حالا جدی جدی زندگی یعنی چه؟
میشه جواب بدین؟
- ۰۰/۰۷/۲۶
زندگی یعنی بهترین استفاده از یک زمان محدود...
بهترین استفاده یعنی بدونیم چرا زندگی میکنیم و طبق اون زندگی کنیم. همون سوال دوم کامنت اول...
بالا بریم، پایین بیاییم، سوالات جدی وارد مباحث دینی (یا فلسفی) میشه...
میشه گفت، هدف به زندگی معنا میده. ولی نمیدونم همش همین باشه یا نه...
متفاوت رو نمیدونم. ولی اگر قرار باشه از فرصت محدود بهترین استفاده رو نکنیم، پس چه فایده خواهد داشت؟ شاید بشه گفت در کنار بهترین استفاده میتونه یک چیزی هم باشه. ولی مغایر بهترین استفاده نیست...
خب پس برای چی داریم زندگی میکنیم؟
به نظر من داریم زندگی میکنیم که یه هدفی رو دنبال کنیم. با توجه به این که فرصتمون هم محدود هست. ولی سوالی که پیش میاد اینه که ممکنه که یکی دلش نخواد هدفی رو دنبال کنه. اون دیگه برمیگرده به این که کلا هستی رو چطوری میبینه...
سفر؟
واسه تلطیف فضا شعر سهرابو تقدیمتون میکنم...
همون که میگفت زندگی نمیدونم چی چیست و اینا... سرچ گوگل کنین
با تشکر
فکر نکنم. به نظرم جفتش یکیه. مگه این که خلافش رو ثابت کنید.
تو درس نداری؟
:/
هی سوال میپرسه! هی سوال میپرسه!
اونم نه عادی فلسفی :///
منطق منم میگه چیزی به اسم هستی، ماهیتی نداره. بنابراین سوال هستی رو چی میبینه رسما منسوخه! چون هستی مثل خداست. اصلا خداست. چیزی غیر از خدا نیست. بنابراین ماهیتی وجود نداره. تنها چیزی که باقی میمونه، روش دیدن اون هستیه...
من درحال خوندن تو و تاکی
0____0
چوطور شده ؟
زندگی با زنده بودن فرق داره، یه نفر ممکنه زنده باشه ولی زندگی نکنه...
زندگی یعنی دیدن، شنیدن، حس کردن حالا چه رنج و چه لذت و گاهی هردو توامان
زندگی یعنی برای یه هدف مشخص هرچند کوچیک و کوتاهمدت افق دید داشتن و برنامه ریختن و دویدن ولو اینکه بهشم نرسی... این یعنی امید داری و امیده که آجرهای زندگی رو میسازه
راستش نمیدونم معنی زندگی چیه.
ولی برام جالب بود که قشنگ ۳۰ ثانیه قبل از اینکه بیام بیان و پستت رو ببینم، برای خودم نوشته بودم:
زندگی همینه دیگه.
خوبه و بد. بیشتر بده، خیلی بیشتر بده، ولی به هر حال به خاطر همون خوبای کوچولوش هم شده مجبوریم ادامه بدیم.
زندگی یعنی همین. همین لحظه.

@ زری خانم
زندگی موسیقی گنجشکهاست
زندگی باغ تماشای خداست
زندگی یعنی همین پروازها
صبحها، لبخندها، آوازها...
زندگی ذرّهی کاهیست که کوهش کردیم
زندگی نام نکوییست که خوارش کردیم
زندگی نیست به جز نمنم باران بهار
زندگی نیست به جز دیدن یار
زندگی نیست به جز عشق
به جز حرف محبّت به کسی
ورنه هر خار و خسی
زندگی کرده بسی
زندگی تجربهی تلخ فراوان دارد
دو سه تا کوچه و پسکوچه و
اندازهی یک عمر بیابان دارد
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم؟
[البته من مطمئن نیستم که این شعر از سهراب باشه!]
