من اصلا آدم شرایط حساس کنونی گفتن نیستم. اتفاقا خیلی هم ضد شرایط حساس کنونی گفتنم. نه اینکه اصل حفظ اولویتها و توجه به شرایط برام مهم نباشه، برعکس خیلی هم مهمه، اما معتقدم خیلی وقتها برای از سر باز کردن از این عبارت استفاده کردیم.
مثلا معتقد نیستم که بخاطر شرایط حساس کنونی باید حجاب رو ول کنیم (که البته متاسفانه ول کردیم) بلکه فکر میکنم بخاطر شرایط حساس کنونی باید سریع و بادقت بیشتری کار فرهنگی رو به اقدامات نیروی انتظامی اضافه کنیم (که خب الان جفتش پاک شده و صورت مسئله در ذهن مسئولان از بین رفته.)
معتقد نیستم که بخاطر شرایط حساس کنونی نباید از صدا سیما و روایتهای غیر مردمی و سر در برف کردنهاش شکایت داشته باشیم. اصلا یکی از دلایلی که به شرایط حساس کنونی رسیدیم همین نابلدی رسانه است. اگه سریع یه چک آبدار به گوش رسانههامون نزنیم که از خواب غفلت بیدار شن شرایط کنونی حساستر و حساسترتر میشه.
معتقد نیستم بخاطر شرایط حساس کنونی نباید به گرونی اعتراض کرد. تظاهرات مسالمت آمیز در تمام دنیا یه چیز عادیه و حتی اگه بعضی وقت ها یه ذره کار بیخ پیدا کنه، کنترل کردن کلیت و اکثریت تظاهراتی که برای مطالبات بحق مردم شروع شده وظیفه حاکمیته. اینکه برای ما عادی نیست و میره سمت اغتشاش و آشوب و فتنه، نصفش بله بخاطر دشمنهاییه که دندون تیز کردن مردممون رو بقاپن، نصف دیگهاش اما بخاطر ضعف داخلیه که نتونسته مدیریتش کنه.
تو فضای مجازی میبینم از کانالهای بسیجی و انقلابی خیلیها خودشون رو کشیدن کنار. میگن تقصیر دولته، خود دولت هم بره با معترضین طرف بشه. بسیجی تا کی باید از همه طرف کتک بخوره؟ تا کی باید زیر دست و پا له بشه؟ چرا باید برای دفاع از سیاستهایی که باهاش کاملا مخالفه هزینه بده؟ من خودم وضعم از همه بدتره بعد بیام بگم نهههه اوضاع اونقدر ها هم بد نیست بیایید صبور باشیم، بعد همه هم فکر کنم باید بهم جیرهای چیزی میدن که همچین میگم دیگه! وضعیت موجود به هیچ وجه قابل دفاع نیست و مقصرش هم دولت و مردمیه که به این دولت رای دادن. پس به من ربط نداره. خود مردم میدونن با دولتشون.
من با اینکه از موضع دفاعی بیاییم بیرون موافقم. اما با اینکه احساس کنیم کافیه مخالفم. موضع ما باید حمله میبود نه دفاع و نه بیتفاوتی. اگه مریم رجوی و بیبیسی و صفحه اسرائیل و کره خرهای خارجی پیام حمایت از مردم میفرستن حق دارن. اگه دشمنان مردم جریان اعتراضات رو رهبری میکنن و گروهها رو سازماندهی میکنن حق دارن. زحمت کشیدن و دارن از نتیجه دسترنجشون استفاده میکنن. نوش جونشون. اونها حمله میکنن چون ما حمله نکردیم.
اگر بخاطر وضعیت حساس کنونی شکسته شدن استخوان مردم زیر چرخ گروهی رو نشنیده گرفتی، پس تو هم مقصری. پس تو هم حقته که فحش بخوری. تویی که اسم شجره طیبه امام رو یدک میکشید حقته که چوب مردمی نبودنت رو بخوری. اگه به این آتیشی که مردم توش میسوزن نگاه کردی و دم نزدی حقته که دودش تو چشم تو هم بره. منم همینطور. برادر و خواهر بسیجی ، منی که از جنس خودتم میفهمم خودت از همه بیشتر داری میسوزی و بیشتر زیر پای هیولای تورم له میشی. میدونم سکوتت و اعتراض نکردنت از سر اعتقادت به لزوم صبر و بردباری در شرایط حساس کنونیه. اما اشتباه میکنی. صبور بودن به معنی انفعال و لال مونی گرفتن نیست. صبر در مسیر اشتباه معنایی نداره. صبر یعنی تمام تلاشت رو برای مسیر درست بکنی، بعد در این مسیر سختیهاش رو هم تحمل کنی. اقتصاد ما در مسیر درست نیست. خیلی چیزها در مسیر درست نیستن.
