پشت صحنه معلمی۲
مشکلم رو یادتونه؟ حل نشد. امروز پیگیر شدم و گقتن غیر قابل حله :)
بغضم رو خوردم و اومدم خونه، نشستم طرح درس هام رو تکمیل کنم. ساعت ۳ مدیر زنگ زد گفت شرایطی پیش اومده که باید بیای اول. تا الان درحال رایزنی بودم اما... نشد. همهی آمادهسازیهام صفر شد . اینجا دیگه گریهام گرفت :)
یقینا کل خیر...
خدایا خودم رو سپردم به تو...
من دیگه نمیکشم....
- ۰۴/۰۷/۰۱

خیلی خوبن که
من کارورزی ۳م پسرونه اول بود. همین پاییزم بود.
باید هم مامان باشی هم معلم. سردشه، گرمشه، گرسنه است خوابش میاد و ...
خیلی حوصله میخواد ولی تغییر باسواد شدنشون خیلی شیرینه
تلاشات هدر نرفته