غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

من کنکوری هستم؟ -موقت

دوشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۹، ۱۰:۵۹ ب.ظ

من هیچوقت بچه ی درس خوانی نبودم. اگر درسی را دوست داشتم و می خواندم و اگر دوست نداشتم نه. هیچوقت نگران نمره و معدل نبودم. دغدغه ی شاگرد چندم شدن را نداشتم. از آموختن مطالب جدید و یاد گرفتن حقایق کیهان و آگاهی یافتن بر دنیای پیرامون و آشنا شدن با جانداران ناشناخته و آناتومی آنها لذت می بردم. اما فقط همین، فقط لذت می بردم. در قید و بند حفظ کردن و در مغز چپاندن مطلب نبودم. امتحانات را یک چالش می دیدم برای آزمودن میزان دانش خودم. و برای همین هم شب امتحانی نبودم. قصد داشتم خود واقعی ام را بسنجم. اصلا تمام درس خواندن هایم سر جلسه ی درس بود. اگر یادم می ماند می ماند و اگر نمی ماند هم حوصله ی تکرار و مرور نداشتم. نمره هایم بجز در ریاضی درخشان نبودند. اهمیتی نمی دادم. تلاشی برای پیشرفت نمی کردم. البته سال آخر راهنمایی و برای آزمون ورودی تیزهوشان سنگ تمام گذاشتم و انصافا دختر خوب و درس خوانی شده بودم. بماند که آن روزها هم زیر کتاب هایم دفتر شعری پنهان بود... با یک زمان بندی اشتباه و شکست تلخی که حقم نبود ناامید شدم. برگشتم سر خانه ی اول.

 

بعد از امتحانات ترم دوم یازدهم تصمیم گرفتم تغییر کنم. با خودم قرار و مدار گذاشتم. اولا مسئله ی یک سال بخور نون و تره، یک عمر بخور نون کره را به خودم قبولاندم و دوما اینکه برای دنبال کردن رویاهایم به شغل و پول نیاز داشتم. دلم نمی خواست دستم در جیب پدر و مادرم باشد. عزمم را جزم کردم. آن حجم از درس خواندن برای من درس نخوان چیزی فراتر از جابه جایی کوه قاف بود. از پسش برآمدم. تابستانم که شب و روز در کتابخانه گذشت. از یک مهر... مشکلاتی شروع شد که قصد توضیحشان را ندارم. چندان توجهی نکردم. مادرم تمام سختی ها را تنهایی به جان خرید و گفت تو فقط درس بخوان. فقط درس خواندم. مدتی بعد مراسم ازدواج دو عزیزی پیش آمد که هر دویشان برایم هم دوست بودند هم خواهر و هم مادر. برای عروسی اشان واقعا کم گذاشتم اما بازهم تمرکز و ساعت مطالعه ام کاهش پیدا کرد. در تب و تاب آنفولانزا دو هفته مریض شدم. تب و لرز سختی بود که البته دکتر ادعا می کرد یک سرماخوردگی ساده است. دو هفته بیماری یعنی دو هفته ی تمام درس نخواندن. مشکلات هم که به قوت خود پا بر جا بودند. کم کم از فضای درس و کتاب جدا شدم. کرونا هم که پیدایش شد... از این قسمت شکایتی نمی کنم چون برای همه یکسان است. حالا اینکه روی من تاثیر بیشتری گذاشت و تسلیمم کرد تقصیر خودم است. 

