رسانهزدگی
این خیلی غمانگیزه که ما آدمها خودمون درمورد احساسی که به وقایع داریم تصمیم نمیگیریم. درمورد اینکه فلان خبر بیشتر ناراحتم میکنه یا بهمان خبر اختیاری نداریم. اینکه فلان موضوع رو میبخشیم و اون یکی رو نه، بهمان اتفاق رو فراموش میکنیم و اون یکی رو نه، درمورد هیچکدوم خودمون مستقل فکر نمیکنیم. همش رو رسانه بجای ما تصمیم میگیره.
یه لحظههایی میگم کاش قطعی کامل اینترنت ادامه داشت. نه فقط یه روز و دو روز ، برای چند ماه و چند سال. خودمم میدونم نشدنیه، میدونم زندگی خیلیها مختل میشه و آثار منفی زیادی داره، اما شاید با این کار کم کم یاد میگرفتیم خودمون افسار عواطفمون رو در دست. بگیریم. که با عقلمون دو دوتا چهارتا کنیم ببینیم برای فلان موضوع باید تا چه حد غصه بخورم یا نخورم. برای بهمان ماجرا باید شاد و شکرگزار باشم یا نباشم. و و و...
بیاراده بودن انسانها غمگینم میکنه. قسمت ترسناک ماجرا اینه خودمم از این قاعده مستثنی نیستم. همهامون به جورایی عروسک خیمه شب بازی صاحبان پشت پردهی رسانهایم. هرچقدر هم ادعا کنیم که نه من حواسم جمعه، کارگردان این نمایش خیمه شب بازی از ما خیلی حواس جمعتر و کاربلدتره...
میشه البته. میشه تفکر انتقادی یاد گرفت. میشه سواد رسانه رو ذره ذره کسب کرد. میشه هرکس یه قیچی برداره و آروم آروم نخهای خودش رو پاره کنه. اول از همه انگیزه میخواد، بعد در دسترس بودن محتوای آموزشی، و مهمتر از همه هدایت یک معلم. هی! این دنیا خیلی به معلم احتیاج داره....
- ۰۴/۱۰/۲۱
من از برگشتن تلگرام می ترسم.........
هرچند همه به اینترنت نیاز داریم و فضای مجازی
اما واقعا می ترسم از همکلاسی هام :)