غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

دوازدهمی ها

چهارشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۹، ۱۱:۵۵ ق.ظ

_ در کف ها کاسه زیبایی، بر لبها تلخی دانایی/ شهر تو در جای دگر ، ره می بر با پای دگر. (سهراب سپهری)

_آن باغ پر از گل‌های رنگین و معطّر شعر و خیال و الهام و احساس در سموم سرد این عقل بی درد و بی دل پژمرد  (علی شریعتی) 

 

 

این دوتا متن در امتحان امروز داده شده بود و خواسته بودن مفهوم مشترک رو پیدا کنیم. حالا جواب هایی که همکلاسی های من نوشتن: [بدون ذره ای اغراق] 

 

اولی) زیبایی های دنیا زودگذر است.

دومی) باید رفت یک جای دیگه.

سومی) حجرت دانستن [ ! ]

چهارمی) نفهم ها آسوده زندگی می کنند.

پنجمی) زندگی با احساسات زیباست.

ششمی) نباید احساسی بود.

هفتمی) مردم این دنیا هیچ درکی از زیبایی ندارند.

هشتمی) این جا دیگه جای موندن نیست.

نهمی) محیط زیست رو تخریب نکنیم‌.

دهمی) این سرزمین نابود شده.

یازدهمی) شکوفایی احساسات.

دوازدهمی) دقیق نگاه کردن به دنیای اطرف.

سیزدهمی) عاشق نکند تکیه به دیوار شکسته [ :/ ]

چهاردهمی) شاعر ها از مردم زمان خود جلوتر هستن

​​پانزدهمی) نه به شهر نشینی.

 

 

 

بقیه رو هم پیدا نکردم که ازشون بپرسم. اگه دارید افسوس می خورید که پس فردا اینها قراره دانشجوهای مملکت بشن باید بگم خیالتون راحت، همه اشون قراره پشت بمونن چون انتظار رتبه ی تک رقمی دارن ^_^

 

 

 

 

 

پی نوشت: اگه مفهوم مشترک از نظر خودتون رو هم بگید ممنون میشم. میخوام ببینم چه برداشت های دیگه ای میشه داشت.

 

  • میخک

نظرات  (۳۰)

فقط اونی که نوشته اینجا دیگه جای موندن نیست 😂👍

جایزه نوبلِ ادبیات حقشه انصافاً :D

پاسخ:
خیلی توضیحات هم داده بودن که یادم نیست. ولی اکثرا همین برداشت رو داشتن =)
  • امّــــ شـــهــــر‌آشـــــوبـــــــ
  • فقط سومی :|

     

    اون هشتمی هم که انگار دیگه کارای ویزاش درست شده!

    پاسخ:
    سرشار از استعدادیم ما ^_^


    این حقیقت ماجراس. هر کی برداشتی از یک متن داره و ما نمیتونیم بگیم کی درست میگه و کی غلط. چه بسا اصلا نظر خود شاعر یا نویسند هیج کدوم از این ها نباشه. به خاطر همین من امتحانی رو به نام ادبیات درست نمیبینم. چون ادبیات عشقه و عشق رو نمیشه گفت چه جوری باشه چون برای هر کی یه جوره😊💜

    پاسخ:
    باز هم اون دیالوگ معروف : زیبایی گل زیر چاقوی جراحی از بین می رود.
    واقعا هم درست نیست تأمیم دادن یه نظر به تمامی برداشت ها. ولی خب خودمون خیلی خندیدیم به این موضوع و گفتم طنز جالبی میتونه باشه :)

    من یه جورایی تقابل عقل و احساس رو برداشت کردم. ولی معنی شعر سهراب رو خیلی هم خوب نفهمیدم :))

    به نظرم جالب بود این همه برداشت‌های مختلف. من جای معلم باشم به همه نمره میدم حتی هشتمی :))

    خودت چی برداشت کردی؟

    پاسخ:
    آره خودمون هم  از خنده مرده بودیم جواب هیچکس هیچ شباهتی به دیگری نداشت :))
    متاسفانه امتحان نهاییه و دارای ریز بارم :(
    من نوشتم: آسودگی زندگی بدون درک حقایق و سختی دانستن.

    ب نظر منم عاشق نکند تکیه به "دیوار شکسته".. درخت نهایتا. 

     

     و بیشتر از همه

    متن هاش سخت بود. فهمیدن عادیش کالری میخواست. چ برسه به اینکه بگم چه ربطی دارن به هم. 

    پاسخ:
    جدا ازبی ربط یا با ربط بودنش عاقل نکند تکیه دیوار شکسته درسته!  :/ ولی خب اینم به دیدگاهه :)


    دیگه ما از خیر نمره گذشتیم و بیشتر خوشحالیم که موجبات خنده و شادی امون فراهم شد :))

    میشه اینو برا دوستام بفرستم؟ :)))

    پاسخ:
    با ذکر منبع و آدرس وب بلی :)

    ناسازگاری و دشمنی علم عددبین امروزی با زیبایی‌های شاعرانه‌ی جهان خلقت!