 

اولین بار که زمزمه های عقب افتادن تاریخ کنکور به گوش رسید مادرم عمیقا خوشحال شد. گفت این همه مدت که نتوانستی درس بخوانی در جریان اتفاقات اذیت شدی، همه اش را می توانی جبران کنی. خودم هم خوشحال شدم. اما بعد از آن کرونا و مریضی و مریض داری و مرگ و اندوه بود که مدام در خانه و خانواده امان تکرار می شد. امشب که زمزمه های عقب افتادن کنکور به گوش رسید مادرم عمیقا خوشحال شد. گفت تمام این مدت نخواندن را می توانی جبران کنی. ولی من ترسیده ام. هم خسته ام و هم ترسیده. که در این فرصت سوم باز چه اتفاقاتی قرار است برایمان بیفتد؟ 

 

اینکه چرا این حرف ها را می زنم نمی دانم. شاید برای بهانه آوردن و لاپوشانی تنبلی هایم باشد. شاید پیشاپیش دارم رتبه ی هشتاد رقمی ام را توجیح می کنم. شاید هم شخصی امین تر از صفحه ی وبلاگم برای درد و دل نمی شناسم. کاش این کابوس زودتر تمام شود...

  • میخک

درس

کنکور

کنکوری

نظرات  (۲۱)

  • محسن رحمانی
  • سلام 

     

    کنکور که عقب  افتاد باز.

    پاسخ:
    علیک سلام


    هنوز معلوم نیست
    این بلاتکلیفی از همه چیز بدتره
    کی قراره به این «اگر» جناب وزیر پاسخ بده؟؟؟
  • محسن رحمانی
  • نه همین الان اخبار گفت تااطلاع بعدی عقب افتاده.

    پاسخ:
    همین الان اخبار گفت اگر پروتکل ها رعایت نشود به تعویق خواهد افتاد. 
    ما هیچ ما نگاه...
  • رفیقِ نیمه راه
  • آخه عقب افتادن کنکور کجاش بده همه عزا گرفتن!؟

    پاسخ:
    شما خسته نشدی؟ 
  • پرستوی عاشق
  • سلام بانو...فقط میتونم بگم خدا کمکتون کنه :)

    شرایط سختیه

    اما شما از پسش بر میاید :) قوی بمونید

    پاسخ:
    سلام بر شما  :)
    هی... :( دیگه چی بگم...
    انشالله. خودم که دیگه ناامید شدم از خودم...
  • رفیقِ نیمه راه
  • از چی!؟

    پاسخ:
    از این شرایط
    از مطالب درسی. از تکرار. از استرس. از بلاتکلیفی. از انتظار. از کنکوری بودن
  • پرستوی عاشق
  • نهههه چرا نا امید بشید؟

    خدارو دارید :) اون به فکر همتون هست

    پاسخ:
    نمی دونم...
    فقط می دونم خسته شدم
    البته برای مایی که کمتر خوندیم این واقعا یه فرصته اما رغبتی مونده آیا؟
    خدا که همیشه هست‌. منتها بعضی چیزها دست خودمونه. نمیشه بندازیمش گردن خدا. 
  • رفیقِ نیمه راه
  • چرا الکی دارید خودتون رو زجر میدید!؟ اگه قرار به کنکور دادنه شرطش تکرار مکرراته حالا دو روز بیشتر یا کمتر! بعد مگه کنکور تموم بشه چه اتفاقی میفته!؟ بازم اتفاقای کلیشه ای! یه کار دیگه مثل کنکور جور میشه. همیشه و همیشه این چرخه تکرار میشه! ولی خب نباید همیشه حرص بخوریم! آخه اینجوری جز صدمه عاقبت دیگه ای داره!؟ به خودتون صدمه میزنید آخه، کنکور ارزش حال بد رو نداره...

    پاسخ:
    یکی دو روز نیست که دو ماه بیشتر شده و قراره بشه سه ماه :/
    می دونید مشکل از خودمه. از اول با خودم تا کردم یه سال درس میخونی بعد میری سراغ علایقت. سراغ رمان خوندن. سراغ نوشتن. سراغ تفریح. همه ی این کارها رو هم اگه در این مدت کردم با عذاب وجدان و احساس گناه بوده. من برنامه ای برای آینده ام ریختم که کارهایی مثل کنکور جزءشون نیست. رویاهای زیادی دارم و از همون اول گفتم اول کنکور بعد رویا. حالا...

