غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

شیب- ۷

چهارشنبه, ۱۷ شهریور ۱۴۰۰، ۰۵:۵۰ ب.ظ

در راستای این پست می‌نویسم.

یه عادت خیلی مزخرفی که دارم اینکه اشتباهات خودم رو فراموش نمی‌کنم. ممکنه بگید این خیلی هم خوبه و باعث میشه ازش درس بگیری و اینا، ولی برای من از نوع بدشه! بدین صورت که می‌تونم توی یه بعدازظهر خنک و شاد تابستونی وسط خنده و گل و بلبل گفتن با دوستان یه دفعه یاد یکی از فاجعه‌هایی که مثلا چهار سال پیش به بار آوردم بیفتم و حالم گرفته شه. بعد از اون هم سایر خاطرات بد و اشتباهاتم رو با خودم مرور می‌کنم و کل روزم به گند کشیده میشه. البته نه این‌طوری با این شدت و حدتی که گفتم. ولی خب بازهم. 

مثلا داشتم مکالماتم با صالحه رو مرور می‌کردم و مشغول تجدید خاطره بودم، که یه دفعه دیدم توی یکی از پیام‌ها بجای اینکه بنویسم «آمدم، نبودی.» نوشتم «آدم نبودی.» طفلکی هیچوقت هم به روم نیاورده ولی از دیروز فکر درگیره. عذرخواهی کنم بابتش یا نه؟ 

اینها رو گفتم که برسم به یه خاطره‌ی عذاب‌آور خاص. ولی حالا که فکر می‌کنم عمرا اگه بتونم به کسی تعریفش کنم. گندی کاشتم اصلا.... اصلا هیچی! فقط دلم می خواد از ذهنم پاک شه اما نمیشه. طبیعیه که یه دختر بچه سیزده چارده ساله عقلش به خیلی چیزها نرسه اما این مورد واقعا اونقدر خجالت‌آوره که شاید شدی یکی از دلایل جدی‌ام واسه اصرارم به رفتن از این شهر. می‌خوام تمام اون آدم‌هایی که در جریان گندکاری من هستن رو تا آخر عمر نبینم. پیشنهادی برای درمان این وضع دارید؟ :/

  • میخک

نظرات  (۸)

  • یاس ارغوانی🌱
  • # همدرد

     

    ای بابا این هشتک باز وسط پرید ماجرا :/

     

    منم ببین یه سوتی ها یه گندایی زدم دلم میخواد یه وقتایی برم هم خودم هم اون طرفو بکشم :ا

    خیلی بده! بعد میگم اصلا قضیه 10سال پیش چرا یهویی باید یادم بیاد و منو نیم متر زیر زمین آب کنه؟

    پاسخ:
    فکر نمی‌کردم هیچکس دیگه‌ای تو دنیا مثل من باشه :``)
  • یاس ارغوانی🌱
  • :))

    این احساس در تمام مردمان زمین هست بالام جان :*)

    پاسخ:
    آه....

    خب همه گند هایی زدن"-"

    و آره چقدر این جمله ی قبلی کلیشه ای بود، حالم بهم خورد اصن"-"... منم به همین شدت به تمام اشتباهاتم فکر می‌کنم... و وای... الان که دارم اینو می‌نویستم موارد فجیعی به ذهنم هجوم می‌آرن"-"...

    نفس عمیق بکش و به این فکر کن که نهایتا همه می‌میریم"-"... بعد اونم ملت یا درگیر عذاب جهنمن یا خوشگذرونی در بهشت و اصلا وقت ندارن به گند کاری صد سال پیش تو فکر کنن"-"... آره... همینه"-"

    پاسخ:
    فجیع فجیع فجیع....
    تا زنده‌ایم چی پس؟ :/ تا اون موقع با چه رویی با بقیه رو به رو شیم؟ 
    :((

    تا زنده ای به این فکر کن قراره بمیری"-"

    شرمنده راه حل بهتری به ذهنم نمی‌رسه"-"

    پاسخ:
    همین هم مرسی :`)

    سلام هم‌فکری 😐😂

    پاسخ:
    خسته نباشی هم‌فکری 😐
  • فاطمه ‌‌‌‌
  • آخ آخ تجربه‌شو دارم -__-

    کاش یه آپشن بود یه دکمه می‌زدیم این سوتی‌های خاص هم از ذهن خودمون هم بقیه پاک می‌شدن. 

    پاسخ:
    کاش :((

    اینو می گفتی؟ :") منم خیییلی اینجوری میشم و یه وقتایی این پتانسیلو دارم که مدت ها بعد از اون قضیه برم دوباره بی دلیل ارش عذرخواهی کنم. واقعا جلوی خودمو می گیرم :| یه ویژگی ای خودم دارم که خیلی چیزا یادم می مونه. از جزئیات رنگ روسری فلانی تو فلان روز تا اشتباهات خودم و بقیه. نه اینکه بخوام به روشون بیارم یا خجالت زده شون کنم...فقط یادم می مونن. و شاید به خاطر همین فکر می کنم بقیه هم یادشون می مونه 0-0 مامانم همیشه میگن مردم اونقدر کار دارن که اصلا به همچین چیزی که برای گذشته بوده اهمیت ندن. موافقم. ولی اگه منو جزء مردم حساب نکنیم... :|

    پاسخ:
    اوهوم :`)

    خب ببین اینکه همه‌چیز یادت می‌مونه یعنی تو یه پله از من وضعت بهتره. کلا حاقظه‌ات قویه. نه اینکه گزینشی و فقط خاطرات بد رو نگه داری. بعد کلی به مغزت فشار بیاری تا بلکن یه خاطره‌ی خوب بتونی بیابی! به این میگن مرض ناشکری ذهن :/
    مامان‌ها کلا منظوری ندارن. فقط میخواد بگه اهمیت نده. مدل مامان‌ها همینه. به دل نیر :)

    تو زمینه جزئیات آره ولی تو زمینه خاطرات مثل تو ام. نه بابا از مامانم ناراحت نبودم که :دی

    ممنون بابت صحبتای امشب❤️

    پاسخ:
    مقربانت :`)

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.