غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

خوبید؟

پنجشنبه, ۲۶ دی ۱۴۰۴، ۰۵:۵۵ ب.ظ

چند روز بود هر ساعت حداقل سه‌تا ستاره روشن میشد. فقط اوایل صبح کمتر، وگرنه حتی نیمه شب‌ها هم رونق داشت.

امروز تا الان ۵ تا ستاره کلا.

نگران شدم :`)

  • میخک

نظرات  (۲۱)

  • سُولْوِیْگ 🌻
  • برای من هم عجیب بود. شاید ملت خسته شده‌ن؟ شاید صبح که اومدن و دیدن بیان انگار قطعه، خورده تو ذوقشون؟

    پاسخ:
    منم اول صبح خییییلییییی خورد تو ذوقم 
    شاید وقتی دیدن بیان هم ممکنه قطع بشه سعی کردم زیاد دل نبندن و وابسته نباشن؟ من که نمیتونم دل بکنم ولی... هیچوقت نتونستم چه برسه الان... 
  • سُولْوِیْگ 🌻
  • آره، منم صبح یهو خیلی به‌هم ریختم و تا ظهر ده بار چکش کردم. :)))

    چی بگم والا. 

    پاسخ:
    من برداشتم با اون دوستهای وبلاگی که شماره‌اشون رو داشتم تماس گرفتم 
    البته چون فقط شماره یه نفر رو داشتم نباید از ضمیر جمع استفاده میکردم
    تازه اون هم جواب نداد 
    یه ساعت و خورده‌ای با دوستهای غیر وبلاگی‌ام که ماه‌هاست ارتباطی نداریم زنگ زدم و صحبت کردیم 
    بعد دوباره به دوست وبلاگی 
    اون بهم خبر داد که بیان باز شده
    خوشحال شده و برگشتم 
    الان هم وسوسه شدم شماره تو رو هم بگیرم 
    هرچند نمی‌دونم اصلا بدونم چی باید بهت بگم یا نه
    ولی قطع شدن یهویی ارتباط خیلی دردناکه

    سلام، دیگه ذوقی نمونده

     

    باید مراقب همون یه ذره ذوقمون باشیم 

     

    :)))

     

    کلا کارم شده چک و ریفرش بیان خخخ

    پاسخ:
    سلام

    تمام ذوق من یکی بیانه، اگه قطع بشه مجبورم برم درس بخونم :/



    +اسم یکی از شخصیت‌های رمانم کیاست:`)
  • بیست و دو
  • من حال بقیه رو نمی‌دونم ولی کلا دل و دماغ ندارم. احساس میکنم خیلی همه چیز غم آلوده. جدای از تمام چیزهایی که شده جدای از تمام احساسات مختلف؛ الان دو روزه استرس حمله آمریکا هم بهم اضافه شده. از آینده میترسم. احساس میکنم فقط زنده ایم همه!

    پاسخ:
    من خییییییییییلیییییییییی غصه میخورم
    خیلی فکر و خیال میکنم
    و فقط وقتی درمورد غصه ها و فکر و خیال‌هام می‌نویسم یکم آروم میشم 
    یه جور تخلیه روانیه برام 
    البته آیه یاس نمیخونم ها
    آیه یاس خوندن و فقط از غم نوشتن بدتر می‌کنه حال آدم رو 
    روزمرگی هم می‌نویسم 
    روزمرگی ها رو هم میخونم 
    روزمرگی‌هایی که سعی میکنیم توش اتفاقات روز رو ایگنور کنیم تا یادمون بره 
    حرف زدن و احساس تنها نبودن تو این شرایط برای من یکی کمک کننده است

    خوشبحالش امیدوارم شخصیت دلپسندی باشه تو رومان قشنگتون

     

    زنده باشی

     

    امیدوارم وقت اصلیت رو روی درسات بزاری، البته اگه دانشجو باشی درس دیگه اهمیتش کمتر میشه :)))))

     

    موفق باشی نویسنده عزیز

    پاسخ:
    باید برای ارشد بخونم
    اما قدرت تمرکز ندارم...