    والا کنکور یک سالشم عذاب آوره

    چه برسه به اینکه بیشتر از یه سال اونم تو شرایط کرونا ادامه پیدا کنه

    خودم سال کنکورم از بعد عید دیگه خسته شده بودم

    حالا برادرم امسال کنکور داره و واقعا میفهمم چی میگی

    این بلاتکلیفی خیلی خسته کننده س

    باید زودتر برگزار کنن...

    پاسخ:
    اصلا رکورد عذاب آوری رو داره روز به روز جابه جا می کنه کنکور امسال :(

    این «اگر» داره من رو دیوونه میکنه. یعنی چی «اگر پروتکل ها رعایت نشود کنکور به تعویق خواهد افتاد» ؟؟؟؟ واقعا یعنی چی؟؟؟

    @رفیق نیمه راه

     

    شما امسال کنکور داری و خیلی ممکنه متوجهش نشی

     

    اما اون پشت کنکوری بدبخت چه گناهی کرده ؟ میدونی چه قدر درس خونده.

    بذار حساب کنم . اگه سال اول حساب کنی تقریبا ۱۲ ماه . اینجا هم ۱۴ ماه

    ۲۸ ماه داشته در س میخونده یکم زیاد نیست به نظرت ؟‌ 

    من الان کلاسم فقط خودم و یکی دیگه فارغ التحصیل شدیم بقیه موندن پشت . دارم با تک تکشون صحبت میکنم . همه خسته شدن از این وضع . 

    با وجود موسسات فکر نمیکردم کنکور عقب بیفته و این چند تا نتیجه میتونه داشته باشه:

     

    ۱-وضع کرونا در کشور خیلی داغونه

    ۲-مسئولین میدونن که مردم بی فرهنگی هم هستن که بعد کنکور همگی برن مسافرت و موج n ام کرونا دوباره شروع میشه.

    پاسخ:
    رفیق نیمه راه خودشون پاسخگو باشن :)





    ولی یه بخشی اش رو قبول ندارم
    موسسات اگه زرنگ باشن کلا کنکور رو لغو میکنن
    چون باعث میشه دوباره همین دانش آموزها سال بعد دوباره ثبت نام کنن و دوباره پول بریزن و... 

    دیگه کنکور واقعا داره فرسایشی می شه. یعنی آخه می دونی مشکل اینجا نیست که بازم باید درس بخونی، مشکل اینجاست که امید داشتی این آخر هفته دیگه می دی و راحت می شی ولی بازم عقب افتاده و حالا باز باید صبر کنی کلی تا خلاص شی بلاخره. باید خفه کرد این مسئولین رو واقعا.

    پاسخ:
    دقیقا !
    کامنتت دقیقا حرف دل منه :(

    کاملا درکت میکنم عزیزم، تو این مدتی واقعا دیگه حالم بد شده بود.

    امشب که شنیدم کنکورتون دوباره عقب افتاده واقعا ناراحت شدم، فقط خدا کمکتون کنه.

    پاسخ:
    حالا معلوم هم نیست
    فردا میان میگن تایید نشد و سر وقتش برگزار میشه :/
    فعلا فقط به پیشنهاده
    فقط با روح و روان ما بازی میکنن :(

    ممنون. ایشالا که زنده بگذرونیم این مرحله رو. 
  • فاطمه ‌‌‌‌
  • این بلاتکلیفیه واقعا بده. امیدوارم زودتر برگزارش کنن تموم شه بره.

    پاسخ:
    دیر یا زود بودنش دیگه اونقدرها  برام مهم نیست
    فقط کاش هر روز یه حرف جدید نزنن و یه تاریخ جدید معیین نکنن
    :((

    من خودم غصه اتون رو خوردم

    تازه مامانمم غصه اتون رو خورد :(

    واقعا سخته میفهمم :(

    ولی کلا اینکه ادم فک کنه کنکور یعنی همه ی اینده اش اشتباهه

    اگه برای درس خوندن و موفقیت باشه که افراد زیادی بودن ک کارشناسی دانشگاه معمولی بودن ولی ارشد دانشگاه های اول ،پس فرصت زیاده :)

    اگه هم صرفا برای گرفتن مدرک ،که بازم فرقی نداره:)

    اگه مث من بخاطر فعالیت ها و امکانات جانبیشه ک اون فقط رتبه مهمه ؛)

    پاسخ:
    غصه نخور جانا
    من خودم هم غصه نمیخورم
    فقط حرص می خورم

    اگه درست فهمیده باشم من هم دید تو رو به کنکور دارم. :)
  • عـلیـرضـ ـا
  • امیدوارم این غدّه‌ی سرطانی یبار برای همیشه از جا کنده بشه...

