پاسخ:
اگه؟؟ چرا فکر میکنید آرزویی هست که با هیچکس و هیچی در هیچ شرایطی و هیچ زمانی تقابل نداشته باشه؟؟! یه دونه مثال از آرزوی بدون تقابل با هرگونه آرزویی به من بزنید لطفا
میخک آرزو داره معلم بشه. برای رسیدن به این آرزو نمیاد در مرحله اول بچههای مردم رو به زور بکشونه دور خودش جمع کنه و مجبورشون کنه به حرفهاش گوش کنن.
اول برای معلمی تعلیم میبینه. خودش رو آماده میکنه. چه از لحاظ سواد و معلومات چه مهارتهای ارتباطی چه شخصیتی و...
مرحله دوم یه بستر مناسب برای آموزش پیدا میکنه. تو یه مدرسه استخدام میشه یا یه مدرسه میسازه. اون فضا رو زیباسازی و مجهز و آماده میکنه
مرحله سوم فراخوان میده و از مزیتهای آموزش یا کلاس درس خودش کودکان و خانوادهها رو آگاه میکنه. جنبههای تشویقی رو نشونشون میده و دعوت به عمل میاره.
مرحله چهارم از صدمات بیسوادی و آموزش ندیدن میگه. از اینکه با شرکت نکردن در کلاس درس و مدرسه چیا رو از دست میدن صحبت میکنه و یه جورایی اخطار میده
معلومه که اصل اختیار انسان رو نمیشه از طبیعت حذف کرد! میخک میتونه بره پدر و مادرهایی که مخالف تحصیل بچهاشون هستن رو تهدید به قتل کنه؟؟ میتونه مدرسهی رقیب خودش رو بسوزونه؟؟ اینها هیچکدوم با شخصیت معلمی و فرهنگی اصلا سازگار نیست و در واقع نفی اون ارزوئه. اگه مرتکبش بشه یعنی آرزوش یه چیز دیگه بود و قداست معلمی صرفا ظاهر و پوششی برای رسیدن به اون آرزو.
اما اما اما
صد در صد هستن دانش آموزهایی که آرزو دارن صبح تا شب پلی استیشن بازی کنن. اگه برن سر کلاس درس و به بخشی از آرزوی میخک ملحق بشن ارزوشون نابود میشه. هستن خانوادههایی که ترجیح میدن بچهاشون بدون سواد . مثل خودشون گوش به فرمان باشه فقط. اگه میخک معلم بشه و کلاس درسی شکل بده آرزوی اونها در معرض خطر قرار میگیره.
۱- تا اختیار هست تقابل هم هست.
۲- تقابل به معنی بی اخلاقی و نابودی و خاک و خون نیست!
۳- اینکه هرکسی مختاره به انتخاب دلیل بر این نیست که هر انتخابی محترمه و باید صد در صد پذیرفته بشه.
۴- آدمی باید خیلی مریض باشه که یه آرزوی مخرب و نابودکننده انتخاب کنه.
دقت کنید تخریب و نابودی به طور طبیعی در هر تقابلی که به مرحله شدیدش برسه و وقتی تنگنا شدید میشه و جهانبینی هایی که هیچ وجه اشتراکی ندارن ناخودآگاه پیش میاد. مثل وقتی که داعش به یه خونواده حمله میکنه و مادر خانواده بخاطر دفاع از بچههاش اون داعشی رو میکشه. اینجا هم تخریب و نابودی و قتل هست. چه بسا اون داعشی خودش پدر خانوادهای باشه و آرزوهای زیادی برای آینده خودش داشته باشه. اما در شدیدترین حالت جنگی و تقابلی قرار گرفتن و راه دیگه ای نیست
اینجا نمیتونید بگید اون مادر خانواده با داعشی یکسانه. چون هردو برای تقابل با کسی که ارزوشون رو به خطر مینداخته مقابله کردن و جنگیدن. اینجا تقابل آرزوهاست و یک آرزو ذاتا آسیبزاست و دیگری نه!
امیدوارم خوب توضیح داده باشم
عمامتون و نوچه هاش هم با مملکت و آرزوهای مردمش همین کارو کردن!