موقت۱
اول گوشهایم از کار افتاد. حالا زبانم. نه حوصلهی شنیدن دارم و نه سخن گفتن. انبوه جملات شیرین و تلخ نگفته در گلویم تلمبار شده. انگار که لال باشم. زبان باز میکنم، تمام زورم را میزنم اما... از سنگ صدا بلند میشود و از من نه! قسمت غم انگیز ماجرا این است که قلب و مغزم بیش فعالی دارند. مثل کارخانهای که میداند محصولاتش فروش نخواهد رفت، اما دست از تولید بر نمیدارد. هزاران کلمه، جمله، ماجرا، داستان، خبر، درد و دل... ساخته و پرداخته و بعد دور انداخته میشوند. میشوند یک مشت زبالهی به درد نخور، که دستگاه کمپرسی مچالهاشان میکند. میگذاردشان توی گلو، که هر وقت بغضی داشت از آن طرفها رد میشد این اشغالها را هم بردارد و از سورخ چشم به بیرون بیندازد.
داشتم میگفتم، اول گوشهایم از کار افتاد، بعد زبانم، بعد خودکارم، سوادم هم شروع کرد به لنگ زدن. قدرت خواندن و نوشتن را از دست دادم. بعد فکر کنم چشمهایم هم مشکل پیدا کرد. تماشای هرچیزی حتی اگر تماشایی باشد هم آزارش میدهد. اواخر عمرش است انگار.
چقدر طول میکشد تا دست و پایم هم از کار بیفتد؟ و بعد قلبم؟ راستی قلبم مگر هنوز از حرکت نایستاده؟ مطمئنم؟ یکی بیاید چک کند ببیند نبضم میزند یا نه. خودم جرئتش را ندارم. اینکه شخصی دیگر بیاید بالای سر جنازهات و مرگت را تایید کند خیلی قابل تحملتر از این است که خودت بفهمی. میفهمید چه می گویم؟ راستی... من چرا تاحالا وصیتنامه ننوشتهام؟
- ۰۰/۰۶/۱۱
من دارم نگران میشم! نکنه روحی شبحی چیزی داره اینارو مینویسه؟!:))
حقیقتاً نگران بهداشت روانتم. کاش یه رفرش بکنی ذهنتو. شاید وقتی جوابای نهایی بیاد بهتر بشی شاید هم نشی. اگه به داد خودت نرسی کس دیگهای هم نمیرسه چون فقط خودتی که میدونی دردت دقیقاً چیه. من خودشکافی رو توصیه میکنم. یه نگاه به خودت بنداز. ببین کجای کارته که میلنگه.زووم کن روش. گیر بده بهش. بعد ببین آیا واقاً مشکل از همون جاست؟ اگه نبود برو سراغ یه چیز دیگه. مهمترین سرنخ مقاومته. اگه دیدی نمیتوی به یه موضوعی ورود کنی و ذهنت میخواد ازش پرش کنه همونجا بزن روی ترمز و خودشکافی رو شروع کن. انقدر دورش بچرخ و دربارهاش برون ریزی کن تا بالاخره بفهمی مشکل از کجاست. میتونی بنویسی یا ویس بگیری. ولی وجداناً ذهنی انجامش نده. ذهنمون قدرتمندانهتر از چیزی که فکرشو میکنیم میتونه سرمون شیره بماله. پس خودشکافی فراموش نشه:))
البته این خودشکافی من درآوردیه:)) در اصل همون خودکاویه ولی من با خودشکافی راحتترم چون بیشتر از کاوش کردن زخمامو از نو میشکافم تا چرک و عفونتش رو بکشم بیرون!
این بود پیشنهاد طول و تفضیل دار من:)