    پاسخ:
    مشکل از اونجایی شروع شد که بعد از جمله ی « همه که نباید دکتر مهندس بشن.» گفتیم « جامعه حمال هم می خواد!». اونقدر گفتیم که این دو جمله چسبیدند به همدیگه و یه معنای واحد گرفتن.
     
    مشکل از فرهنگ و طرز فکر غلطه. رقابت بیش از اندازه و مسخره و باور به اینکه کنکور و دانشگاه تنها راه موفقیته باعث رونق گرفتن کار موسسات و مافیای کنکور شده. 

    وگرنه کنکور فی النفسه بد نیست. اگه اسمش هم حذف بشه آزمون ورودی دانشگاه یا سنجش دانشجویان ورودی و... همیشه خواهد بود و طبیعی هم هست که باشه. اما باید باور کنیم که همه نباید دکتر مهندس بشن و لازم هم نیست حمال بشن!
  • پرستوی عاشق
  • حرفتون درسته

    بحث گردن خدا انداختن نیست بحث نا امید نشدنه :)

     

    پاسختون رو به اقای رفیق نیمه راه خوندم

    ببینید اگر راه تحصیل رو انتخاب کردید بدونید همیشه باید با این درس کلنجار برید

    البته میدونم کنکور یه شرایط ویژه س

    من خودم همیشه درس رو رقیب علایقم میدونستم و این شد ک وقتی رفتم دانشگاه واقعا سرخورده شدم

    برید سراغ چیزی ک رقیب علایقتون نباشه

    پاسخ:
    می دونم شما الان میخواید بهم روحیه بدید. ببخشید که بخاطر ناامیدی ام خوب جوابتون رو ندادم. وگرنه حرفتون درسته :)


    من تحصیل رو اولویت سومم قرار دادم. و خب این حجم از انرژی صرف کردن برای اولویت سوم واقعا آزاردهنده است. اوج سختی اش به کنکوره و بعد اون ازادانه تر میرم سراغ علایقم. رقیب نیستن اما یکی هم نیستن :)
  • پرستوی عاشق
  • شما ببخشید ک شاید بیشتر نقش مادربزرگی ایفا کردم 🙈 اما میدونید تنها راه زندگی کردن همین روحیه داشتنه

    وگرنه این موقعیت تموم شه، موقعیتای سخت بعدی تو راهن :)

    یه دوستی دارم ک الان تو سخت ترین موقعیت زندگیش قرار داره (نمیخوام بگم مشکلاتی ک ما ازش حرف میزنیم مقابل مشکلات اون هیچه، نه، چون هر کسی اندازه ی ظرف وجودش سختی داره و اگر بخوایم کلی نگاه کنین ادما تو یه سطحن و هر کس داره با غول مرحله ی خودش میجنگه) یه جمله ی کلیشه ای گفت ک واقعا باهاش زندگی میکنه: هر چی نکشدمون قوی ترمون میکنه

    این یه واقعیته :)

     

    سخت گرفتن موقعیت های سخت و اینکه هی مشکلاتو دوره کنیم  هی تو سر خودمون بزنیم، هیچی رو بهتر نمیکنه.....

