غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

رفراندوم

سه شنبه, ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۵۱ ق.ظ

تحلیل شخصی‌ام اینه که راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال یه رفراندوم جدی برای جمهوری اسلامیه. بدین صورت که هرکس اومد خیابون رای آری داده، هرکس نیومد خیر. درسته که راهپیمایی‌های ما همیشه معنادار بوده ولی الان واقعا میزان جدیت موضوع تو یه لیگ دیگه است. هرکس نیومد و فکر کرد غیبتش تو خیابون به معنای انتقاد به عملکرد نظام یا رفتارهای حاکمیت و دولت‌های جمهوری اسلامیه، دچار اشتباه خیلی خیلی خیلی بزرگی شده. واقعا از خدا می‌خوام همچین شخصی هرگز از راه سختش نفهمه چرا و چطور چه میزان خاکی به سر خودش ریخته. راهپیمایی امسال آری به اصل نظام جمهوری اسلامی و موافقت با آرمان‌هاشه، اگه از دید شما اینطور نیست مطمئن باشید از دید پدوفیل‌های خونخواری که دندون تیز کردن برای خاکمون دقیقا همینه. بذارید از جنبه‌ی دیگه‌ی قصه بگم، یه تصمیم تاریخی یه طرفش بیعته و طرف دیگه برائت. راهپیمایی فردا شعار «مرگ بر آمریکا» رو به همه‌پرسی می‌ذاره. بعضیا میگن مردم پنجاه سال پیش واقعا درک نمی‌کردن مرگ بر آمریکا گفتن چه عواقبی داره و  اونقدر عمیق متوجه نبودن که این فریادها چه مسیری پیش رومون می‌ذاره. من نمی‌تونم درمورد احساسات و افکار درونی مردم نیم قرن پیش حرف بزنم، اما مردم سال ۴۰۴ می‌دونن مرگ بر آمریکا گفتن یعنی چی. ناو آبراهام و بی‌۲ و بمباران شدن و تحریم کمرشکن و انزوای جهانی و ناکارآمدی داخلی و مصائب کشورداری و غیرممکن به نظر رسیدن برقراری عدالت در مملکت و ریاکاری عمامه به سرها و.... مردم این دوره زمونه معنی خیلی چیزها رو می‌دونن. سختی جنگ رو کشیدن و زیر سنگینی فشارهاش جونشون به لبشون رسیده. واضحه که من درمورد جنگ‌ ۸ سال و جنگ ۱۲ روزه حرف نمی‌زنم، مگه نه؟ حالا با تمام واقعیت‌های تلخ، آیا حاضریم همچنان بگیم مرگ بر آمریکا؟ آیا ما می‌خوایم جمهوریت و اسلام و مرزهای خاکمون رو حفظ کنیم؟ قطعا خواستن به معنی رسیدن نیست. مسیر دور و دراز و پرفراز و نشیبی بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب قرار داره، اما آیا این آرمان‌ها و ایده‌آل‌ها رو میخوای یا نه؟ بیست و دوم رفراندوم برگزار میشه. بعد آری گفتن تازه باید کلی زحمت کشید، تازه باید خون دل خورد برای هزار و یک مشکل و هزار هزار درد و آستین بالا زد که چند تن آوار رو با دست خالی بلند کنیم. اما اون برای فردای رفراندومه. راستش خودمم کنجکاوم نتیجه این همه‌پرسی رو بفهمم. مردم ایران ثابت کردن در مواقع حساس غیرقابل پیش‌بینی عمل میکنن. بیست و دوم این ماه چه اتفاقی قراره بیفته؟ هیچ ایده‌ای ندارم اما آماده‌ام که نتیجه رو بپذیرم. نمیشه امنیت کسی که میل شدیدی به خودکشی داره رو به زور حفظ کرد، یعنی شاید بشه ولی من نمی‌تونم. تو آخر الزمان کلاه خودم رو سفت بچسبم از سرم هم زیاده. این حرف‌ها رو میزنم اما می‌دونم آخر سر قراره بگم آخه هم‌وطنمه، آخه خانواده‌ی منه، آخه خواهر و برادرمه، آخه... می‌دونم دلم نمیاد بیخیال بشم. واقعا کنجکاوم ببینم ۲۲م چه اتفاقی میفته...