اگه به رهبری باور داری و گفتههای آقا رو دنبال میکنی باید بدونی که خیلی از حرفهاشون زمین مونده. باید خبر داشته باشی که دستورات ایشون اجرایی نمیشه. کی باید اجرا کنه؟ آدم فضاییها؟ عوام الناس حق دارن فکر کنم رهبر مقصر وضع معیشته. چون من و توی نوعی نشستیم پای شدیم گفتیم جانم فدای رهبر. بعد هر وقت آقا درمورد اقتصاد حرف زدن ما چقدرش رو گوش دادیم؟ چقدرش رو عمیق مطالعه کردیم تا بفهمیم؟ چقدرش رو پیگیری کردیم برای تبیین و بازنشرش؟ چقدرش رو عملیاتی کردیم یا حداقل برای اجرا شدنش قدم برداشتیم؟ خب اون عوام الناس نمیدونه وقتی میگیم جانم فدای رهبر زر مفت میزنیم که! فکر میکنه ما واقعا در حد مرگ داریم به حرفهاشون عمل میکنیم. عمرمون چیه؟ کلیپ عاشقانه استوری میکنیم و توش قربون صدقه عبا و قبل و عصا و انگشتر آقامون میریم. بعد فلان فلان شدههای تشنه به خون مردم قربون صدقه مردم میرن تو صفحههاشون.
یه لحظه کلاه خودت رو قاضی کن. تمام مدت نسبت به وضعیت ساکت و تماشاگر بودی، یا هیچوقت تخصصی بررسی نکردی و شبیه کسایی که بخوان از آب گل آلود ماهی بگیرن پریدی وسط که: «چون به کاندید من رای ندادید این شد. تمام مشکلات بخاطر کاندید شما و انتخاب شماست. اگه کاندید من رای آورده بود اوضاع ۱۸۰ درجه فرق میکرد و کشور گلستان بود. دفعه بعدی یادتون باشه به کاندید من رای بدید. تا اون موقع هم هرچی درد میکشید به خودتون ربط داره، من فقط رای آوردن کاندید خودم رو تو انتخابات بعدی میخوام.» یعنی هیچوقت حس تکیهگاه بودن رو به مردم ندادی. بعد اونی که از ابتدای اختراع رسانه مخاطب رو تو چنگش گرفته و هیچوقت رهاش نمیکنه و حس همراه و همدرد بودن رو با تکنیکهای هوشمندانه و هنرمندانه به مردم انتقال داده، حق نداره اعتراضات رو خط دهی کنه؟ تو تازه الان از خواب غفلت بیدار شدی و استوری میکنی «اعتراض دارم ولی آشوبگر نیستم»؟ چرا باید به تو گوش بدن و به اون نه؟ چرا باید باورت کنن؟ کجات شبیه معترضها بوده تاحالا؟
و من و تو با کار نکردن بخاطر وضعیت حساس کنونی، مادر وضعیت حساس کنونی هستیم...
حس میکنم خیلی بیربط و پراکنده حرف زدم.
آقای دال بهم گفت برم کارگروه تبیین. گفتم خدا خیرتون بده، من دیگه به تبیین آلرژی پیدا کردم. تا کی حرف؟ پس کی عمل کنه؟ بله وقتی یه عده عمل میکنن یه عده هم برن عمل کنن. نه که فقط حرف و سخنرانی و شعار و داد و قال باشه و دیگر هیچ... نمیخوام با مسکن زدم به جامعه حس کنم دارم کار مفیدی میکنم. مسکن درمان نیست. درمورد اقتصاد بیسوادم و نه میخوام و نه میتونم ورود پیدا کنم. همین حوزه خودم رو چسبیدم که اونم رو هواست. ما تو تمام حپزهها نیاز به انقلاب داریم...
- ۳ نظر
- ۱۱ دی ۰۴ ، ۱۵:۳۲