غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

متولد محرم

دوشنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۹، ۰۱:۲۸ ق.ظ

من متولد محرمم. زاد روزم حوالی غروب تاسوعاست. و خب، پدرم معتقد بود و هست که تولد زود هنگام و پر ماجرایم در در غم بار ترین زمان ممکن حتما حکمتی داشته. من قبول نداشتم. هیچوقت عاشق حسین (ع) نبودم. دوستش داشتم ها، ارادت و احترام خاصی به ایشان قائل بودم اما عاشقش نبودم. دیوانه اش نبودم، نه آنقدر که پا برهنه دنبال کاروانش بدوم، نه آنقدر که با عطر پرچم لبیک یا حسین مست شوم. راستش را بخواهید، هنوز هم دلم آنقدر صاف نیست که با مهرش لبریز شود. از این بابت شدیدا شرمنده ام. همانطور که همیشه بوده ام. من حسینی نبودم. عاشورایی نبودم. نیستم. 

 

حالا که دارم فکر می کنم... تولد من یک جورهایی شبیه داستان حضرت آدم است. نمی دانم گول کدام جلوه از درخت دنیا را خوردم. که حوالی غروب تاسوعا از خیمه بیرون زدم، بی سر و صدا. کسی نفهمید که فرار کرده ام، یا شاید هم فهمیدند و برویم نیاوردند. آری، سرورمان فهمید. چشم هایش را بسته و شمع ها را خاموش کرده بود. همه جا را ظلمت فرا گرفته بود‌. تاریکی، جهالت ، ترس. او گذاشت که خودم انتخاب کنم. نوری که بر وجودم می تاباند یا شبی به درازای چند هزار سال... من پا گذاشتم به زمین. آمدم به این دنیای نحس. مادرم بیهوش شد. زدم زیر گریه. پدرم می گوید ماه های اول شب و روز گریه می کردم. با هیچ چیز و هیچ حرفی آرام نمیشدم. تازه فهمیده بودم چه بهشتی را از دست داده ام. صحرای محشر در نزدیکی کوفه به پا شده بود و من در شهری غریب هنوز زنده بودم. هنوز نفس می کشیدم. تمام نفس هایم رنگ شرمندگی را داشت. من حسینی نبودم. عاشورایی نبودم. نیستم. 

نظرات  (۲۰)

میدونی 

یکی میگه عاشقت نیستم 

یکی هم میگه ذره ذره ی وجودم به فدایت ،من عاشقتم

و اخر سر میبینی اونی که ادعایی نداشته ، تو عمل ،عاشقی رو ثابت کرده

.

.

همین دیگه کشف کردم چرا اینقدر خوبی از بهشت اومدی:)

.

کربلا رفتی؟

اگه نرفتی ،حتما بعد این کرونا برو 

اونوقت میفهمی عاشقی یعنی چی :)

اگه مثل من اونجا هم نفهمیدی

دلتنگی های بعدش یادت میاره :)

 

پاسخ:
میدونی
هرچقدر هم عاشقشون باشیم کمه
یه دریاست این محبت و این نور
من از این دریا یه کاسه آب هم ندارم... فقط خیس شده کوزه ام، همین.

همه امون از بهشت اومدیم. مگه نه اینکه ما ز بالاییم و... همه امون بالا نمیریم البته... ولی فائزه خانم قطعا از طبقه های بالاترش اومده :)

نه متاسفانه هنوز قسمتم نشده
نذر کرده بودم این اربعین پیاده برم...
اصلا... با چه رویی برگردم به اون خیمه ها...؟ 
  • واژه های لاجوردی
  • برا صدمین بار میگم چقد من دوس دارم نوشته هاتو :)

    خدایا استعدادِ نویسندگی لُدفن !! منم میخوام خو :(

    پاسخ:
    منم برای صدمین بار ذوق می کنم :)

    حالا درمورد بقیه اشون بعدا بحث میکنیم ولی این یکی نویسندگی نمی خواست ها
    باید تهش بنویسم #زندگی واقعی
  • واژه های لاجوردی
  • اینکه آدم بتونه زندگی واقعیشو انقد خوب بنویسه هم مهارت نویسندگی میخواد دیگه!نمیخواد؟!مثلا همینو من میخواستم بنویسم یک چرت و پرت هایی تحویل میدادم که نگوووو :))

    پاسخ:
    خب طبیعیتا الان من باید غصه بخورم که دوستم چرا چنین احساسی نسبت به خودش داره یا مشکلش چیه و بگم نگووو و این حرف ها‌...
    اما صادقانه خوشحال شدم. یه ناخوش قلم دیگه پیدا کردم :) شدیم نه نفر. فقط یه نفر دیگه مونده تا تکمیل گروه اولیه... بعدش فعالیت هامون رو شروع می کنیم :)

    نمیدونم درباره ی زیبایی متن‌ نظر بدم یا درباره ی خود متن

    جفتشون عالی بودن 

    پاسخ:
    ممنون، لطف داری، چشم هات زیبا خونده :)

    من آرایۀ حسن تعلیل رو خیلی دوست دارم. اینکه از زاویۀ دید دیگه‌ای به اتفاق‌ها و دلایل‌شون نگاه کنی، جذابه برام.

