غار ارواح همون طور که از اسمش پیداست یک داستان ترسناکه. درمورد یک خواهر و برادر که به خونه ی اقوامشون در یک جزیره سفر میکنن و میخوان راز یک غار مرموز رو کشف کنن. البته خیلی هم ترسناک نیست یا حداقل برای من نبوده. توصیف های داستان خیلی خوب نیست. حال و هوای داستان خوب به خواننده منتقل نشده. نویسنده بیشتر از اینکه سعی کنه نشانه های ترسناک رو بیان کنه از کلمات هولناک و ترسناک استفاده کرده. میتونست بجای اینکه مستقیما به خواننده بگه قبرستان ترسناک است حال و هوای قبرستان رو توصیف کنه. البته تاحدودی این کار انجام شده ولی کافی نیست. شخصیت ها واقعی نیستن. واقعی بودن شخصیت به معنای وجود خارجی اونها نیست. یعنی باید قابل باور باشن. این اصلا قابل باور نیست که یه دختر یازده ساله که همیشه خیلی منطقی و علمی فکر میکنه تفریح مورد علاقه اش گشت زدن توی قبرستان ها باشه. اما در هر صورت حالت تعلیق یا به عبارت ساده تر شک و انتظار در این داستان کاملا خوب اجرا شده. اونقدر که مجبوری تا صفحه ی آخر رو بخونی. داستان در اوج و با یک غافل گیری عالی به پایان میرسه. اما میتونست از این غافل گیری استفاده کنه. میتونست این غافل گیری تازه شروع داستان باشه، شاید یه داستان بهتر از غار ارواح. اگه شما هم کتاب دیگه ای از مجموعه ی ترس و لرز رو خونده باشید خیلی راحت میتونید راز غار رو حدس بزنید. انگار داستان های ترسناک حالت دیگه ای ندارن. غار ارواح داستان جذابیه اما به نظر من «خانه ی مرگ» از همین مجموعه با موضوعی مشابه این داستان خیلی بهتر نوشته شده. به شما پیشنهاد میکنم حتما این کتاب رو بخونید.

- ۲ نظر
- ۰۲ خرداد ۹۹ ، ۱۶:۰۵
