آرزوهامون رو بریزیم وسط
راستش من خیلی نذرها کردم، خیلی قول و قرارها با خدا گذاشتم که بعدا نتونستم عمل کنم بهشون یا اصلا یادم رفته که چی بودن. همون حرفهایی که وقتی تو یه شرایط تقریبا اورژانسی گیر میکنی تو دلت میگی:
خدایا فلان کار رو میکنم و بهمان کار رو میکنم و اینقدر به صدقه میدم و اونقدر به ایتام کمک میکنم و...
میگم تقریبا اورژانسی چون کاملا اورژانسیها تو ذهن ادم حک میشن خب. اما موقعیتهایی که مدنظر منه چیزیه مثل وقتی که سر کلاس درس نشستی و امتحان داری و هیچی نخوندی و دعا دعا میکنی خانوم معلم یادش رفته باشه سوال طرح کنه.
بیراهه رفتم. شرمنده. فقط خواستم بگم یه خواستهای از خدا دارم. یه حاجت شاید کوچیک که برای من مهمه. خب طبیعتا راهی که به ذهنم رسید نذر کردن بود. نذر چی؟ دلم خواست ختم قرآن بردارم. هرچند نمیدونم اصلا نذر حساب میشه یا نه :/
اما دیگه به خودم اعتماد نداشتم. به اینکه به عهد خودم پایبند باشم و ختم قرآن رو تا اخرش برم. واسه همین اومدم اینجا. به قول سارا خانوم ادمها وقتی برنامههاشون رو بهم میگن و با هم برای انجام دادنشون همکاری میکنن احتمالا نپبچوندن اون کار و تا اخر رسوندنش بیشتر میشه. چون تعهد بیرونی کمک کننده است به هر حال.
احتمالا هیچ نیازی به هیچکدوم از این حرفها نبود. بازهم بیراهه رفتم. میشد فقط این رو بگم که در طول ایام فاطمیه (که از ۲۷م شروع میشه و تا ۱۷ دی ادامه داره) قصد شروع یه برنامه ختم قرآن رو دارم. اگه شما هم مایل هستین تو این راه همراهیام کنید بسم الله. کمیت و کیفیتش بستگی به میزان مشارکت داره. کامنتها بدون نیاز به تایید نشون داده میشن. باتشکر
- ۰۰/۰۹/۲۵

سلام
من هم دوست دارم شرکت کنم.