غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

کجا می‌خوای بری؟

شنبه, ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۰۶:۰۷ ب.ظ

جایی که وجود خارجی نداره. و نمی‌تونه داشته باشه. می‌خواید توصیفش کنم؟ خب خیلی چیزها می‌تونم اینجا ردیف کنم. خیلی شعرهای قشنگ و فضاسازی‌های بی‌نظیر. ولی خب که چی بشه؟ اونجایی که می‌خوام برم وجود خارجی نداره.

این اسمش فراره، خودم هم می‌دونم. ولی خب دلم می‌خواد جایی باشه که فرار کنم اونجا و از قید و بند دنیا آزاد باشم. دلم می‌خواد توی کره‌ی زمین نباشه. نه حتی توی این کهکشان. ترجیحا توی این جهان هستی نباشه کلا، یه جهان هستی دیگه. یه جای خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی دور. دلم می‌خواد هیچ یک از انسان‌هایی که می‌شناسم اونجا نباشن؛ نه حتی کسی شبیهشون.

نه اینکه دوستشون نداشته باشم، فقط دلم تنوع می‌خواد. دلم مثل یه پروانه از پیله در اومدن می‌خواد.

دلم ققنوس بودن و سوختن و از خاکستر سر برافراشتن می‌خواد. دلم زندگی‌ای رو می‌خواد که مطمئنم هیچوقت تحت هیچ شرایطی نخواهم تونست داشته باشمش. نه اینکه هدف اون نوع خاص از زندگی باشه‌ها، نه. فقط دلم تنوع می‌خواد. و این بده. می‌دونم. خوب می‌دونم. 

  • میخک

نظرات  (۸)

پاراگراف آخر رو منی که بسیار کمال‌گرا هستم خیلی درکش کردم خیلی زجر آوره یه سطحی از زندگی رو می‌خوای که نمیشه که نمی تونی ...

پاسخ:
احمقانه است واقعا :(
 خطابم به شما نیست‌ها. به خودم میگم


عهههه سلام خانوم جهان هیچ :)) کجا بودین؟ از اینطرف‌ها؟ دلتنگتون بودیم :")

وااای منممم! تنوع. واقعا نیازه. دارم میمیرم از یکنواختی.

پاسخ:
:")

تنوع که هست
زیاده خواهی آدمه که خطرناکه....

وای چقدر خوب گفتی

منم دلم‌می خواد برم یه جایی که هیچکس منو نشناسه :/

پاسخ:
:(
  • زهرا بیت سیاح
  • این قدر چپیدیم تو خونه، که منی که به‌زور می‌رفتم بیرون همه‌اش دلم بیرون زدن می‌خواد.

    وقتی هم که آدم احساس می‌کنه تو یه شرایطی گیر کرده که نمی‌تونه اون سطح از عملکردی که مدنظرشه داشته باشه یا اتفاق‌ها یه جوری ردیف می‌شن که به این نتیجه می‌رسی که هیچ غلط خاصی نمی‌تونی بکنی، اون‌وقت دلت می‌خواد از خودت هم فرار کنی.

    منم خیلی وقت‌ها دلم می‌خواد از این زندگی فرار کنم. همه‌چیز از نو شروع بشه و مجبور نباشم توی همون معادله قدیمی باقی بمونم.

    اینکه دچار همچین حسی بشیم طبیعیه، اما نباید توش گیر بکنیم. گیر کردن تو این حسه که بده.

    وگرنه هر آدمی حق داره که خسته بشه و دلش جا زدن بخواد:)

    پاسخ:
    واقعا :((
     #حق

    منم میام :(

    پاسخ:
    بیا :`)

    همین جهانو اگر زشتش نمی‌کردیم هیچ‌وقت نمی‌خواستیم ازش فرار کنیم 😢

    پاسخ:
    ام... نه من می‌خواستم
    درمورد من یکی ربطی به زشتی و زیبایی نداره اصلا

    خب شاید تا اون حد کمالگرایانه نشه که اتفاق بیوفته ولی میشه از همین تنوعهای دم دستی هم استفاده کرد 

    مثلا موهاتو کوتاه کنی یا رنگ کنی یا عطرت رو عوض کنی یا رنگ لاک... خودش یه تنوع بزرگه:)

     

    پاسخ:
    منی که اصلا از این نوع تنوع‌ها خوشم نمیاد و حوصله‌اشون رو ندارم... :/
    ولی خب اصل موضوع رو گرفتم. مچکر

    همین گوشه کنارا میچرخیدم یکمی ایام خوش نیست :)

    پاسخ:
    انشالله که ایام غم نخواهد ماند :")

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.