غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

621,277,775

دوشنبه, ۸ آذر ۱۴۰۰، ۰۵:۲۰ ب.ظ

621 میلیون واقعا عدد خیلی بزرگی نیست. هست؟ 621 میلیون ثانیه زندگی کرده‌ام تاحالا. وقت‌هایی که از گرسنگی دارم می‌میرم و هنوز کلی مانده تا غذا آماده شود با خودم می‌گویم لابد چند ملیون ثانیه‌ی دیگر باید انتظار بکشم. ثانیه را از جهت عذاب‌آور بودن تک تک لحظات انتظار می‌گویم نه اینکه هیچ اغراقی در کار باشد. درواقع همیشه فکر می‌کردم چند میلیون ثانیه آنقدرها هم زیاد نیست. چشم بهم‌زدنی می‌گذرد. نمی‌گذرد؟ راستی این همه سال زندگی، بیشتر از چشم بهم زدنی طول کشیده گذشتنش؟ معلوم است که نه! همه‌اش هیچ و پوچ بود. نبود؟ راستی که زندگی عجیب‌ترین و بی‌خودترین و دردسرسازترین و مرموزترین و زشت‌ترین و در عین حال زیباترین و شگفت‌انگیزترین هدیه‌ای‌ست که خدا می‌توانست به آدم بدهد. نه؟

  • میخک

نظرات  (۵)

  • زهرا بیت سیاح
  • همین تناقضِ که جذابش می‌کنه:)

    پاسخ:
    جذاب و ترسناک :/
  • دچارِ فیش‌نگار
  • اصلا آدم یعنی زندگی

    سنگ یعنی زندگی

    گل یعنی زندگی

    دادن و گرفتنی در کار نیست. کرشمه است کار او

    پاسخ:
    :`)
  • مهدی ­­­­
  • من که هیچ وقت نشده گذشته رو ببینم. آینده هم هیچ وقت نشده. همیشه حال بوده. لحظه ای بجز حال تجربه نکردم. همون جور که میگی این شیشصد میلیون ثانیه واقعا گذشته یا نه رو نمیتونم ثابت کنم. چیزی که برام مشخصه اینه که همیشه همین شکلی بوده که هست :) دوتا چشم و دوتا دست روبروم 

    پاسخ:
    من بمیرم هم نمیتونم این تفکری که شما میگید رو «باور» کنم و بپذیرم
  • فاطمه امیرخانی
  • :))) 

    من حتی پیش می‌‌اومد می‌نشستم فیتیله می‌دیدم وقتی کارام زیاد بود. 

    راستش همین تناقضای لیسانس خیلی جذاب و خاطره انگیزش میکنه، ادامه بده :))

    پاسخ:
    حقیقتا درک میکنم :))))

    جدی طبیعیه پس؟ خیالم راحت شد. مچکر :))

    فقط منم که از گرسنگی اونقدر عذاب نمی‌کشم؟ مگر این که اونقدر گرسنه باشم که نتونم صاف وایستم؟...

    پاسخ:
    دور و بر من اونقدر همه عین توئن که فقط من احساس گرسنگی میکنم :/ خیلی وضعیت مزخرفیه

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.