پیدا شو دیگه لعنتی
چهارشنبه, ۸ دی ۱۴۰۰، ۱۲:۱۱ ق.ظ
کی قراره این مرحلهی گشتن دنبال خود تموم شه و برم سراغ مسائل بعدی زندگی؟ کی این تردمیل وایمیسته و درجا زدن من به آخر میرسه؟ کی میشه که دیگه دور خودم نگردم و تو سیاهی مطلق... تو سیاهی مطلق چی؟ یادم نمیاد چی داشتم میگفتم. من اصلا مگه دنبال خودم میگردم؟؟ خودم رو چال کردم تو حیاط پشتی و توی حوض نشستم دارم با ماهی قرمزها بازی میکنم. همین.
- ۰۰/۱۰/۰۸

حس میکنم هیچ وقت تموم نمیشه. یه تصویریه که هی کاملتر و واضحتر میشه ولی ته نداره.