امروز خون خدا ریخته می شود. امروز انسان کشته می شود. امروز عشق جان می دهد و شهوت یکه تازی می کند. بوی خون سگ های وحشی را هارتر می کند. درخشش سکه های طلا زندانیان دنیا را کور می کند. شیوخ خشک مذهبی که از اسلام فقط محاسن و تسبیحش را دارند در خانه هایشان می نشینند و جنگیدن قبل از رسیدن امام به کوفه را حرام اعلام می کنند. امروز حق در دشت بی مهری آدم ها تنها می ماند. امروز سرهای جوانان معصوم و عاشق بریده می شود. امروز زرق و برق کاخ های طاغوت قبله گاه مردم می شود. مکاران زنان را شکار می کنند و به جنگ مردانشان می فرستند. امروز غیرت می میرد. مظهر از خود گذشتی و مردانگی می میرد. فحشا مثل علفی هرز از نقطه نقطه ی جهان می روید و هر درخت پرثمری را می خشکاند. امروز صداقت ترک می شود. امروز همه به فکر خود هستند. نه به فکر خود واقعی که به این جسم بی ارزش خاکی می اندیشند و گوشت تن خود را با کباب کردن و بلعیدن هم نوعان خود فربه تر می کنند.اگر هم چنین نکنند، اگر به لشکر کفار نپوندند، در سکوت و بدون هیچ اعتراضی به تماشای خورشید روی نیزه می نشینند. شاید قطره اشکی هم بریزند. اما نه، خیلی ها اصلا امام را نمی بینند. شایعه کرده اند که او رفته. دعوت نامه امان را قبول نکرده. می گویند امام در جمع ما غایب است. امروز مردم این دروغ ها را باور می کنند. میدان را ترک می کنند، به کنج بیخیالی می خزند و خیال می کنند با این کار خنجری در قلب دین وارد نکرده اند. امروز کسی به یاری مسلم مسلمان نمی شود. امروز امر به معروف بیهوده به نظر می رسد. در شراب خاری و می گساری روی خلیفه ی بیگانه را سفید می کنند که این روش بزرگان است و آزاد اندیشان لذتی را از خود دریغ نمی دارند.امروز کسی زمین را آباد نمی کند که فقط با خون سرخ رویش نقاشی می کشد و برفراز ابرها برای خود خانه می سازد. قصر می سازد. امروز همه فرعون شده اند و انا ربکم الاعلی می گویند. خود را مالک و صاحب اختیار دیگران می بینند. امروز کودکان تشنه و پی پناه کشته می شوند. آب که سهل است... بعضی نفس برای کشیدن ندارند. امروز خداپرستی جرم شناخته می شود. امروز عاشوراست. هر روز عاشوراست. و صدای حسین بیش از هزار سال است که در کوچه پس کوچه ی تاریخ می پیچد. هیچ وقت ذره ای از رسایی و برایی اش کاسته نمی شود. فقط سنگینی گوش ماست که باعث می شود دعوتش را نشنویم. به جنگ باطل نرویم. شیطان را نه از روی زمین که از دل هایمان پاک نکنیم. بیش از هزار سال است که هزارهزار آدم روی زمین به دنیا می آید و می میرد و هنوز ۳۱۳ نفر از آنها نشنیده اند که می گوید :« هل من ناصر ینصرنی...؟»
- ۱۲ نظر
- ۰۹ شهریور ۹۹ ، ۱۷:۴۰