یک سوال کوتاه
به نظر شما تئوری توطئه چیست؟
- ۰۰/۰۶/۱۰
یه چیزی بگم؟
تئوری توطئه با توهم توطئه یکی نیست . یعنی فکر نمیکنم یکی باشه :(
واقعا؟
آخه من فکر میکردم این یه کلمه نظامیه :/
میدونی اصلا معتبر فکر نکنم باشه چون هرکسی میتونه توش چیزی بنویسه :)
آره یجور مثل تئوری حمله و همین اصطلاح های نظامی😅
البته مثلا شنیدم کسی همش خیالات ورش داره که دنبالشن یا مثلا میخوان بکشنش
تئوری توطئه یعنی اینکه به مردم کشور بقبولانی که کشورمون همیشه در معرض حمله و تعرض دشمنه
اوهوم :)
نمیدونم. آخه من دراین باره آگاهی ای ندارم :(
دقیقا تصورم همینه، به نظرم این که بشینی با یه ذهن پارانویید از رفتار بقیه برداشت های ضد و نقیض کنی فقط زندگی تو توهمه
به نظرم باید تمرکز روی خود و قوی شدن درونی باشه و واقع بین باشیم
توهم زدن با زرنگ و آگاه بودن فرق داره
آدم های کوچیکی که تو بازی آدم بزرگا نمیتونن بازی کنن میان سعی میکنن بگن که بازیشون رو میفهمن. به این تلاش بیهوده میگن تئوری توطئه.
قطعا همینطوره که یه سری آدم بزرگتر هستن که دارن بازی میکنن. ولی این که بشینیم چرت پرت هایی که آدم کوچیکا در موردشون میگن رو گوش کنیم یعنی نفهمیدیم دقیقا موضوع چیه. آدمی که کوچیکه اصلا نمیفهمه بالا چخبره. پس گوش دادن به این تئوری ها خودش یعنی گمراهی.
کلا تمدن انسانی همیشه هرمی بوده و هرچیزی هرمی شکله. مثلا سازمان ها و کشور ها.
آدمایی که بزرگ بشن خودشون میدونن دارن چی کار میکنن و کسی هم نمیفهمه کارشون رو. چون نقش خدا رو روی زمین بازی میکنن.
کلا فکر کردن به این موضوع وقت تلف کردنه. یا آدم خودش بزرگ میشه یا این که اگه کوچیکه بهتره زندگیش رو بکنه و تلاش الکی نکنه بنظرم. تنها جایی که باید تلاش کرد توش، زندگی خودش شخص آدمه.
ماها هر کدوم یه هرم برای خودمون داریم. اگه استاد دانشگاه هستیم دانشجوهامون زیرمون هستن. اگه تو یه خونواده هستیم بچه هامون. بستگی به نوع اداره ی خونواده ممکنه همسر و بچه هامون. اگه تو یه سازمان هستیم مدیرعامل و مدیر ها و کارمند ها. اگه خودمون هستیم، خودمون و وظایفمون و اتاقمون و کارامون.
هر کسی که میخواد بزرگ بشه باید بفهمه هرمش کجاست و محدوده ی تاثیرش کجاست.
در مورد این که چجوری میشه بزرگ شد هم فکر کنیم اشکال نداره ولی این که بیایم بگیم خونواده راکرفلر مثلا صاحب کل گاوداری های کره ی زمین هستن هیچ فرقی نمیکنه به حال حاضر ما. اطلاعات بیخود و بی معنیه.
چیزایی که باید ذهنمون رو درگیر کنه فقط هرم و محدوده ی خودمونه وگرنه تو بازی ای دخالت میکنیم که بازیمون نمیدن. و هیچی زشت تر از بازی داده نشدن نیست حقیقتا.
کوچیک تر از اون چیزی هستی که بخوای راجع به این فکر کنی که اونا بخوان باهات کاری کنن. این دقیقا همون طرز فکری هست که کسایی که این تئوری ها رو درست میکنن دارن. حس خود بزرگ بینی دارن. آدمی که جایگاه خودش رو بدونه میبینه که نمیتونه با این داستان ها نه تهدیدی برای اون آدما بشه نه این که اصلا باعث نگرانیشون بشه. یه باک بنزین زدن شما یا یه بسته شیر خریدن شما اصلا هیچ تاثیری روی هیچ چیزی نداره، بله اگه در مقام خریدن مثلا چند میلیون بشکه نفت ازشون بودی اونجا خود به خود هم بازی هات کسایی هستن که بزرگ هستن. ولی اگه نیستی میتونی بشینی بازیشون رو تماشا کنی ولی بهترین راه نیست برای گذران وقت. همین که بدونی انسان جوری آفریده شده که زمانی بتونه به کیهان حکم فرمایی کنه، بسه. بقیش دیگه میشه بازی خود زندگیت که چجوری خودت رو بشناسی و استعداد های خودت رو شناسایی کنی و درخت زندگیت رو پربار تر کنی تا تو بازی های بزرگتر بتونی بازی کنی
فیلم تئوری آشوب رو دیدین؟
خیلی از تئوریها از حد و مرز نظریه گذشتن و اجرا میشن در حالیکه ما فکر میکنیم تئوری هستن
یعنی «در فتنه ها، چونان شتر دوساله باش، نه پشتی دارد که سواری دهد، و نه پستانی تا او را بدوشند.» (حکمت اول از نهج البلاغه)
وقتی فک کنی همه دشمنن و دارن واست نقشه میکشن
توسط یه مشت پارانویید هم ساخته میشه