  • میخک

نظرات  (۱۶)

البته رفراندوم وقتی درست و عادلانه ست که مخالفین هم با خیال راحت و بدون ترس از تیر خوردن بتونن بیان بیرون مثل موافقین

پاسخ:
اصلا پست رو خوندی؟ :)
  • °•ســــائِلُ الزَّهـرا•°
  • چنددقیقه پیش توماشین رفته بودم تو فکر

    به اتفاقات اخیر و اینکه ممکنه تعداد انقلابیون کمتر وکمتربشه

    بعدگفتم مهم نیست امام حسین هم با ۷۲ نفر مقابل دشمن ایستاد..این انقلاب هم می ایسته حتی با تعداد کم.ان شالله

    خدا خودش محافظ حق و‌حقیقته پس نگران‌نباش

    بقول خودت ،به زور که نمیشه  برای کسی که نمیخواد امنیت ایجاد کرد

    فقط کاش این وسط تروخشک باهم نسوزند که قطعا میسوزه....

    پاسخ:
    تعداد حالا یه طرف 
    توازن جمعیتی رو فکر میکنم من
    که وقتی نبرد آخر الزمان شروع بشه ایران کدوم سمت ماجراست؟  
    واقعا جنگ داخلی میشه؟ واقعا بین خودمون می‌جنگیم ؟ تصورش هم تلخه...
    چقدر خون ریخته میشه برای بیدار شدن از توهم؟  خدایا خودت کمکمون کن... 
    خدایا خودت هولمون بده سمت حق ، اگه به خودمون واگذارمون کنی ته ته ته باطلیم....


    می‌سوزن 
    قطعا می‌سوزن 
    آهنگ «بمیرید بمیرید» چاووشی رو شنیدی که از شعر مولانا خونده؟ همونو پلی کن برای خودت فقط بجای بمیرید بسوزید رو بذار... وضعیت این دوره زمونه است...

    راستش دو سه خط اولشو:)) 

    پاسخ:
    تو همون دو سه خط اول نوشتم که بر اساس تحلیل شخصی من امسال هرکس ۲۲ بهمن نیاد راهپیمایی یعنی رای منفی به جمهوری اسلامی داده!
    آیا هرکس نیاد راهپیمایی تیر میخوره ؟
    :/
  • باران نگار
  • حالا فقط آری یا خیرش به کنار

    لازم بود باب کننداصلا هر سال برای 22 بهمن بیان بیرون؟

    خب خسته میشه آدم بعد از یک مدتی

    انقلاب کردیم تموم شد بمونید خونه هی راهپیمایی راهپیمایی :))

    پاسخ:
    تجدید پیمانه 
    یادآوریه 
    لازم رو نمی‌دونم اما به نظر من مفیده

    این بانگ آزادیست 

    کز خاوران خیزد

    فریاد انسان هاست

    کز نای جان خیزد 

    اعلام طوفان هاست 

    کز هر کران خیزد 

    آتش فشان قهر ملت‌های دربند است

    حبل المتین توده های آرزومند است.....

    پاسخ:
    طوفان اشکنک داره 
    سر شکستنک داره:)
    ....
    روحش شاد....

    نه صبر کن خیلی صبر کن

    ما باید مرگ بر آمریکا بگیم و جدی تر از همیشه بگیم. فقط یه فقره اش مربوط به هجدهم و نوزدهم ماه پیشه باید به خاطر آن چه می کشیم مرگ بر آمریکا بگیم

     

    اما بدان و آگاه باش که ما جدی نبودیم تو جنگ با آمریکا ما حتی در برهه هایی با آمریکا همکاری نزدیک داشتیم و دست ما توی خون برادران افغانستانیمون هم هست در حمله آمریکا به افغانستان(زمان آقای خاتمی)

    ما هیچ وقت کوچکترین آزاری به آمریکا نرسوندیم

    و ای کاش یه روز سیاست ورزی به پایان برسه 

    و واقعی موضع این کشور مرگ بر آمریکا بشه

     

    آیا می رسد آن روز؟؟؟؟؟

    پاسخ:
    اطلاعی از زمان آقای خاتمی ندارم
    اما در کل
    مرگ بر آمریکا فرهنگ ما نیست، سبک زندگی ما نیست، برای همینه که یه شعار توخالی به نظر میاد. 
    نمی‌دونم واقعا بعد این همه ضربه که خوردیم بیدار شدیم یا عمیق‌تر به خواب رفتیم...