    راستش شخصیت خشن، خودخواه و خلافکاریه. اما من دوستش دارم :)


    ممنونم
    شما هم همینطور 

    وااای خخ، دقیقا شخصیتش 180 درجه مخالف شخصیت منه، هرچند ورزشم خشن و توی رینگ هستش ولی اینکه شما ازش خوشت میاد خودش خیلی خوشبحالش میشه.

     

    اشکال نداره به نظرم زیاد خودتو اذیت نکن

    تمرکز این روزا خیلی نایاب و سخته ولی کم کم بهتر میشه:)

     

    ممنونم

    پاسخ:
    :)
  • رویای نیمه شب
  • سلام خوبیم.

    بیان صبح تا چند ساعت مشکل داشت خب. 

    پاسخ:
    سلام
    الحمدالله 
    آره خیلی تجربه ترسناکی بود ....
  • هیپنو تیک
  • سلام 

     

    دارم پلنگ صورتی می بینم =)

    پاسخ:
    سلام
    خوب می‌کنی :)))
  • بیست و دو
  • حالا این نوشتن واقعا یه تکنیک روانپزشکانه ست. 

    چندوقت پیش می‌دیدم یه روانپزشکی می‌گفت وقتی خیلی خیلی افکار اومد سراغتون یه کاغذ بردارید اونو چهار قسمت کنید. شروع کنید به هرچیزی که فکر میکنید اونو بنویسید. بعد اون کارو پاره کنید. ریزه ریز... دوباره بنویسید دوباره داره کنید... اونقدر بنویسید و پاره کنید تا دیگه اصلا فکر منفی ای نکنید و اینجوری می‌بینید از بین رفت!

    پاسخ:
    درسته...
    :`) 
    پیشنهاد میکنم برای حواس پرتی هم شده بنویسید تا باهم گپ بزنیم ...

    این روزا میام بلاگ‌ها رو می‌خونم واقعا دلم یخورده گرم میشه..☕

    پاسخ:
    منم همینطور :`)
  • انار سرخ
  • سلام. بیان خیلی دلگیره.. 

    با اینکه از بلاگفا هم یکم خسته شده بودم، اما الان دلم خیلی تنگ شده برا اونجا. 

     

    پاسخ:
    سلام
    کجای بیان رو دیدید ؟ الان خیلی خوبههههه :)
    ولی من یه تار موی بیان رو به صدتا بلاگفا نمی‌دم
    اون روزی که بلاگفا از پشت بهم خنجر زدن و وبلاگم رو با آرشیوش پروند از چشمم افتاد 
    بیان خیلی هم بهتره :) 
    آدمهای نابی هم توش هستن...

    حق میدم دلتنگ باشید 
    ولی ما اونقدرها هم بد نیستیم:`)

    مجبوریم درس بخونیم که نیستیم:/

    کاش حداقل تو این اوضاع امتحان نداشتیم.

    پاسخ:
    منم مجبورم ولی نمیخونم :/ 
    فقط اون استادی که تو این وضعیت دانشجو رو درک نمی‌کنه رو زنده می‌خوام:/
  • هیپنو تیک
  • میخککککککک

     

    اون شعر محبوبمون به زبان ترکی رو که یادته؟

     

    بیا اون رو با هم بخونیم

    دی دی دی ! دی دی دی!

     

    پاسخ:
    یکی دیگه هم بلدم که قابل پخش در فضای نخبگانی نیست 
    خصوصی پیام بده تا با ادبیات فاخر آشنات کنم
  • انار سرخ
  • اینجا نمیشه دنبال کسی گشت😕

    چند تا خوبی هم داره نسبت به بلاگفا. 

    ولی شاید سیزده سال اونجا بودم و به اونجا خو گرفتم برام جایی غیر از اونجا بودن برام سخته. 

