غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

لاقل برای تو

سه شنبه, ۲۳ آذر ۱۴۰۰، ۰۲:۴۴ ب.ظ

«بهت قول میدم سخت نیست» را هم باید پیشوند عنوان می‌نوشتم اما نخواستم. نتوانستم. دادن همچین قولی حقیقتا سخت بود. لاقل برای من. به نظرم در دنیا کلا چیز آسان نداریم. فقط بستگی دارد که شخص چقدر برای آن سختی خودش را آماده کرده باشد و چقدر تاب و توان داشته باشد. برای همین «لاقل برای تو» از مصرع قبلی‌اش مهم‌تر است و برای نوشته شدن در تیتر این پست اولویت دارد‌. 

تو کیستی؟ همانی که برایت سخت نیست. یعنی طبیعتا نباید باشد. اگر سخت بود هم فدای سرت. خودم کنارت هستم. خودم هوایت را دارم. مگر مرده‌ام که بگذارم خار توی پایت برود؟ به طور رسمی و مکتوب قول ندادم که سخت نباشد، اما تو می‌توانی تعهد غیررسمی مرا داشته باشی. 

دقت کردی جواب سوال «تو کیستی» را چطور پیچاندم؟ باقی ماجرا را هم پیچاندم البته. نشان می‌دهد دیوانگی‌ام حد و مرز دارد. خدا را شکر. مگر نه؟ فانتزی‌های احمقانه را بریز دور، دیوانه‌ای که برای دیوانگی‌اش حد و مرز قائل نباشد آخر عاقبت ندارد. 

برای نوشتن ادامه‌ی پشت دنبال سرنخ می‌گشتم. رفتم آهنگ آقای یگانه را دانلود کردم. راستی بجز آن دو عبارتی که در همین پست بهشان شاره کرده بودم اصلا نشنیده بودمش. درمورد جدایی می‌خوانده که. عه. رفتن سخت نیست؟ خب بازهم بستگی دارد؛ اما این بار نه به شخصی که این فعل را انجام می‌دهد‌. راستش نمی‌دانم برای تو سخت است یا نه. فقط می‌توانم قول بدهم تمام تلاشم را بکنم که سخت باشد. شوخی که نیست! یا شاید هم هست.

باید یک موضوع جدید به اسم «توهم نوشت» در وبلاگ ایجاد کنم و این پست را شوت کنم داخلش. راستی موضوع‌بندی مطالب چقدر سخت است. لاقل برای من‌ کی می‌شود کمر همت ببندم و تمام پست‌هایم را قشنگ و منظم تقسیم‌بندی کنم خدا می‌داند. هی...

  • میخک