**
زندگی رسم خوشایندیست
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازهی عشق
زندگی چیزی نیست که لب طاقچهی عادت از یاد من و تو برود
زندگی نوبر انجیر سیاه، در دهان گس تابستان است
زندگی بعد درخت است به چشم حشره
زندگی تجربهی شبپره در تاریکیست
زندگی حسّ غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی سوت قطاریست که در خواب پلی میپیچد
زندگی دیدن یک باغچه از شیشهی مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کرّهی دیگر
زندگی شستن یک بشقاب است
زندگی یافتن سکّهی دهشاهی در جوی خیابان است
زندگی ترشدن پیدرپی
زندگی آبتنیکردن در حوضچهی اکنون است
رختها را بکنیم
آب در یک قدمیست...
[ولی این یکی قطعاً از سهرابه.]
@ میخک
کلاهم این طرفا نیفتاده، ولی میتونم حالتون رو بپرسم که؛ خوبین آیا؟ :)))
سفر به دنیایی بهتر:)
نه! به نظر من ماهیت مختص اشیایی مادی و کوچکتره! نه چیزی به اسم هستی! هستی که فقط کره زمین نیست. هستی یعنی دنیا، یعنی انسان، یعنی وجود انسان، یعنی عقل، یعنی عشق، یعنی...
در جوابت به اقای حمیدرضا باید بگم ماهیت نداره! درواقع خدا ماهیت نداره :)))
@جناب عینک
مهم اینه که سبکش سهراب طور بود XD
تشکر
عه این چه حرفیه! خدا اصلا ماهیت نداره. هستی هم همینطور. اینا ماهیت ندارند. ماهیت یعنی چیستی. یعنی یه تعریف مشخص و یکسری قانون و قاعده. به نظر ما خدا چیستی داره؟ میشه خدا رو تعریف کرد؟ میشه خدا رو دید یا مقایسه کرد؟ خدا و هستی اصلا چیستی ندارن. چه حرفیه...
خوب و بدش رو توی همین سفر رقم میزنیم
فرض کن سوار ماشینی راننده میگه اگه تا آخر سفر بچه خوبی باشی، میبرمت جای خوب خوب :)) و اگه نباشی...
ما نمیتوانیم چیه دیگه؟ کی اصلا به توانایی ما کار داره؟ چیستی یعنی یکسری ظواهر و فواید مشخص. شما میتونید خودکار یا مداد رو مقایسه کنید. میتونید اشیاء مختلف رو مقایسه کنید. ولی خدا رو میتونید مقایسه کنید؟ میتونید تعریف کنید؟ میتونید بگید با چه چیزی چه تفاوتی داره! خدا اصلا چیزی نیست. خدا فقط هست! خدا فقط هست. چیستی داشتن، یعنی محدودیت. ماهیتها فقط بر اساس محدودیت شکل میگیرن و میتونن مقایسه بشن. خدا رو دقیقا چی تصور میکنید؟ آفرین! هیچی! خدا رو اصلا نمیشه تصور کرد. خدا فقط هست. خدا رو فقط میشه دوست داشت. شایدم، برعکس...
سفر سفره دیگه، دنبال چه تعریفی هستین؟
سفر یعنی تغییر مکان یا حالت از الف به ب...
من برام سواله چرا زندگی رو محدود به این دنیا کردید؟
(: همینی که سهراب سپهری می گه. زندگی رو از هرجا و هرجور بخوای تفسیر کنی نگاه کنی یعنی همین. همین حالایی که من نشسته ام برات می نویسم و تو می خونی و ما فکر می کنیم. زندگی یعنی لحظه و لحظه فراتر از تصور ماست و محدودیت نداره. یکی تو همین لحظه یکی از زندگی می ره و یکی دیگه به دنیا می یاد.
من الان می گم زندگی رو نباید زیاد سخت گرفت. ما راهمونو بریم. تهش چی می شه؟. ولی شاید پس فردا بگم باید زیاد سخت گرفت!.
