هیس! دخترها فریاد نمیزنند!
مهر بزن به دهنت دختر. چقدر کم طاقتی تو دختر. یکم خجالت هم خوب چیزیه دختر. تو مگه آرزوی آرزو کردنش رو نداشتی؟؟ خب به آرزوت رسیدی دختر. مگه بغضت نمیگرفت از جای خالی بغض تو گلوت؟ مگه الان نمیبینی گونههات خیس شده دختر؟ پس ناشکریات واسه چیه دختر؟ نبینم خودت رو زمین بزنیها. این ضعفی که از خودت نشون میدی چیه دختر. دختر که نباید ضعیف نباشه. نباید سر تمام پیچ و خمهای دنیا جیغ و دادش در بیاد و فریاد بزنه. ناله و اعتراض که واسه دختر نیست. دختر باید قوی باشه. تو که فقط مسئول زندگی خودت نیستی دختر، مسئول زندگی خانوادهات هم هستی. مسئول شاد بودنشون، مسئول نشستن خنده رو لبهاشون. دختر که واسه خودش زندگی نمیکنه. تو باید بتونی تکیهگاه همهی اطرافیانت باشی دختر. جمع و جور کن خودت رو. غم و غصهی زندگی هرچی بیشتر، بهتر. چون توی سختیها و تلخیها تو فرصت بیشت ی داری برای رشد کردن و دختر بودن. خودت که بهتر میدونی دختر. حالا هم پاک کن اشکهات رو دختر. هیچکس نباید ببینتشون. سومین شکستت بود؟ فدای یه تار موی گندیدهی هدفت دختر. صد دور شکست بخوری بازهم ارزشش رو داره. اصلا من رو ببین دختر، مگه تو نبودی که آرزو داشتی که تشنهی وصالش باشی؟ خب این همه بار رفتن تا لب چشمه و تشنه برگشتن که خوبه برات! تشنهتر از هرکسی میشی. بیتابش میشی. به شرطی که ناامید نشی دختر. ناامیدی از خودخواهی میاد، اینکه تلاشها و دویدنها و تقلاهای خودت رو زیاد از حد لازم ببینی. وقتی بدونی التماسهات کافی نبوده، ناامیدی واسه چی؟ آبریکلا دختر. داد و قال لازم نبود که. اتفاقا هرچی داغ بیشتری رو دلت بمونه بهتر هم هست. دختری دیگه، دختر که بدون داغ دختر نمیشه. میشه دختر؟
- ۰۰/۱۰/۲۵
قلبم ناراحت شد.:"