غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

چهارشنبه, ۱۹ آبان ۱۴۰۰، ۰۵:۱۷ ب.ظ

چرا تخیلی می‌نویسم؟ واضحه! چون دوست دارم خدا باشم. واقعا کیه که این حجم از قدرت و عظمت رو نخواد؟ کیه که به خلق یه جهان نه بگه؟ خلق کردن و نه صرفا مدیریت یک کارگزاری که طبق قوانین از پیش تعیین‌شده پروژه رو پیش می‌بره. چرا تابوشکنی رو دوست دارم؟ تابوهای داستانی، نه اخلاقی. خب وقتی به من این حق و این قدرت داده شده که تمام زنجیرها رو بشکنم و تا بالاترین قله‌ها صعود کنم و به تخت امپراطوری خودم تکیه بزنم و هیچ گناهی هم مرتکب نشده باشم، چرا که نه؟ حالا شما بگید، چرا باید واقع‌گرایانه بنویسم؟ چرا از دنیای واقعی و اتفاقات واقعی و اشخاص واقعی بنویسم؟ چرا بمونم توی این قفس که می‌دونم درش شکستنیه؟ تنها دلیلش می‌تونه این باشه که من... من درواقع قدرتش رو ندارم. مهارت لازم رو ندارم. من خدا نیستم.

  • میخک

نظرات  (۸)

چقدر احمقانه.....

امپراطور یک دنیای تک نفره بودن واقعا احمقانه است میخک. واقعا!

پرسیدی چرا؟ جوابش ساده است. چون اینطوری به درد عمه‌ات هم نمی‌خوره

دنیای ارباب حلقه ها و دنیای هری پاتر و ... تو ذهن یه نفر بودن. امپراطوری اون دنیا چیز خیلی کمی هم نیست.

پاسخ:
از دید خود تالکین و رولینگ به ماجرا نگاه کنیم. اگه اون امپراطوری وصل نشه به دنیای واقعی پشیزی ارزش داره؟ حالا یا از طریق سودی که به دست میاره یا اون سودی که به جامعه می‌بخشه. به هر حال ارتباطش با واقعیته و در نظر گرفتن اهمیت واقع‌گراییه که به اون داستان‌ها معنا میده.... 

اگه دنیاش مال یه تمدن فضایی یا از ابعاد دیگه باشه الزاما لازم نیست روانشناسی انسانی رو دنبال کنن ولی باید نویسنده یا متفکر انقدری فکر کنه که تو همون چارچوب اتفاقا یه ارتباطی با هم داشته باشن. اگه شخصیت هاش آدم هست آره، برای درست کار کردن داستان باید Archetype ها و چیزایی مثل بالانس خوب/بد یا روابط اشخاص رعایت بشه وگرنه پخش و پلا میشه

پاسخ:
داخل داستان رو نمیگم. دنیای بیرون رو میگم. پولی که از فروش اون کتاب‌ها گیرشون اومده یا تاثیری که روی اجتماع گذاشته. اینهان که به کار ارزش میدن. وگرنه میشه همون دنیای تک نفره. که مفت هم نمی‌ارزه

اولین چیزی که باید ارزش داشته باشه برای خود آدمه. مطمئن باش این نویسنده ها دنبال پول و شهرت و چیزای اینجوری نبودن که داستان های باعظمتی مثل اینا بهشون الهام بشه. یه هنرمند به کار هنری ای که میکنه باید در مقام اول عشق بده تا بزرگ بشه. اگه به اندازه کافی بزرگ شد یکی از ابعادش میشه پولی و شهرت و ... ای که براش میاد. ولی اگه کسی فقط دنبال اون بعد باشه یه چیز ناقص و خرابی رو داره از همون اول درست میکنه.

پاسخ:
پول و شهرت به عنوان چیزی که از اجتماع دریافت میکنه/ تاثیر مثبت یا منفی که به روی جامعه میذاره. نمیگم کدوم، ولی این ارتباطه که معنا میده به کار. 
و خب عشق هنری... ام... آره اعتراف میکنم به این فکر نکرده بودم. 
خو پس کارهای من اونقدرا هم احمقانه نیست. 
مرسی
  • علی‌رضا گ
  • تخیّلی می‌نویسیم تا مخاطب رو فقط سرگرم کنیم یا علاوه بر سرگرمی، آگاهی هم بهش بدیم؟

    پاسخ:
    تخیلی می‌نویسم چون دوست دارم. واسه همین میگم ارزش نداره چون فقط واسه خودمه :/ توی این انتخاب مخاطب مهم نیست. جامعه مهم نیست. محیط مهم نیست. و این نوع تفکر احمقانه است خب :/
    تخیلی می‌نویسم چون بهم حس قدرت میده
  • علی‌رضا گ
  • ببینید داستان هر سبکی داشته باشه واقع گرایی باشه یا فراواقع گرایی به هر حال یه داستانه و داستان هم به طور طبیعی تخیّلیّه! پس تخیّل توی همه ی داستانها باید باشه‌.

    امّا اینکه تخیّلی می نویسید چون دوست دارید، خب خیلی عالیه! چون آدم اگه چیزی رو انجام بده چون فقط دوستش داره، حتماً به بهترین شکل ممکن انجامش میده.

    پاسخ:
    بله درست، ولی شما هم قبول دارید اینکه تمام قوانین فیزیکی و مادی رو بریزی دور و از شروع کنی به رنگ زدن یه صفحه‌ی سفید سفید جذاب‌تره؟

    احساس شرور بودن بهم دست داده :/

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.