شاید بای وجود نداشته باشه :)
نه منظورم اینه که این سفر اصلا انتهایی نداره، مقصد میتونه بی نهایت باشه :)
چرا اجباری؟ جالب نیست واقعا؟ ما وجود داریم! میتونستیم اصلا وجود نداشته باشیم. براتون جالب نیست. وجود داشتن خیلی جالبه. چرا به اجباری یا اختیاریاش فکر میکنیم؟ معلومه که ما تو آفریده شدن اختیاری نداشتیم. ولی جالب نیست ما یه وجود داریم!؟
خب شما میتونید به وجود نداشتن فکر کنید؟
هر وقت تونستید به وجود نداشتن و عدم فکر کنید، اون موقع راجع به اختیاری یا اجباری بودنش فکر میکنیم :) به نظر بهتره خداروشکر کنیم که مارو به وجود آورد! و ما میتونیم وجود خودمون رو حس کنیم. به علاوه تمامی احساسات خوب دیگه. حس وجود داشتن حس شیرینیه (حداقل برای خودمون)
پیشنهاد میکنم یه دانشجوی فلسفه رو پیدا کنی ازش بپرسی چنان جوابایی بهت میده که از فرط زمان و مکان که هیچ از این سوالای زندگی چیه و ... خلاص میشی :)
ببین خدا وجود داره ولی ماهیت نداره. وجود جنبه عمومی اشیاء است(اشیا یعنی جاندار و همه چیز کلا) و ماهیت جنبه اختصاصی اشیاء!
یعنی ببین وجود من و اون گل برابره یعنی من هستم اون هم هشت ولی ماهیتی که همون چیستی ماست باهم فرق داره. گرفتی؟!
ولی خدا که جسم نیست. خدا محدود نیست که ماهیت خاصی داشته باشه .
من تاهمینجا میدونم بقیشو دیگه نمیدونم میتونم بگم یانه! یچیزایی از کلاس فلسفه یادم مونده بود گفتم😅
اها یه چیز دیگه.
تو میتونی به این فکر قانع بشی که هر معلولی دارای علته یعنی تا علت نباشه معلول نیست. همه ماهم که فقیر بالذات پس برای وجد به خدا نیازمندیم حالا خود خدا چطوری به وجود اومده؟
میگن که گویا قبلا ازمون پرسیدن میخواین بیاین این دنیا ؟ ادم باشین ؟
ما هم گفتیم اره
بعدشم حافظه مونو پاک کردن...
من و د ف گونه میگم حاجی با چه استدلالی قبول کردی عاخهههه
* اه این سوالات کتاب دینی! حالم بهم میخوره ازشون! این استدلالات دیگه برای ما کهنه شده و از سنمون گذشته به نظرم...

راستش اگه آقای عینک عزیز پزشکی قبول شده، خوشا به حال مریضاش :))
زندگی هفت میلیارد تعریف داره...
خدا هم همینطور...
پس نپرسید " زندگی یعنی چی؟"
ببینید زندگی یعنی چی!
چون اون اولین انسان ها که اسم زندگیو زندگی گذاشتن...دیدنش...خیلی ساده دیدنش...بعد ما اومدیم کلی شرط گذاشتیم...
زندگی یعنی زندگی کنیم بدون اینکه دنبال جوابش باشیم.
خیلی زودتر از اون چیزی تموم میشه که بخوای بفهمی چیه.
@اقای عینکِ ناشناس
:))))))
حاج خانوم داشت کتاب دینی رو شرح میداد که من اینو گفتم مثل این که کامنتو ویرایش کرد. منظور بدی نداشتم ولی برای ما دیگه کاتالوگ و کتابچه راهنما یه استدلال کهنه و قدیمیه واقعا...
جناب عینک پزشکی اوردییین ؟؟؟؟؟؟؟
یعنی لحظه های شادی بین دو غم!
مرگ چیه؟
زندگی مخالف همونه
زندگی یعنی همین 😂
زندگی یعنی بودن...
کم کم جملاتم داره ته میکشه 😂😂
وی دارد گیوتین را می آورد که سر میخک را درونش بگذارد :)))))))))))))))
@ ندیری
زندگی یعنی همیییییییییییییین که... اگه قهری... اگه آشتی ...
زری گیوتین جنس اعلا سراغ دارما😏
درون که نداره... لا داره....
