talk less. smile more
من جمله فاحشترین حقایق دنیا اینه که هیچ نسخهای نیست که برای تک تک آدم های کرهی زمین تاثیر مثبت داشته باشه. حداقل نه در تمام زمانها و نه در تمام شرایط. همزمان که این جمله رو نوشتم ذهنم شروع کرد به یافتن مثالهای نقض. فعلا که یکی یکی دارم مثالهای نقض رو به ترفندهایی رد میکنم اما خب قبل از اینکه این ناخوداگاه لعنتی از بس مثال نقض بریزه وسط مغزم که کلا موضوع بحث یادم بره اصلاحش میکنم که معمولا و غالبا اینطوریه که تمام نسخهها برای تمام آدمها جواب نمیده. یه پیشنهاد ممکنه برای یکی خیلی خوب و مفید باشه درحالی که دیگری اگه بهش عمل کنه زندگیاش نابود میشه.
دیگه آسونترین مثالش میشه غذا خوردن. به بچهای که از شدت سوتغذیه رو به موته و استخون جناغش زده بیرون یه عالمه غذاهای چرب و چیلی میدی و بهش میگی هرچی میتونه بخوره تا جون بگیره. ولی همچین رفتاری رو به پیرمرد چاقی که دیابت داره و از میزان کلسترول و چربی و اورهی بالا رو به موته در پیش نمیگیری.
موضوع اصلی پست چیه؟ اینکه به خودم بقبولونم دست از بهونه آوردن بردارم و دیگه با این عبارت شیک و فلسفی «آدمها موقع مرگشون حسرت حرفهایی که نزدن رو میخورن، نه حسرت حرف هایی که زدن» خودم رو گول نزنم و حماقتهام رو توجیه نکنم.
توجیه با ه نوشته میشه. خیلی جالبه. با یه عبارت سادهی «توجیه رو با ترجیح اشتباه نگیریم.» من دیگه خود به خود یاد گرفتم توجیح غلطه. مزخرف رو هم توی همین بیان یاد گرفتم که با ز نوشته میشه. میبینید؟ آدم ممکنه به این سن و سال برسه و تازه ادعای نویسندگیاش هم بشه اما حتی املای این کلمات ساده و پرکاربرد رو هم ندونه. و میدونید؟ آسمون به زمین نمیاد. این آدم بخاطر این که تا چندی پیش توجیه رو مینوشت توجیح و مزخرف رو مضخرف احمق و بیمغز و بیشعور به حساب نمیاومد. چون موقع تایپ غلط مینوشت کسی حق نوشتن رو ازش نگرفت و اصلا کسی حق نداشت همچین کاری بکنه! خب که چی؟ نمیدونست و اشتباه می کرد. حالا که راه درست رو یاد گرفت دیگه اون اشتباه تکرار نشد و پرابلم سلود! همه با خوبی و خوشی کنار هم زندگی کردن.
لازمه پاراگراف سوم و پنجم رو بهم ربط بدم؟ خودم که لزومی نمیبینم. اصلا در راستای #کمتر حرف زدن و بیشتر عمل کردن همینجا پست رو می بندم و شما رو به خدای بزرگ می سپارم. یاعلی
- ۰۰/۰۹/۲۸
* ***** ***** ****