#یک مهر
۱- یک مهر به معنی یک تاریخ توی تقویم نیست. روز باز شدن مدرسههاست، روز بازگشت به دامان علم و تحصیل، روز شروع جنب و جوش و فعالیت، روز رفاقتهای بچگانه و بازیگوشی (حتی شده از نوع مجازیاش). در نتیجه اگر یک مهر بیفتد به پنجشنبه دیگر آن یک مهر یک مهر نیست. بلکه شنبه، یعنی سوم مهرماه مصادف میشود با یک مهر. موافق نیستید؟
۲- یاد آن زمانی افتادم که چیز زیادی درمورد مناسبتهای تقویمی از جمله هفتهی دفاع مقدس نمیدانستم. فکر میکردم هر وقت پرچم و عکس شهدا را به دیوار مدرسه میزنند منظورشان ۲۲ بهمن است. برای همین هم یک بار با اعتماد به نفس تمام در جمع شروع کردم به خاطره گفتن که :« یه سال که ۲۲ بهمن افتاده بود اول مهر....»
۳- اوایل پاییز هوا گرگ و میش است. قاعدهی هیچ فصلی را ندارد این روزها. معلوم نیست فروردین فرا رسیده یا مهر ماه. طبیعت دارد میمیرد یا جان میگیرد. معلوم نیست سرسبزی را در آغوش میکشد یا وداع میگوید. این گنگ بودن را دوست دارم. نوسانیست بین حال و هوایی شیرین و شیرینتر.
۴- در تکمیل بند قبلی اعلام میدارم عجب گلهای رنگارنگی روییده بودند. زیبایی سحرانگیزی بود که تمام وجودم را به وجد میآورد. بعضیهاشان با گلبرگهای ریز ریز و رنگ یاسی کمرنگ متمایل به سفید را انتخاب کردم. ازشان عکس گرفتم تا یادم بماند اگر روزی خواستم ازدواج کنم دستهگل عروسم دقیقا از همین نوع گلها باشد.
۵- من یک ریتم مخصوص کودکانه برای خواندن شعر حیدربابا دارم. بعضی از شعرهای حافظ را هم با همین آهنگ میخوانم. درست است که احتمالا خود شعرای مرحوم از این حرکتم خوششان نیاید اما قول میدهم اگر [انشالله] معلم شدم با همین روش بچهها را به شعر و ادبیات علاقهمند کنم.
۶- این روزها نصف وجودم اینجاست، یک چهارمش در راه کربلا، یک چهارم باقی مانده هم دارد به آن نیمهی دیگر غر میزند که چرا اینجاست و چرا دست از این غل و زنجیرهایی که زمینگیرش کردهاند برنمیدارد و چرا....
- ۰۰/۰۷/۰۲
وای خدا قالب جدیدتو خیلی دوس دارم
وای