    نمی‌دونم....

    من نگرانم میخک

    خیلی نگرانم.

    نگرانِ آینده..

     

    پاسخ:
    ببین خودمون حق باشیم، یا پیروز میشیم یا شهید میشیم. اگه خودمون درست نباشیم هر اتفاقی که بیفته بازنده‌ی هردو دنیاییم. خودمون رو باید درست کنیم، ایران و جامعه مسلمین خودشون صاحب دارن...

    رای اکثریت مشخصه 

    پاسخ:
    فردا مشخص میشه :)

    بر اساس آماری که صداسیما میده؟ 

    پاسخ:
    بیا خیابون خودت از از نزدیک بیین 
    واقعا یه بار بیا و فقط نگاه کن
    اگه حرفت راست باشه و اکثریت مشخص باشه با حضور یه نفر شخص تو درصد آماری بهم نمیخوره 

    فکر نمی‌کنم اکثریت رو بشه با اومدن تو خیابون دید. اکثریت چیزی فراتر از یکی دو نفر یا اصلاً تو بگو هزار نفریه که تو یه مکان مشخص جمع می‌شن. 

    البته که در منطق شما یا آدم‌ها طرفدار شما هستن و خوبن یا دشمن شما و طرفدار آمریکان. چیزی جز این که نمی‌بینین! سیاه و سفید مطلق. 

    پاسخ:
    عه سلام :)
    جالبه رو اسمتون زدم دیدم سرجمع ۹ تا کامنت اینجا گذاشتید، من فکر میکردم بیشتر آشنا باشیم باهم. شاید هم من بیشتر میخوندمتون؟ دقیق یادم نیست... ولی از جمله کسایی هستید که کاملا تو یادم بودید :) خوشحال شدم اسمتون رو دیدم :)


    راستش درمورد شما فلانید و بهمان و... جا داره بگم «برای همه‌ی قضاوت‌هات مرسی» :دی
    برداشت شخصی من این بود که این بار استثنائا میشه آمار رو از تو خیابون در آورد. یعنی خب عدد و رقم مشخصه دیگه ، اگه کسی به نظرش آمار غیرمنطقی میاد با مشاهده از نزدیک می‌تونه حداقل آمار شهر خودش رو صحت سنجی کنه ببینه حدودا درسته یا نه آمار کاملا پرتی ارائه شده
    بازهم تعصبی روش ندارم، ممکنه اشتباه کرده باشم. من که متخصص علوم سیاسی نیستم :/ 

    رفراندوم هم باید سازو کار روشن داشته باشه، کیلویی و مهندسی شده که نیست:)

    مردم کف خیابون هم معتقدن زیادن خیلی بیشتر از 22 بهمنی ها!

    اونی که نمی ترسه میگه بسم الله بیایید ببینیم چند چندیم همونطور که آقای خمینی بزرگوار گفت و معتقد بود مردم 50 سال قبل نمی تونند برای امروزی ها تصمیم بگیرند!

     

    + رفراندوم مانورهایی هم داشته که خب ندیدید و ندیدند! مثل نرخ مشارکت انتخابات های اخیر!

    + تقصیر شما هم نیستا، چیز غیر مقدس که مقدس شد دیگه نمیشه کاریش کرد، اصلا و ابدا!
    هر چی غیر اون نقد شدنی است، هر چه غیر اون می تونه ناحق باشه اما اون چیز مقدس نه، فلذا انسان به خودش میگه اون چیز که مقدسه باید بمونه جونمم میدم بابتش ! پس تبیین کن جهاد گونه که اجر داره:)

    پاسخ:
    شما هم پستم رو نخوندید نه؟ :) 
    در گزینه‌ای که من مطرح کردم هیچکدوم از حرف‌هایی که شما زدید مطرح نیست اصلا