    از همین رو، متن قشنگت بیشترتر به دلم نشست :)

    امیدوارم در اولین فرصت بعد از کرونا، کربلا نصیبت بشه و با قلم خوبت ما رو هم به فیض برسونی. :)

    پاسخ:
    آرزوجان شما اگه 18 سال به دلیل یه اتفاق فکر کنی قطعا به جاهای بهتری می رسی :)
    ممنون. لطف داری :)
    کرونا مگه تموم هم میشه؟ :(

    چقدر قسمت آخر کامنت خانم فائزه حرف منه:)

     

    دلتنگی های بعدش الان خیلی چیزا رو داره یادم میاره😢

    پاسخ:
    دیگه دل من رو آب نکنید دیگه!
    چه شوق و ذوقی داشتم واسه اربعین امسال... :(
    الان کی پاسخ گوی دل منه؟

    :)

     

    زیبا می نویسید :)

    پاسخ:
    :)

    زیبا می خوانید :)

    چی شد که آروم شدی؟ 

    پاسخ:
    من؟
    آروم نشدم
    بی تفاوت و بی احساس و سرد و خسته شدم، اما آروم نشدم

    میدونی من سه سال بود که مشتاقانه دلم میخواست برم ولی نمیشد و در اخر سال پیش قسمت شد و رفتم.

    اینطور فکر کن که این قسمت نشدنه و این فاصله ای که امسال افتاده باعث مشتاق تر شدن و عاشق تر شدنت میشه:)

    مثل من که شاید اگه همون سال اول (که دلم خواست برم ولی نشد) میرفتم هیچ وقت اون حسی رو که بعد از سه سال انتظار تجربه کردم رو نمیتونستم تجربه کنم.

    پاسخ:
    راست می گی ها...

    خود این زیاد فکر کردن مهارته. 

    چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند. ان‌شاءالله اینم تموم می‌شه :)

    پاسخ:
    تاحالا به جوجه اردک ذهنم به چشم مهارت نگاه نکرده بودم :)

    انشالله...

    خوب منم عاشق نیستم ولی غم مظلومیت امام حسین(ع) وهمراهانشون دلم رو میسوزونه! اون آدمایی که اینقدر عاشقن میرن ومدافع حرم میشن نه ما نیستیم!

     

    پاسخ:
    گاهی دلمون بدجوری سنگ میشه...

    منم حاضر بودم برم مدافع حرم بشم منتها دخترها رو نمیزارن :/ تقریبا از وسط راه برم گردوندن :/
    البته  دلیلش فقط عشق نبود. 

    پس فک میکنی چی بتونه آرومت کنه؟ 

    پاسخ:
    آرامش فقط در تب و تاب سوختن به دست میاد
    در شوریدگی 
    و خب من شوریده و عاشق و شیدا نیستم
    چطور میتونم باشم ؟ نمی دونم. می دونم ها، ولی به مرحله ی عمل رسوندنش سخته...

    چقد قشنگ نوشتی خیلی به دلم نشست :)🌹

    پاسخ:
    ممنون لطف دارین 🌸

    چه زیبا نوشتید.

    پاسخ:
    زیبا خواندید :)

    میدونی، همین که میدونی چقدر بزرگوارن ، همین احترام عمیقی که براشون قایلی...همین یعنی عشق...

    شاید تویی که میگی عاشق نیستی از یاران خوب امام زمانت باشی و اونی که میگه عاشقه خیلی راحت تر گول بخوره و از یاران نباشه...

     

    +شاید دستچین برای ظهور شده باشی و خودتم ندونی...

    پاسخ:
    از یه طرف حرف شما درسته
    از یه طرف هم عمرسعد هم می دونست! خیلی از کوفی ها احترام بیشتری قائل بودن به امام. 
    امیدوارم که مثل اونها نباشم...


    ولی من فک میکنم این متن رو یه آدم حسینی و عاشورایی نوشته   :)

    پاسخ:
    فکرهای قشنگی می کنی :)

    منم نبودم و نیستم... 

    اما ۲ تا چیزش مهر و اشتیاق رو تو قلبم بالا و بالا میاره،، که همین روزها مینویسم ازش ..

    قشنگ بود 😊

    پاسخ:
    کاش باشیم...
    میام و میخونم حتما :)
    ممنون چشم هاتون قشنگ می بینه :)

    منم مثل ز.الف همین فکرو می‌ کنم. و می دونی، طرز دیدت به دنیا خیلی برام جالبه. و این طرز دیدت رو خیلی قشنگ برامون می نویسی. :)

    و عام، برام سوال پیش اومد که تولدت کیه؟ :دی

    پاسخ:
    منم  طرز فکر شما رو دوست دارم :)

    حوالی غروب تاسوعا. که البته با گذشت سال ها قمری و شمسی اش از هم فاصله گرفتن

    من در جایگاهی نیستم که بگم عاشقی یا نه!

    حتی جواب سوال رو در مورد خودم هم نمیدونم !

     

    فقط میتونم دعا کنم که عاشق بشیم :)

    پاسخ:
    فکر کنم هرکسی میتونه فقط خودش ذو قضاوت کنه...

    ممنون :)
    دعای قشنگیه :)

    فضاسازیه بی نظیری هست

    ممنون که ما رو از قلمت محروم نمی کنی

    عطش تو در این تصویر سازی ها

    ستودنیه

     

    پاسخ:
    😅
    تو که تعریف میکنی من تو ابرها پرواز میکنم
    وقتی حسابی تعریف میکنی از ابرها هم اونور تر میرم 😄😆

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.