     

    در مورد تصمیمای مملکتی

    همسر من هر وقت انتقادی از مملکت میکنم، میگه پرستو تو هیچ وقت حتی یه گروه کوچیکو مدیریت کردی؟ پس انقدر راحت انتقاد نکن.... خیلی چیزا هست  ک یه مدیر میبینه و ما نمیبینیم.... (چون خودش مدیر یه موسسه و مدیر یه بخش شرکت محل کارشه) و خب منو با این حرف همیشه ناک اوت میکنه :)))

    هر چند منکر بی لیاقتی و بی کفایتی مدیران برخی بخشای کشورمون نمیشم واقعا، یعنی هیچ کس منکر نمیشه، اما بازم نشستن و حرص خوردن از مدیرا و بد و بیراه گفتن بهشون هم جز بدکردن حال خودمون، ره آوردی نداره برامون. کما اینکه شاید واقعا تو مسئله ای خاص خیلی هم نتونیم قضاوت درستی کنیم...

    باید کاری کنیم ک ازمون بر میاد بقیه چیزا فقط هدر دادن انرژیه

     

    در مورد درس هم حرف زیاد دارم :)) اگر حوصلتون میکشه وقت دیگه ای بگم

     

    پر حرفیامو ببخشید

    اما نذارید هیچی حالتونو خراب کنه

    حال خوب خودتونو بذارید تو اولویت

    تا خودتون خوب نباشید، هیچی خوب پیش نمیره

     

    پاسخ:
    نه بابا این چه حرفیه 😊
    کاملا درسته
    مشکل من اینه که همه چیز رو انداختم گردن زمان تا با گذرش خودش فیصله بده ماجرا رو. و خب نگذشتنش آزارم میده. باید خودم دست به کار شم. باید این یه ماه رو فرصت ببینم...

    دوستتون کاملا حرف درستی میزنه :)

    درسته مدیریت سخته. و خب الان که همه چیز مشخص شد و حرف های نهلیی رو زدن (هرچند بازهم ممکنه تغییر کنه) کمی آرومتر شدم. ما حق داریم توقع داشته باشیم. نه؟ اگه جایی ادب رو فراموش کردم و صرفا از روی احساسات بد و بیراه گفتم از تمام اون مسئولین عذر میخوام. اما حق داریم که سوال کنیم. حق داریم بپرسیم چرا؟ به نظرم این به پیشرفت خودشون هم کمک میکنه (اگه گوش بدن) و فراموش نمیکنن که باید به مردم پاسخگو باشن. اونها جنبه هلی بیشتری از قضیه رو نسبت به ما می بینن اما قطعا کامل و بی نقص نیستن :)

    حتما، هر وقت مایل بودید میشنوم (میخونم)  :))


    ممنون که وقت گذاشتین و برام نوشتین :)
    و ممنون از انرژی مثبتتون 

    نظرتون درسته ولی نمیشه :)

    یک تعدادی از این افراد پشت میمونن و مجبورن دوباره کنکور بدن و داخل همین موسسات ثبت نام میکنن.فکر این قسمتش رو هم باید بکینم .

     

    بعد انقدر هم بی در و پیکر هم نیست دیگه :) سال دیگه اگه ۲۰۰ هزار نفر بیان تجربی کلا میشن ۸۰۰ هزار نفر و این خیلی فاجعه هست و برای بقیه رشته ها هم همینطور.

    پاسخ:
    تعداد خیلی خیلی زیادی.


    خب میتونن ظرفیت های سال بعد رو دو برابر کنن. آزمون گرفتن از این همه جمعیت سخت میشه ولی برای اونها مهم نیست که.
    من هم قبول دارم فاجعه است. فاجعه است برای کسایی که یه سال زحمت کشیدن و خوندن. برای نظام قدیم ها. برای پسرهایی که باید سربازی برن. کلا برای همه ی دانش آموزها فاجعه است. صرفا پیشنهادی بود برای سودجویان :)

    واقعا سخت و طاقت‌فرساست شرایط کنکور امسال. امیدوارم زودتر تکلیف رو مشخص کنن و دیگه هم عوص نشه :/

    پاسخ:
    واقعا....
    ممنون منم امیدوارم
  • 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
  • عزیزم سال کنکور در شرایط عادی که من تجربه کرده بودم از مزخرف ترین و بدترین روزهای زندگی من و بسیارى از دوستام بود،با تمام استرس ها و نگرانی ها و درس خواندن ها و نخواندن هایش و اتفاقات شخصی که برای هرکسی در طول یکسال از زندگی اش می افتد.

