و همچنان بزرگ شدن درد داره...
یاد گرفتم با کسانی که همسطح و همتراز من هستن با توپ و تشر صحبت نکنم. حتی به شوخی و خنده و در فضایی دوستانه، حتی اگه فکر میکنم حقشونه و اشتباهی مرتکب شدن و اینطوری به خودشون میان. به هیچوجه حق ندارم از بالا نگاهشون کنم.
یاد گرفتم تو موقعیتهای استراتژیک که پیدا کردن لحن مناسب سخته و ارتباطات دیپلوماتیک پیچیدهای برقراره نباید وویس بفرستم. این خط قرمز رو بااااییید برای خودم حفظ کنم. باز موقع پیام نوشتن میشه بعدش گفت تو اشتباه برداشت کردی و من با این لحن ننوشته بودم و این صحبتها✌
یاد گرفتم بعضی اشتباهات رو نه میشه پاک کرد، نه میشه توجیهش کرد و نه جمع و جورش. فقط باید ازش گذشت و رفت به سراغ آینده. آیندهای که توش بیشتر حواست هست که این اشتباه رو مرتکب نشی. زیاد روش گیر کردن و خودخوری کردن هم باعث میشه همیشه تو اون مرحله گیر کنی و از ترس شکست هیچوقت جلو نری، هم با عذرخواهی بیش از حد کردن اشتباهت رو تو ذهن بقیه بزرگتر کنی. بگذر و بگذار فراموش بشه. هیچکس از تو انتظار نداره بینقص باشی. فقط بگذر. برو جلو دختر...
یاد گرفتم میشه جلوی کسی که ازش متنفری بشینی و باهاش بگی و بخندی. نه اینکه بخاطر منفعت شخصی تظاهر کنی و چاپلوسی و این حرفها، البته چرا منفعت هم داره. تنها سودی که عایدت میشه آرامشه، دوری از جنگ و دعوا. لزومی نداره ببخشیش. بهترین راهه اما ضروریترین نه. لزومی نداره پروسهی پیچیدهای رو طی کنی و اون احساسات عمیق تلخ رو از ریشه حل و فصل کنی، لزومی نیست به فراموشی بسپاریاش هم. میشه وانمود کرد. میشه یه مدتی نقش بازی کرد و بعد گذشت و رفت. به هر حال رو به رو شدن با این اشخاص هم مرحلهایه که باید پشت سر گذاشته شه دیگه....
- ۰۰/۱۱/۱۶
#فهمیدن_درد_دارد