غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

۱:۲۰

جمعه, ۱۳ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۴۸ ب.ظ

هرچی به سیزدهم نزدیکتر میشیم من غمگین‌تر میشم. دیروز تلویزیون یه مستند پخش میکرد که توش سیدحسن درمورد حاج قاسم حرف میزد. من تمام روز بابتش بغض داشتم و نمی‌تونستم جلوی اشک هام رو بگیرم. اینکه روز مرد داره میرسه و مرد میدان نیست برام تلخ و طعنه‌آمیزه. جای خالی حاجی هر سال بیشتر از سال قبل حس میشه. هنوز باورم نمیشه چه کسایی رو از دست دادیم. و تو رو، ابرمرد ایرانی، بیشتر از همه باورم نمیشه. ۱۳ دی ۹۸ هنوز نمی‌شناختمت. هرچقدر بیشتر میگذره بیشتر درموردت میفهمم و بیشتر آتیش نیفته به قلبم. و هرچی به سیزدهم نزدیک‌تر میشیم من غمگین‌تر میشم...

از طرفی روز میلاد امیرالمومنینه. روز جشنه و سروره. مگه مومن نباید با شادی اهل بیت شاد باشه و با غمشون غمگین؟ امامم برام عزیزتره یا سردار؟ هوم؟ فلذا تا ساعت ۱:۲۰ غصه‌هام رو می‌خورم و تموم می‌کنم. بعدش فقط هلهله و جیغ و دست و هورا. من به رجعت اعتقاد دارم پس این همه ماتم برای چیه؟ هوم؟ دنیا صاحب داره. صاحبش هم مکر تمام ماکرین رو می‌زنه با خاک یکسان می‌کنه. والا! کاش تئاتر خیابانی تکرار خواهد شد رو از تلوزیون پخش کنن تا زنده تماشا کنم. خیلی دلم میخواد ببینمش. امام زمان من از نسل فاتح خیبره. نتانیاهو و ترامپ خر کی باشن؟ نفوذی‌ها و خائن‌ها تا کی می‌خوان جولان بدن؟ آخرش که چی؟ آن الباطل کان زهوقا. سخت نگیر میخک :)

 

 

+ میشه دعا کنید راهیان نور جور بشه و بتونم برم؟ اربعین امثال جا موندم. اینم جا بمونم فک کنم غمباد بگیرم... 

++ اربعین یکی از دلتنگی‌های اصلیم نجف بود :`) عجیب بود من واقعا قبلا نجف برام موضوعیت نداشت زیاد (شهر تمیزی نیست متاسفانه و هر دو بار که رفتم گرمازده و بیمار شدم و...) اما امسال عجیب دلم بی‌قرار نجف بود. و هست...

  • میخک

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.