     

    + یه مرگ بر آمریکا هم می‌نوشتم دیگه تمام بود.

    پاسخ:
    تعبیرتون درسته به نظرم
    اما ربط دادن علم و عددبینی به آمریکا رو قبول ندارم. اتفاقیه که قبل از تولد کریستوف کلمب هم رخ می داده. عشق و منطق از اول خلقت در تضاد بودن. 
  • نــفــ♥س .مـ
  • هشتمی یازدهمی وپونزدهمی باحال بودن

    ولی خوب بنظرم همینکه ادما زیبایی اصلیل رو نمیبینن کور ونابینان 

    پاسخ:
    اگه این رو نوشته باشی نمره نمیگیری [ ستاد تخریب روحیه ]
    ولی جدا چطور میتونن این سوال رو تصحیح کنن؟ 

    نه... منظورم رو خوب نرسوندم!

    از اونجایی که نوشته‌‌ام خیلی قلمبه‌سلمبه بود، به شوخی گفتم که فقط یه مرگ بر آمریکا یا یه چیزی مث اون کم داشت!

    وگرنه ربطی به آمریکا نداره.

    پاسخ:
    ببخشید که من خوب متوجه نشدم :)
    خیلی هم خوب بود برای همچین سوالی فیلسوفانه ترهم میشه جواب نوشت :))
    جدا دوست دارم ابتکارات بقیه ی بچه ها رو هم بدونم :)
  • نــفــ♥س .مـ
  • بسیار ممنون همون نمره نگیری ازش بهتره

    اصن برای ما که انسانی هستیم هم غیر کتاب بیارن میمونیم کلا برداشته همه متفاوته دیگه

    پاسخ:
    والا خواهر :/
    من نمی دونم تک ماده چی هست اصلا ولی امسال خیلی روش حساب باز کردم. =)
  • نــفــ♥س .مـ
  • دقیقا اصن من اون تک ماده های دبستان وراهنماییموهم میخوام ازشون استفاده نکردم😂

    مخصوصا برای ریاضیم 

    پاسخ:
    حیفه این همه سال درس خوندیم بعد از آپشن هایی که برامون گذاشتن استفاده نکنیم =)
    حالا واقعا تک ماده چی هست یکی میگفت هفت بگیری با تک ماده قبولی. البته تاکید کرد ده نمره بنویسیم که سه نمره اش غلط از آب در اومد گیر نکنیم. و اینگونه ما قصد داریم کنکور دهیم... 

    فریب عقل خوردم، دامن مستی رها کردم

    ندانستم که این‌جا محتسب هشیار می گردد...

     

     

    اون گزینۀ اول پاسخ خودتونه؟

    پاسخ:
    بازهم یک کامنت شعرآلود :)
    راستش معنی مصرع دوم رو درک نکردم. میشه توضیح بدید؟ 


    خیر من نوشتم آسودگی زندگی بدون درک حقایق و سختی دانستن.

    خیلی پیچیده نیست.

    مطمئنم درک می کنی.

    پاسخ:
    آخه هوشیار بودن محتسب عادیه و اگه معنی اش هوشیاری واقعی باشه که دور از دامن مستی رخ نمیده! 

    عذر تقصیر:

    الآن متوجه شدم. مصرع دوم رو اشتباه تایپ کردم. درستش اینه.

     

    ندانستم که این جا محتسب هشیار می گیرد.

    پاسخ:
    چه حرفیه وقتی دامنه ی شعرهای حفظی اتون اینقدر وسیع باشه پیش میاد دیگه :)
    انشاءالله همه امون بازگردیم به دامن مستی و مرغ باغ ملکوت بودن :)

    پشت کنکور موندن به نظر من که فاجعه‌ست :)

    پاسخ:
    برای بعضی ها تباهی زمان و فرصت ها و شکنجه ی روحیه ، برای بعضی ها هم یه شانس دوباره و نجات 
    من از دسته ی اولم 

    برای عده‌ی زیادی شکنجه روحیه. تو اتاق ما توی خوابگاه بچه‌های رشته‌های مختلف علوم پزشکی هستن. یکی از بچه‌ها که خب از اتاقمون رفت پشت کنکور مونده بود سال دوم بهداشت قبول شده بود. سال اول هم می‌تونست همین رشته رو قبول بشه حتی بهتر اما خب مونده بود پشت کنکور و فکر کنم رتبه‌ش به مراتب بدتر شده بود. این وسط عمره که داره تلف می‌شه. حیفه واقعا.

    پاسخ:
    اگه عاشق یه رشته باشی ارزش درد کشیدن و جنگیدن رو داری. چه کنم که تجربی برای من جبر روزگاره. نه اینکه دوستش نداشته باشم اما اولویت اولم نیست. چه میشه کرد؟ تو این دنیا نویسندگی شغل محسوب نمیشه گویا. 
    فضولی نیست بپرسم خودتون چی می خونین؟ 

    خیلی حس و حال بد و منفی با خودم آوردم زیر این پست :( ببخش جانم.