    امام خمینی برای شروع رفراندوم زد! آیا شروع کنیم یا نکنیم؟ برای. این گفتم که بگم مقایسه اتون غلطه. وگرنه شخصا مخالف رفراندوم نیستم حقیقتا منم دوست دارم برگزار بشه، هرچند مطمئنم جوابش رو قبول نخواهند کرد ولی بازهم

    شرکت نکردن در انتخابات به معنی رای منفی به اصل نظام و اصل ولایت فقیه نبود، هرچند دشمن همین برداشت رو کرد و همین پالس فرستاده شد اما باور دارم منظور مردم این نبود. مردم به نتیجه و دستاورد نظام نه گفتن که به نظرم حق داشتن

    برائت جستن از بت بعل برای شما مقدس نیست؟ راستش واسه من هست 
    اگه منظورتون رهبره، برای شخص من نقد ناشدنی نیست، اما خودم رو در سطح نقد ایشون نمی‌بینم فعلا. 
    باقی تیکه کنایه‌هاتون هم بی‌ربط بود پس بگذریم

    خوندم باور کنید خوندم :)))

    اتفاقا انتخابات معیار روشنی بوده برای این که آیا اکثریت سیاست های اخوانی نظام رو قبول دارن یا خیر

    چند انتخابات اخیر رو روند یابی کنید می رسید البته اگه قرار باشه تزیین کنیم و دلیل بتراشیم بله میشه طلبه ای رد کرد قضیه رو :))

     

    + من برائتم متصل به ریشه و اساس و ترجمان دینه ، نه تحلیل این و اون :)

    اگرچه که منم از شرور عالم بیزارم اما نه به سبک و سیاق شما و نه در دایره تعریف شده شما

    + در خصوص رهبر معظم و عزیز و مخلص انقلاب هم طلبگی جواب دادید :))) 
    +یادمه منم یه زمان اواخر دهه هشتاد و اوایل نود هر کی می گفت میشه حضرت آقا رو نقد کرد یا نه همین جوابو سری شده رو می دادم :)))

    + اتفاقا به خدا که مرتبطه باور کنید مرتبطه حالا هر جور صلاح میدانید :))

    + بحث آقای خمینی رو نفهمیدم برای شروع رفراندوم زد؟!
    فرمایش ایشون در باب این که مردم 50 سال قبل نمی تونند درباره مردم امروز نظر بدن رو گوش کردید؟

    پاسخ:
    عجیبه...

    اوم... با احترام حرفتون رو قبول ندارم :)


    آقا نمی‌دونم منظورتون از تحلیل چیه. با بعل مگه تحلیله؟ طرف آدرس ایمیلش اسم بت بعله! اعمالی که انجام می‌داده دقیقا پرستش همین بت بوده! این تحلیل نیست خبره! اگر معتقدید خبر دروغه یا مستند نیست بحثش جداست


    من طلبه نیستم، در حوزه نبودم و اطلاعاتی در مورد سبک طلبگی ندارم. نمی‌دونم منظورتون از طلبگی چیه واقعا

    من رئیس بیمارستان شهرمون رو هم نقد نمیکنم! استاندارمون رو نقد نمیکنم! آیا قداستی براشون قائلم؟ نیستم. نمی‌دونم نیا شما از پاسختون چی بوده. ولی خودم معتقدم فعلا در سطحی نیستم که بتونم فردی که تفاوتش در میزان مطالعه، سواد، دین و تقوا و... با من زمین تا اسمونه رو با صدای بلند نقد کنم. هرکسی سطح خودش رو بهتر می‌دونه دیگه 


    آقا چرا قسم می‌خورید؟ با فضای ذهنی من مرتبط نیست. شاید من نتونستم فضای ذهنی خودم رو خوب ترسیم کنم که مرتبط به نظر رسیده. سوءتفاهم رو غیرممکن می‌بینید که قسم خدا رو می‌خورید براش؟ من اصلا بابت ایجاد سوءتفاهم عذر می‌خوام. 