    بنابراین متوجه ام که شما چه حالی دارید و این مسیر یکساله از تابستان پارسال تا به امسال...چقدر فرسایشی و خسته کننده بوده،سوای اتفاقات زندگی شخصی هرکداممان؛همه میدانیم که چه طوفانِ سخت و هولناکِ  اجتماعی رو از سر گذراندیم و هنوز هم درگیرش هستیم.

    نمیدونم رشته ت چیه و چه هدفی داری ؛ اما عزیزم سعی کن مدیریت بحران داشته باشی و اینو خوب بدون که توی نوعی یه دختری و نگران سربازی رفتن هم که نیستی.اتفاق خاصی نمیفته اگه امسال نری دانشگاه.تو دانشگاه هم نقل و نبات پخش نمیکنند.و أساسًا هیچ خبری جز اتلاف وقت نیست(،اگر رشته ی کاربردی وعملی نداشته باشی)

     

    فقط سعی کن که ذهنتو آروم کنی و با ذکر هرچه بادا باد بری جلو.به خودت فشار نیار.اینروزا فقط تست بزن و جمع بندی و شبیه سازی کن.

     

    میدونم که این چیزا رو خودت بهتر میدونی و چیزی که الان اذیتت میکنه این حس بلاتکلیفیه.میدونم فقط میخوای تموم بشه ! من بهت میگم که تموم میشه عزیزم.خیلی زود.

    و چشم بهم بزنی میبینی که نه ده سال از زمانی که کنکور دادی گذشته :)

     

    پس سعی کن قدر تک تک این لحظات رو بدونی؛حتی این لحظات سخت رو.

    در پناه خدا باشی.سلامت و موفق

    پاسخ:
    سلام

    ممنون از نظر و روحیه اتون :)

    راستش تازه پذیرفته بودم یه ماه تعویق رو به خودم قبولونده بودم که اتفاقا یه فرصته و باید بابتش خوشحال باشم، بعد دوباره...

    شما درست میگید
    شاید چون هیچ جوره به خودم اجازه ی پشت موندن رو نمیدم اینقدر استرس گرفتم...

    الان زمان به طرز شکنجه آوری میگذره اما خب میگذره دیگه...

    متشکرم :)
    همچنین

    از همه چی که بگذریم این بلاتکلیفی از وحشتناک ترین چیز های ممکنه

    من هر وقت به بلاتکلیفی میرسم عین دیوونه ها میشم واقعا بلاتکلیفی به طرز فجیعی وحشت اوره!

     

    پاسخ:
    اوهوم...
    واقعا دیوننه کننده است

    خب تو مشکلات نذاشت بخونی من نداشتم مشکلات چندانی و از عید اصلا نخوندم. میدونی من این عق افتادنم رو مسخره کزدم دوستانم دیدم اونایی که گفتن از عید شروع به خوندن میکنن و من مسخره کزدم گفتن عزیز وقت زیاد نیاری؟ 

    بعد خودم تو گرداب زمین گرده و حرف به خودت برمیگرده خوردم!😖

    کلا باختم تابستون من خوندم دوستم نمیخوند گفت حس خوندن ندارم اما الان اون میخونه بکوب و من حس درس خوندن ندارم.

    آه بهر حال اشکال نداره. به خودت قوت قلب بده . زندگی هنوز جریان داره. فوقش یه سال پخته تر میشیم بعد مسریم دانشگاه به سمت هدفا😊😅😀😂

     

    پاسخ:
    مشکلات تاثیرش نصف تنبلی هم نیست...
    دقیقا مثل منی...

    آخه من نمیخوام پشت بمونم مشکل اصلی اینه!



    راستی پست رو عدم انتشار زدم به تو جواب میاد؟

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.