روایت میدان ۱
شنبه, ۲۱ دی ۱۴۰۴، ۰۵:۵۸ ب.ظ
الف میگفت یهو به خودم اومدم دیدم یکی با قمهی توی دست داره به سمتم میدوئه. فقط یه متر باهام فاصله داشت. دست و پام رو گم کردم. هول شده بودم. اسلحه رو کشیدم بیرون. دستور داشتیم از زانو به پایین شلیک کنیم اما تو اون لحظه نتونستم..
آقای قمه به دست با شلیک گلوله تو سرش الان شهید راه انقلاب حساب میشه. الف رو هم دستگیر کردن و بردن حراست تا بعداً تکلیفش رو مشخص کنن.
- ۰۴/۱۰/۲۱
روایتهای میدان فقط نقل قول اخبار دسته اول و تجربه زیستهی خودم و آدمهای معتمد خودمه
آزادید هر برداشتی که میخواید از این روایتها داشته باشید