تا ده بشمار و بعد...
قوی باش میخک. فرار کردن فایده نداره. هرچی بیشتر فرار کنی بدتر میشه. میگم مگه اصلا بدتر از اونچیزی که تو توی ذهنت تصور کردی ممکنه که اتفاق بیفته؟؟ترسناکترین چیز همیشه خود ترسه. بلند شو میخک. تا ده بشمار
واتساپت رو روشن کن. و با عواقب کارهات رو به رو شو. اونقدرها هم وحشتناک نیست، بهت قول میدم. بلند شو. هنوز کلی کار نکرده و عقب افتاده داری، درست. هنوز کلی از گندکاریهات نمایان نشده و مونده تا یقهات رو بچسبن و زمینت بزنن، درست. ولی همین یکی رو که میتونی جمعش کنی، نمیتونی؟ کاری نداره که! از کی اینقدر بزدل شدی میخک؟ چی شده به تو؟ از وقتی یادت اومده که خود واقعیات چطوری بوده، مگه نه؟ ترسیدی از دروغی بودن اعتماد به نفست یا اجتماعی بودنی که بهش مینازیدی. ترسیدی از اینکه هویتت فقط نقاب باشه. ترسیدی که نکنه داری ادای آدمهایی رو در میاری که دوست داشتی شبیهشون باشی؟ ترسیدی. ولی خب که چی؟ کار درست رو انجام بده. به جهنم این جزئیات پیچیده و بیهوده. جواب سوالهات رو هیچکس نمیدونه. مهم هم نیست. بیخیال. کار درست رو انجام بده. یه قدم خیلی کوچیکه. گوشیات رو برمیداری. نت رو روشن میکنی. میری تو واتساپ. با ده نفر صحبت میکنی. بیشتر از ده تا فحش نمیشنوی نهایتش! سخت نیست میخک. ترس نداره. یعنی داره. ولی ترسیدن که فایده نداره. هوم؟
- ۰۰/۱۰/۱۸
نزدیک دو هفتهس که اینو به خودم میگم ولی هنوز نتونستم انجامش بدم و اون «عواقب کارهام» داره وحشتناکتر میشه :'