی هم قرنطینه تموم می شه و همه چیز مثل قبل می شه. :)

    پاسخ:
    علیک سلاااام :)
    این آویشن چینی رو کرم درونم نمیزاره ویرایش کنم تا همین سوء تفاهم ها پیش بیاد و یکم بخندیم. منظور آویشن چیدنه =)
    آره خیلی چالش خوبیه :) ایشالا :)

    آویشن چیدنه؟!!! :)) 😂

    خیلی هم عالی. :)

    پاسخ:
    :))

    #14

    منم دقت کردم چقد خوراکی‌جات میاد تو ذهنم :))) شکموها خوشحال‌ترن اصلا :دی

    پاسخ:
    نه تو باز چیزهای دیگه می نویسی. من خوشحال کننده تر از خوراکی جات پیدا نمی کنم. امروز هم سه جور خوراکی عالی داشتیم جز اون روز معمولی بود :/

    عکس هدرتون خیلی هوس برانگیز بود ! دلم خاست همین الان کتاب بخونم از این قطوراش !

    پاسخ:
    :) هدیه ی یکی از دوستانه
    خوندید به ما هم معرفی کنید :)

    چقدر هیجان‌انگیز که تموم شده البته در محدوده چالش اولیه :)

    پاسخ:
    واقعا پایان چه هیجانی می تونه داشته باشه؟ :)

    عزیزززززمممم 😍😍😍

    پاسخ:
    :)

    قرار نیست همه پایان‌ها تلخ باشه! بعضی‌ از پایان‌ها اتفاقا فوق‌العاده هیجان‌انگیز هستند. از نگاه من پایان یه چالش طولانی جذابه چون تونستی یه کار مستمر رو بدون در جا زدن انجام بدی. نمی‌دونستم قراره در جواب هیجان و ذوقم یه سطل آب سرد روی سرم ریخته بشه و بی‌حس بشم وگرنه سکوت می‌کردم :)

    پاسخ:
    وای متاسفم! نمی خواستم ذوقت رو کور کنم. فکر کردم یه شوخی کوچیک با کلمات باشه همین.خوب، پسندیده و جذاب بودنش رو قبول دارم ولی انصافا هیجان انگیز نیست به نظرم. 
    بازهم متاسفم!
    اگه می دونستم جدی و خشک و سرکوب کننده به نظر میاد جواب نمی دادم اصلا. 

    سلام:)❤

    بهت تبریک میگم که این چالشو شروع کردی  محکم ادامه بده

    حال خوبت همیشگی😍❤

    بنظر منم فاطمه کار فوق العاده ای کرده واسه همین منم باوجود کمبود وقت شروع کردم؛)

    پاسخ:
    علیک سلام :)
    ممنون
    همچنین :)
    انشالله برای همه امون ادامه دار باشه
  • فاطمه ‌‌‌‌
  • سین عزیز از خاندان دال :) خیلی خیلی خوشحالم که این کار باعث شده حالت بهتر بشه. می‌دونی این آخراش حال خودم خیلی خوب نبود ولی همین که می‌دیدم بقیه این کارو ادامه دادن و براشون خوب بوده به منم انگیزه می‌داد. بنابراین منم از تو ممنونم خیلی :)

    پاسخ:
    جانم :)
    من هم خوشحالم
    انشالله مشکلاتت حل بشه و هر روز بهتر از دیروز باشی 
    شیرینی استخدامت رو هم همین روزها بهمون میدی نگران نباش :)

    پست و بروز نکرده بودی. من خیلی هاشو تازه دیدم. 

    و براشون لبخند زدم. 

    اون خواب راحت چه نعمتیه:)

    و همه بقیه اش

     

    طعم شیرموز و شیرکاکائو فوق العاده ان چون:))

     

    + الحمدلله که میخوای ادامه بدی

    پاسخ:
    این هم از معایب بیانه، وابسته میشیم به همون ستاره ها 
    ممنون :)
    تو نیز به کمپین عاشقان شیرموز پیوستی پس :))

    شکر :)


    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.