غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

:/

دوشنبه, ۸ آذر ۱۴۰۰، ۰۹:۳۲ ب.ظ

استاد مبانی: خب دانشجویان عزیز مقاله‌هاتون رو کم کم جمع و جور کنید و ۱۶ آذر بارگزاری کنید تو سامانه تا من کیفیت کارتون رو ببینم.

 

استاد ادبیات: تکلیف قبلی‌اتون رو دریافت کردم، حالا می تونید برید سراغ تکلیف دوم. تا هفته‌ی بعدی تمام کتاب‌های محمدرضا سرشار رو بررسی کنید و طبق اون معیارهایی که این دو سه جلسه بهتون گفتم تحلیلشون کنید و نتیجه رو تایپ شده تو سامانه بارگزاری کنید.

 

استاد روان: برای جلسه بعدی می‌خوام درمورد کاربرد نظرات یادگیری پاولف، ثراندایک و اسکینر رو پیدا کنید و برای هرکدوم دو سه صفحه بنویسید. نمی‌خوام مطلب تکراری یا چیزی باشه که توی نت پیدا میشه. خانوم میخک شما تحقیق‌هاتون رو به صورت کنفرانس ارائه خواهید داد. همین‌طور کاربرد نظریه ویگوتسکی و برونر در اموزش رو هم اماده کنید‌.

 

دوباره استاد مبانی: خب خانوم میخک کنفرانس جلسه‌ی بعد با شماست دیگه، درسته؟

 

استاد کاربست: اون مقاله‌ی صد صفحه‌ای که تو گروه فرستادم رو همه می‌خونید برای جلسه بعد اماده میشید که خلاصه‌اش رو بگید. درمورد تاثیر فضای مجازی در رشد و بالندگی معلمان هم تحقیق می‌کنید. ممکنه ازتون بخوام تحقیفتون رو ارائه بدید. 

 

آموزش: مدارکت ناقصن (در حالی که خودم می‌دونم نیستن :/ ) باید از تمام صفحات شناسنامه و فلان و بهمان فرم دوباره کپی بگیری برامون بیاری. رسید کارت ملی هم قبول نمی‌کنیم باید اصلش باشه. این ده بیست‌تا لینک رو هم وارد می‌شید دونه دونه همه‌ی فرم‌هاش رو پر می کنید از تایدیه‌ای که آخر هر فرم می‌دتن پرینت می‌گیرید و تا آخر این هفته میارید می‌دید من وگرنه حق شرکت در امتحانات رو نخواهید داشت.

 

نهاد رهبری دانشگاه: برای جشن روز دانشجو....

کانون شعر و ادب: برای برنامه‌ی شب یلدا...

هیأت: برای آماده شدن واسه ایام فاطمیه...

امور فرهنگی: نشریه‌ای که باید این ماه به سرانجام برسه و عظیم‌ترین قسمت مسئولیتش با منه....

مقالاتی که باید بخونیم و ترجمه کنیم....

تکالیف عادی و روتین.. کارگاه‌ها و دوره‌ها... دغدغه‌‌های روزانه....

 

من: google chrome. open a new tab

search : سگ‌های ولگرد بانگو قسمت اول

  • میخک

نظرات  (۱۰)

چقدر «من» بود این پست ...

پاسخ:
این بیماری درمانی آیا نداره؟ :`(
  • علی‌رضا گ
  • چقدر «همه» بود این پست!

    پاسخ:
    می‌بینم که همکارهام یکی یکی خودشون رو نشون میدن😂😅

    اگه درمان داشت که قطعا الان بهش دچار نمی‌شدم :)

    پاسخ:
    درمان مساوی با بیمار نشدن و دچار نشدن نیست که..‌‌‌
  • زهرا بیت سیاح
  • به‌به:)) می‌بینم که به وادی دانشجویی دیگه رسماْ وارد شده‌اید:)))

    پایان بندی رو دوست داشتم. غافلگیری نابی بود که لبخندی تلخ، گرم و همذات‌پنداری برانگیز را بر لب آدم می‌نشاند:)

     

    پاسخ:
    رسما و عرفا و شرعا :)))
    ام... مچکر. حقیقت بود متاسفانه :/ :دی
  • 🎼 کالیستا
  • چه قشنگ. :دیXD 

    پاسخ:
    😅

    اینقدر این پست منم که اصن آخ.

     

    پاسخ:
    آخ....

    درسته باید اصلاح کنم جمله رو

    اگه درمان داشت که الان خودم رو درمان می‌کردم و درمانش رو به بقیه می‌گفتم 

    پاسخ:
    ایشالا پیدا میشه :`)

    تقریبا ارزوی مرگ همه رو یه بار کردم :))))))))

    پاسخ:
    حتی من؟؟💔💔💔😅😅😅

    نه دیگه اونایی که از نزدیک دیدم

     

    پاسخ:
    اوکی😅
    ممنون از جوابتون
  • آریامهر الوند
  • فقط خط آخر.

    از اینجا تا بیکران :))))))))

    پاسخ:
    😅😓

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.