غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

شکستن یخ بیان- 2

سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۴۰۰، ۰۶:۴۲ ب.ظ

در راستای این پست می‌نویسم.

فکر کنم کم‌کم عقلم داره میاد توی کله‌ام. بدین صورت که برای نوشتن (داستان منظورمه) دنبال ایده‌های عجیب غریب و بکر نمی‌گردم. سراغ زندگی پادشاهان دوران باستان و مردم عهد بوق نمیرم. یا چه می‌دونم از اون ماجراهای پیچیده‌ای که نوشتنشون کلییی تحقیق و مطالعه و پیش زمینه‌ی ذهنی می‌خواد. برای نوشتن لازم نیست برم تجربه‌ی زیسته کسب کنم، بلکه باید اون تجربه‌ی زیسته‌ام رو بنویسم. از دنیای دور و برم. اتفاقات به ظاهر عادی ولی قشنگ. مگه خودم کم داستان این مدلی خوندم؟ رمان‌هایی که نویسنده‌اش جهانی خلق نکرده و موجودات من در آوردی و افسانه‌ای توش نذاشته، مگه نه اینکه خیلی‌هاشون خیلی هم دل‌نشین و خوندنی از آب در اومدن؟ مهم شخصیت پردازیه و خط داستانی. فراز و فرودها و گره گشایی‌ها. من نمی‌خوام جرج آر آر مارتین یا تالکین باشم. فقط می‌خوام نویسنده باشم. لازمه‌ی رسیدن بهش هم اینه که کمال‌گرایی رو بذارم کنار. الان یه ایده‌ی معمولی می‌خوام. یه چیز روزمره. مواد خام اولیه دم دستی. فقط باید خوب بپزمش تا قشنگ جا بیفته. باید حسابی روش فکر کنم....

  • میخک

نظرات  (۴)

ببین میخک واقعا برام سخت شده واسه کسی نظر بنویسم. اصلا یه وضعیه!. الان خب طبیعتاً بعد از خوندن پستت می گم آفرین. مرحبا. اینه! :| برو جلو :/ تو می تونی :\ . 

یاد آن شرلی افتادم وقتی داستانشو به تبلیغات "پودر کیک" یا همچین چیزی فروخته بود. دلسرد و غمگین شده بود. گیلبرت بهش گفت از نوشتن داستانای خیالی و شاعرگونه دست برداره و داستان زندگی آدم های اطرافش رو بنویسه. که نوشت و تونست کتابشو چاپ کنه از نظرش بهترین چیزی بود که نوشته بود. تو قلم گیرا و روانی داری. مطمئنا با چندتا ایده پردازی قشنگ داستانای بهتری هم می نویسی.

پاسخ:
عه شما شما بودین؟ :))
میخواطتم بگم‌ها آدرس بذارید که منم بخونم :) ولی اتفاقی پیداتون کردم خودم :)
(چرا دارم رسمی حرف میزنم؟😕)

درک مبکنم به شدت. چشم میرم جلو😂
جودی آبوت هم توی کارتونش یه همچین ماجرایی داشت...
مرسی لطف داری :)
مچکر

آره من بودم. خودمم جا خوردم به سرعت پیدا کردی. ولی می خواستم بعد نوشتن برات لینک بفرستم. واقعا چرا رسمی حرف می زنی؟! =| =) بابا هم سن و سالیم حس پیری بهم دست می ده.

خواهش ماهش (؛ . 

پاسخ:
گفتم که تو بروز شده‌ها دیدمت
بازهم گم کردم البته آدرست رو برم پیدا کنم از تو نظرات ارسال شده

نمیدونم چرا :/
میگم تو هم پشت بودی ایا؟

:)

پشت؟ منظورت پشت کنکور؟ نه.

پاسخ:
بله😅
یادش بخیر اولین بار که دو نفر رو دیدم بهم میگن؟ من پیشم، تو هم پیشی؟  از خنده زمین رو گاز میزدم😅😅 پشت باز رایج‌تره ولی خب بازهم😅

گفتی هم سن و سال، واسه همون پرسیدم.

😅😅. اینم از اصطلاحات دنیای مجازی و تایپ کردن شده اگه تو واقعیت می پرسیدی اصلا فکر نمی کردم منظورت پشت کنکور. 😅

من پیشم. تو هم پیشی؟ 😅 آی خدا!.

پاسخ:
نه اتفاقا تو دنیای واقعی ماها بیشتر استفاده می‌کنیم😅😅😅

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.