میخوای میذارمت لاش ؟
@ یاس
حاجی دمت گرم بیارش نیازمندم
حال ندارم با شکل نشونت بدم ولی لا داره 😂
من هرچی رو بفروشم گیوتینمو عمراااا!
@زری قابل تورو نداره بیاببرش :)))
فرصتی برای انسان بودن.
چرا باید دنبال معنیاش بگردیم؟

فکر می کنی چرا تصورِ وجود نداشتن حتی اگه مبهم و رازآلود باشه برامون جذابه و احساس آرامش میده؟
من ریشه اش رو توی راحت طلبی خودم پیدا می کنم.
اگه با خودم صادق باشم،میگم که ببین!وجود داشتن حداقل توی این دنیا زحمت داره؛گرچه هزاران بار به این نتیجه رسیدی که زحمتش آسونه و گذراست و می ارزید و اتفاقا شیرینه،قشنگه،جذابه.
شاید هم زحمتش برای ما در حدِ سعی کردنه.یعنی ما فقط سعی مون رو می کنیم؛بقیه ی اتفاقات و پیامدها و اعمال و اینهاش با خداست.
آقای ندیری راست میگن.وجود پیدا کردن،شروعِ فوران نعمت ها برای ماست.اصلا همین که خدا بهمون وجود داده باید تا ابد دورش بگردیم :) چه برسه به باقی زندگی مون که همه اش لطفه.
در مورد اجباری بودنش هم می فهمم چی میگی و نظرم اینه که اگه روحیه ی حقیقت جویی و حقیقت گرایی مون رو زنده نگه داریم و تقویت کنیم،مقاومت مون در برابر بعضی اجبارها درهم خواهد شکست :)) یعنی به نظرم الکی مقابل کلیتِ اجبار گارد گرفتیم.خودِ حقایق،نوعی اجبار دارن با خودشون مثلا؛با حقیقت ها هم مشکل پیدا کنیم به این خاطر؟
منظورم از زحمت،کوچیک ترین زحمت ها هم هست.یعنی مثلا بخوای دستت رو تکون بدی،یه زحمتی میخواد.
مشکلی با خودت داری؟/:
من هم هرچی می گذره
از خودم بیزارتر میشم و دلم می خواد فرار کنم به سمت آسمون
ولی مثل اینکه هنوز وقت رفتن نرسیده /:
شاید به کمال گرایی ربط داره و اینکه مواجهه با نقایص،آزار دهنده ست
دلم قرص نیست اما دوست داره بعدش آسمون باشه
:|
خب خوبه اینجا بازه. هنوز میخواستم فحش نثارت کنم دیدم کامنت اینجا بازه :/
میگم واتساب نمیشه کانال زد؟
:)
آره
عه چه بد! :/
من که چرت و پرتامو بردم تلگرام راحتتتت یه کلیک میکنم مینویسم و میبندم :)))
آره اونکه ...
اونجا خوبه نوشتن. یا ایتا یا یه اپلیکیشنی که بشه توش کانال زد .
محض اطلاع دیس لایک نداره وبت خانوم😂
چند سال پیشا یه جا خوندم: چیزی که ما آن را زندگی می نامیم، اصلاً زندگی نیست. بلکه استخراج تدریجی مرگ است!
واسه این سوال، همیشه این جمله یادم میاد!
خدابیامرزه طراح بنده خدارو :))😅 من فقط ویرایش کردم😁
نه اتفاقا من لایک کردم😉
اینقدر دموکراسیشم تو خودِ ایالات متحده هنوز رواج پیدا نکرده😂
مرز های دموکراسی رو جابجا کردی بالام جان😂
میترسم آخرشم ترور شی🤣🤣🤣
نه والا من همیشه تک گرا هستم ترجیح میدم خودم بادیگارد خودم باشم (نیس که شخصیت مهمیم)😂
از کجا معلوم بادیگاردا برا دشمنت کار نکنن؟!
موافقم.
ساده زیستی کلا بهتره :)))
زندگی یعنی چی یا زندگی برای چی!؟