البته که میدونی....
میدونی میخک؟ به جهنم که حرفی برای نوشتن نداری. تو بنویس که عشقت به نوشتن از یادت نره. میدونی میخک؟ تو خیلی... خیلی به خودت سخت میگیری. میخواستم کلی صفت نامطلوب بجای اینی که الان نوشتم بنویسم. اما حقیقت همینه و زیادی سخت میگیری. هیچوقت حق اشتباه کردن به خودت نمیدی. خودت رو نمیبخشی. فراموش میکنی ولی نمیبخشی. این افتضاحه. همین هم باعث میشه از کوچیکترین شکستی وحشت داشته باشی. همین هم باعث میشه عین ترسوها از هر چالشی فرار کنی. وقتی چالشی نباشه احتمال شکستی هم نیست و بالطبع خودسرزنشگری هم در کار نیست. خیلی وقتها سپرت رو زمین میندازی و سریع تسلیم میشی، فقط برای اینکه بتونی بقبولونی که از اول هم قصد برد نداشتی. چون اگه به قصد برد بجنگی و شکست بخوری وضعیتی پیش میاد که به هیچ عنوان تحملش رو نداری. این زیادی احمقانه است دخترجون.
میدونی میخک؟ اینها رو هیچکدوم از آدمهای زندگیات بهت نمیگن. چون تو از بیرون اصلا اینطوری به نظر نمیای. تو و فرار از چالش؟! حاشا و کلا! میخک دختریه که خودش رو میاندازه تو دل خطر، دل رو میزنه به دریا و میره سراغ ناشناختهها و غارهای تاریکی. میره تا کشفشون کنه. میره تا تجربیات جدید به دست بیاره. میخک پا پس بکشه؟! عمرا! سرتقتر از این حرفهاست بابا. و شاید فقط دو سه نفر تو این سیاره بدونن تمام این کارها رو با چه وحشت و عذابی انجام میده و چطور تمام مدت مثل بید به خودش میلرزه. بقیه کجا خبر دارن تو تا چه حد از اینکه یه آدم ترسو باشی بدت میآید؟ شاید هم میترسی. میدونی میخک؟ تو یکی از عجیبترین آدمهایی هستی که تو عمرم دیدم.
شاید هم... شاید هم خود سرزنشگریات بابت نبخشیدن و حق اشتباه کردن به خودت بخشی از همون خود سرزنشگری و حق اشتباه ندادن به خودت باشه. گرفتی چی میگم؟ تو درواقع خیلی پیشرفت کردی. اگه باور نمیکنی مدرک رو کنم. یه عالمه از تلاشهات به نتایج عالی و خیرهکننده و درخشان و بیمانند نرسید (بین خودمون بمونه، بعضیهاشون افتضاح و گند هم از آب در اومد اما خب تو یاد گرفتی با همچین صفات کلی ویرانگری ثمرهی تلاشهات رو نابود نکنی و همهچیز رو صفر و صد نبینی) داشتم میگفتم، و تو هیچ هم ناراحت نشدی. هیچ هیچ هم که نه ولی خب نه زیاد. خودت فهمیدی که آدمها حق دارن شکست بخورن. حق دارن جون بکنن اما به اون قلهی موفقیتی که میخوان نرسن و بیفتن زمین. میدونی میخک؟ تو کم کم داری معمولی بودن رو هم میپذیری. اینکه یگانهی تاریخ نیستی. بیبدیل نیستی. تو فقط خودتی. هرچند هنوز هم ته دلت داری کلنجار میری تا هرکسی باشی بهتر از خودت. اما مهم اینه که نسبت به قبل پیشرفت کردی. واقعا مهمه. کلیشه و شعار و پندهای دوزاری نیست. راستشو میگم بهت.
میدونی میخک؟ الان نباید این متن رو تموم کنم. اما مگه چیزی شروع شده اصلا که بخواد تموم شه؟ همینه دیگه.... دوستت دارم.
- ۰۰/۰۹/۰۱
سلام
به خودتون سهت نگیرید.
راستی بستنی چی شد؟ :دی