    امام خمینی یه فکت ارائه داده دیگه. گریزناپذیره قشنگ. و ما هم داریم به پنجاه سالگی انقلاب نزدیک میشیم. خواهیم دید چه خواهد شد :)




    با احترام با نظر شما مخالفم. نه راهپیمایی رو رفراندوم میدونم. نه انتخابات رو. من خودم نه تو انتخابات شرکت کردم و نه توی راهپیمایی فردا شرکت میکنم. ولی اگه رفراندومی برگزار بشه با این موضوع که آیا رضا پهلوی حکومت رو به دست بگیره یا نه، من بهش رای نمیدم. موضوع رفراندوم باید مشخص باشه. من با رای ندادنم شاید به کثافت کاری حاکمانمون اعتراض کردم، شاید تفاوتی نمیدیدم کی انتخاب بشه، شاید ....

    ولی رفراندوم باید دقیقا مشخص باشه موضوعش . 

    پاسخ:
    نظر شخصیمه دیگه 
    هرکسی با حفظ احترام به بقیه می‌تونه نظرش رو بگه چه اشکالی داره :)

    من نگفتم راهپیمایی فردا هیچ ربطی به پهلوی داره‌ها. دارم میگم هرکس نیاد راهپیمایی یعنی حاضر نیست برای حفظ نظام جمهوری اسلامی هزینه بده. درست شبیه همون رفراندوم اول انقلاب گزینه‌هاش فقط آری به جمهوری اسلامی یا خیر به جمهوری اسلامیه. دیگه درمورد اینکه بعد خیر گفتن چی میشه نظری نمی‌ده.
    به نظرم این شکل از حضور در این شرایط حتی از رفراندوم هم واقعی‌تره، چون اثر ملموس‌تر و مستقیم‌تری داره.

    بازهم میگم تحلیل شخصی من به عنوان یه معلم ساده است که فوقش یه نخود مطالعه داشته. تعصبی روش ندارم :)





    +شما آقای ندیری هستید ؟

    بزرگوارید :)

    خیر، من ندیری نیستم 

    پاسخ:
    لطف دارید 

    مدام فکرش تو سرم می‌چرخید 
    ببخشید اشتباه گرفتم

    یه چند وقتی بود که وبلاگم رو به دست فراموشی سپرده بودم ولی وقتی برگشتم یادم بود که قبلاً می‌خوندم اینجا رو و خوشحالم که به یادتون مونده بوده اسمم.

    من اصلاً بحثم صحت سنجی آمار نبود چون از نظر من حتی اگر هم فرض رو بر این بذاریم که آمار و ارقام درستی اعلام بشه طی این سال‌ها آنچنان اعتماد به رسانه و نظام از بین رفته که چیزهایی که از ذهن می‌گذره اینه که یه بخشی از آدم‌ها از ترس یا تهدید مدیر و رئیس و غیره حاضر می‌شن، یه عده به خاطر امتیاز و حفظ شغل، یه عده با اتوبوس از شهرهای کوچیک با وعده‌های مختلف به شهرهای بزرگتر برده می‌شن و ...  .

    حرف من این بود فقط بودن آدم‌ها دیده می‌شه کسی نمیاد حساب کنه از جمعیت کل کشور چه تعداد حضور نداشتن، کسی اون اکثریتی که با نبودشون خواستن حرف بزنن رو نمی‌بینه. 

    پاسخ:
    آره تقریبا از آخرین کامتتون ۵ سال می.گذره :) جالبه یه تیکه از وجود من انگار تو همون دوران جا مونده و خاطراتش برام اصلا دور و دراز به نظر نمیرسه، اصلا باورم نمیشه این همه وقت گذشته...


    کاملا درست میگید بی‌اعتمادی نسبت به آمار بالاست...  و این خطرناکه واقعا. یعنی هیچ بحث منطقی‌ای نمیتونی داشته باشی چون هر رفرنسی ارائه میشه رو نامعتبر می‌دونن طرفین و خب بحث بدون منبع و آمار مشخص عملا کسی و گیس کشی‌های کودکانه است که هیچ فایده‌ای نداره 


    هرچند برداشتم اینه که امسال اینطوری که شما میگید نیست، ولی خب بله به طور کلی در گزارش سبک صدا سیمایی اتفاقی که شما میگید می‌افته. 
    کلمه اکثریت که گفتید رو هم روش بحث نمیکنم چون بی‌فایده می‌دونمش 


    واقعا چشمم به فرداست که ببینم چی میشه... :)

    خواهش میکنم

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.