    فکر میکنم اینجا نمیشه هر چیزی رو نوشت. 

     

     

    پاسخ:
    شما چطوری دنبال کسی میگشتید؟ امکان سرچ داشتید یعنی؟

    آره عادت خیلی مهمه. یه دوره بیان دچار باگ شده بود، خواستم برم بلاگفا ولی اصلا نتونستم تحمل کنم. صبر کردم تا باگ برطرف شد

    چرا نشه؟
  • انار سرخ
  • آره میشد گشت. 

    تو قسمت فهرست موضوعی بلاگفا یا قسمت بروزشده ها سرچ داشت. 

    میتونستی اسم نویسنده یا اسم وبلاگ رو سرچ کنی تا برات بیاره اون وبلاگ رو. 

    ولی اینجا نداره. 

     

    پاسخ:
    آره الان یادم اومد
    قابلیت خوبی بوده :)
  • انار سرخ
  • نمیدونم. 

    شاید چون اون چندتا وبلاگی که سر زدم اینطوری نبودن که هر چیزی رو بنویسن. 

     

    +من وبلاگ شما رو از خیلی قبلتر داشتم. 

    فکر کنم توی بلاگفا هم میخوندمتون احتمالا. 

    پاسخ:
    هرچیزی منظورتون چیه خب :)


    بله منم تو بلاگفا می‌خوندمتون :) 
    ازدواج کردنتون و فوت پدرتون و با موتور نامزدتون بیرون رفتن رو یادمه. (درست یادمه با اشتباه کردم؟) و با نرگس هم یه نسبتی داشتید مگه نه؟ اطراف مشهد می‌نشستید 
  • انار سرخ
  • آره. درسته. 

     

    کدوم نرگس؟ یک نرگس خواهرمه که فکر نکنم اون منظورتون باشه. 

    یک نرگس هم اونیه که تو تلگرام پرچین راز کانالشه. اینجا هم وب داره. 

    نه نسبت ندارم. فقط خیلی وقته دوست مجازی هستیم 🙂

    پاسخ:
    عهههههه من فکر میکردم اون نرگس همون خواهرتونه فقط شک داشتم 
    پس دوتا نرگسن 
    چه جالب :)
    خوشبختم :)
  • انار سرخ
  • من به اون میگم نفس. 

    براکه اون اولا که توی بلاگفا بود اسمش نفس بود. 😁

    همچنین. 😊

    پاسخ:
    آره از همون زمان باهم دوست بودیم :)
    بعدش هم باهم اومدیم بیان
    یا نرگس یکم دیرتر اومد؟
    یادم نیست دقیق...
  • انار سرخ
  • پس از قدمای بلاگفا بودین 😊

    ایتا درست بشه بهش میگم بیاد بیان هم سر بزنه. 

     

    پاسخ:
    ۹۱ بود که شروع کردم فکر میکنم. بچه بودم اون موقع...
    ممنون :)
  • °•ســــائِلُ الزَّهـرا•°
  • سلام میخک جان خوبی

    راه های ارتباطی قطع شده.. روو اوردم به دانلود بازی:))

    والا به اقوام هم روزی بیشتراز دوبار نمیشه زنگ زد

    من بازی دوست ندارم:( زود دلمو میزنه

    شرایط ادامه تحصیلم ندارم:/

    :|

    حوصله کارهای هنری هم ندارم

    ذوق نویسندگیمم کور شده

    پاسخ:
    سلام 
    بازی واقعا دل آدم رو میزنه 
    منم حوصله هیچی جز بیان رو ندارم...

    وقتی بیان قطع شد اونقدر شوکه شدم وقتی اینترنت قطع شد شوکه نشدم .

    و بعدش مجبور شدم برم درس بخونم دقیقا ؛))

    پاسخ:
    من صبر کردم مطمئن بشم کامل قطع شده بعد برم درس بخونم 
    که نشد

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.