    چون خودم تجربه کردم می‌دونم خیلی سخته واسه همین دلم نمی‌خواد کسی مثل من اذیت بشه.

     

    خب

    بیا حس‌های منفی رو بریزیم دور و لبخند بزنیم :)

     

    ابر باش و سرود باران را در فضای بهار جاری کن

    گریه را جمع در نگاهت کن، خنده در ضرب ناودان بگذار

    می‌رود ساعت از برابر ما، خسته از لحظه‌های اندوهیم

    ایستگاهی برای یک لبخند، در سراشیبی زمان بگذار

    پاسخ:
    این دیگه عادی ترین حس این روزهای ماست ثانیه ای نیست که بهش فکر نکنیم :)

    قشنگ بود :)

    همه این روزها می‌گذره. بهت قول میدم چند سال دیگه همون جایی باشی که برات بهترینه. جدا از خواست دیگران و نگرانی‌های این روزها. خدا مراقب آرزوهای بنده‌هاش هست :)

    پاسخ:
    ممنون :)
    کاش خدا خودش هر چی صلاحه رو پیش ببره چون مطمئن نیستم چی میخوام و چی برام خوبه.

    چقدر جالب

    خصوصا اون سیزدهمی

    یاد یه خاطره از دبیر ادبیاتمون افتادم

    ب دختر بچه های دبستانی میگه 

    عشق چیست

    ینفر مینویسه عشق یک چیز بی تربیتی است.

    که البته در جواب خنده ی ما ..دبیر ادبیاتمون گف که بابت این توضیح از ناراحتی گریه کرده!

    پاسخ:
    :)

    خب بچه است نمیفهمه! دبیر ادبیاتتون انتظار داره همه ی بچه ها فهمیده و روشن فکر به دنیا بیان؟ 

    نه 

    منظورش این بود که خانواده ها جوی رو میسازن که تا بچه ها راجب این قضایا و شبیه  به این میپرسه جوری رفتار میکنن که انگار سوال زشتیه و از دادن پاسخ طفره میرن

    البته برای بچه ها اون زمان میگفتن

    نه ماشالله بچه های الان😁

    پاسخ:
    دیگه اینجور ذهنیت سازی جامعه عادی شده به نظرم. البته به لطف فضای مجازی الان... سکوت کنیم بهتره =)

    چه جالب ... 

     

    من نوشتم: کسایی که با منطق و علم به جهان نگاه میکنن نمیتونن زیبایی هاشو درک کنن...

    پاسخ:
    همه ی کلاستون همین رو نوشتید؟ بابا شما نابغه اید =)
    به نظرت نوشته ی من نمره میگیره؟

    من اصلا نمیتونم هیچگونه نظر خاصی درمورد طرز تفکر مصحح ها بدم...

    اگه من بودم بهت نمره میدادم...👍

     

     

    پاسخ:
    جان من بیا مصحح شو :)

    یادمه دین و زندگی پیش دانشگاهی رو با هزارنوع تقلب شدم ۱۲:)))

    جالب ترش میدونی چیه؟ ما امتحانای تاریخ و زمین شناسیو جغرافی و اینطور چیزارو یا برامون تقلب آزاد بود یا سوالات رو قبل امتحان بهمون میدادن. با این حال من ۲۰ نمیشدم! واقعا جای تعجب دارم!

    پاسخ:
    :))))

    باز وضع شما خوبه همه اتون این طوری اید. تو کلاس ما امتحانایی که سوالا رو از قبل مشخص میکردن رو همه بلا استثنا بیست میشدن جز من :/
    از بچگی متفاوت بودم ^_^ یعنی امتحان مجازی که از رو کتاب نوشتم فرستادم رو هم ۱۷/۲۵ شدم ^_^

    باید اندیشید ریشه ی این همه خاص بودن کجاست...
  • مائده ‌‌‌‌‌‌‌
  • مای گودنس! کنکوری هستی توهم؟ :)))

    پاسخ:
    یس 

    خودت چی نوشتی؟

    پاسخ:
    آسودگی زندگی بدون درک حقایق و سختی دانستن

    من عاشق نهمی و هشتمی شدم

    آخ چقدر خوبید

    پاسخ:
    نهمی دوست خوبم بود :)

    چرا فکر می‌کردم حداقل سی و چهار سالتونه شما؟ :دی 

    پاسخ:
    چقدر دقیق!  :)

    آره، چهارش خیلی مهم بود :))

    پاسخ:
    :)))

    عنوان این پست رو که توی پر بیننده ترین مطالب دیدم یاد تبلیغای کتب کمک درسی افتادم.

    دهمی ها،یازدهمی ها،دوازدهمی ها گاااج منتشر می کند :/

    پاسخ:
    :)))

    جمع کردن و رفتن یه سبک زندگیه XD

    پاسخ:
    واقعا هم هست :`)

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.