غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

مثل اون قدیم‌ها... می‌آیید یکم حرف بزنیم؟

دوشنبه, ۲۵ مرداد ۱۴۰۰، ۰۲:۰۷ ق.ظ
  • میخک

نظرات  (۴۲)

اینایی که هی منفی میدن و بعد یه مدت پسش می‌گیرن رو باید جدی شناسایی کنم😶😶😶

راستی می‌خواستم تو عنوان بنویسم اگر کسی از اون زمان‌ها زنده است... بیایید حرف بزنیم و اینا

ظاهرا که نیست😶 

😢

پاسخ:
می‌خوای به حرف زدن با خودت ادامه بدی؟

گزارش وضعیت اینکه حال دلم بده

یه طوری که هر لحظه و هر ثانیه اشک‌هام تقریبا بدون هیچ دلیل اماده‌ی سرازیر شدنن :/

پاسخ:
پس میخوای به حرف زدن با خودت ادامه بدی
:/

برای درمان بی‌ذوقی چه می‌توان کرد؟

پاسخ:
@همه

سالام

پاسخ:
علیک :)

خب خب چی بگیم(:

پاسخ:
هر چه می‌خواهد دل تنگت :)

فقط لطفا حرف‌هایی نزنیم که بعد تموم شدنش غمگین‌تر از قبل شده باشیم ؛(

دارم چای می خورم یه لیوان برا توهم بریزم؟

پاسخ:
گرمه چایی نمی‌چسبه :(

هام

دعا کن دوستم گوشیش و برداره XD

پاسخ:
الهی آمین

اتفاقا اومدم بت بگم غصه نخور اینقدم تمام وجودتو زیر سوال نبر

بی خیال بابا

یه کتاب خفن بردار بخون تو که عین من تحریم نیستی

پاسخ:
ببین باور میکنی تو وثت کنکور فعال‌تره تا این روزها
یه اضطراب احمقانه و بلاتکلیفی احمقانه‌تر هست که بدجور فلجم کرده :(

کاش اون شب تو وب ساربان میبودی سین دال

تا ساعت 3-4 شب چرت و پرت ناشناس گذاشتیم XDD

پاسخ:
از کجا می‌دونی نبودم؟😁😁😁

خسته شدیم کی آپشن ریپلای کردن به بیان اضافه میشه/:

چرا هیچکس این معضل رو جدی نمیگیره😐

پاسخ:
بیان چی رو جدی می‌گیره که این دومیش باشه؟😒

زیر کولر می‌چسبه ها

تازه هم از حموم اومده با‌شی

اوففف😂

پاسخ:
حالت را خریداریم😁

من خودمم حال خودمو خریدارم😐

چشمام امروز در حد مرگ می سوزه همش مجبورم ببندم راه برم😂

تمرین های زبانم انجام ندادم به امید اینکه اینجا همه چی تا 3 هفته تعطیله نمیرم کلاس زنگ زدم دیدم عه کلاس هست😐💔😂

واقعا نمیدونم چرا تو این شرایط دارم اینقد ریلکس چای می خورم😐😂

پاسخ:
بمیرم :(( دکتر رفتی؟

وا کلللااا همه‌چی تعطیله چطور کلاس هست؟؟؟ ://

الان تو رو که نمی‌دونم 
ولی بعضی وقت‌ها آدم تو موقعیت خیلی سخت و ناراحت کننده که قرار می‌گیره. ناخوداگاه کاملا ریلکس و عادی رفتار میکنه. نه بخاطر اینکه تونسته ارامشش رو حفظ کنه، فقط چون ناخوداگاه میخواد اون شرایط سخت و ناراحت‌کننده رو تکذیب کنه و خپدش رو گپل بزنه و بگه اصلا وجود نداره.
:/

شت بودی ؟ XDDD

 

اگه راست میگی بگو کیا بودن ؟؟؟

پاسخ:
ببین چون حافظه‌ام در حد اره ماهیه نمی‌دونم کدوم شب ذو میگی یا اصلا شب بود یا صبح
ولی یه حسی بهم میگه نصف مسخره بازی‌های اونجا واسه خودت بود😁 
خب مامان سادات و بابای مامان سادات و ساقی و زن دوم آقلی ساربان و... جمعشون جمع بود خلاصه. من فقط می خوندم غش می‌کردم از خنده😁

نههه

اون و نمیگم...

یه چند شب بعدش XD

ببین 5-6 تا دختر داشتیم با ساربان میچتیدیم

اونم نامردی نمیکردا XDDD

من نبودم... ( از این خلاقیتا ندارم) فکر کنم نرگس مشکیه بود


انقدر از دست اون کامنتا خندیدم کههههXDD

 

 

پاسخ:
😶😶😶
😐😐😐
😶😶😶

نرگس مشکیه خودت بیا پاسخگو باش

قبلا زیاد رفتم ولی فایده خاصی نداشت😐

یکیشون می گف کیسه برنجی بذار رو چشمت😐😐😐😐😐

ولی لامصب خیلی چشمو آروم میکرد😂 البته بعد که برش می داشته فک کنم چون عدسک چشمت جا به جا می شد همه چی رو تار می دیدی یه میزو سه تا میدیدی مثلا😐

حالا قرار بود دوباره برم که همه چی تعطیل شد

 

 

حقیقتا من خودم الان حال خودمو نمیدونم 😐

دلم می خواد برم کافه شیک کرونایی بخورم😐

دارم دیوونه میشم تو خونه دیگه به سیم آخر زدم😐

من یادمه قبلنا یه روز اگه 3،4 بار نمی‌رفتم بیرون افسردگی می گرفتم💔😐

پاسخ:
به فوق تخصصی چیزی سر بزن
حیفه چشم هات :(

من دیگه از مرحله‌ی افسردگی عبور کردم💔💔💔

  فقط چون ناخوداگاه میخواد اون شرایط سخت و ناراحت‌کننده رو تکذیب کنه و خپدش رو گپل بزنه و بگه اصلا وجود نداره.

😛😛😛

 

خپدش رو گپل بزنه  XDDD

پاسخ:
این که خوبه
غلط تایپی‌های وحشتناکی داشتم که نگو و نپرس
فایزه در جریانه😓😓😂😂😂

هوم اتفاقا خواستم یه پست حال‌خوب کن بزنم 

میون این خبرهای بد یکم حال خوب الکی هم ترزیق کنم

ولی خب تا الان زیاد موفق نبودم!

پاسخ:
بیا دست به دست هم در این راستا تلاش کنیم :`)

سلااام! 

چطورین؟:) 

پاسخ:
سلام
مثل یک چینی که با یه تلنگر میشکنه! :/

سلاااممم 

چه خبرا اوضاع و احوال خوبه؟ 

پاسخ:
سلااممم متقابل :)
راستی کامنت قبلی‌‌اتون خواستم بگم بعد از مدت‌ها خوش اومدین :)
اونایی که خیلی وقته نیستن بعدا دوباره پیداشون میشه حس خوبی به آدم میدن :) مخصوصا وقتی مطمینی فراموش شدی :)

سلام بر میخک

چطوری عزیزم؟

پاسخ:
سلام بر صباخانم
اونقد می‌پرسن همه که مجبور شم بگم خوبم😅
  • عی‍ن‍‍ک ...
  • یادمه زیر پستِ «می‌آیید یکم حرف بزنیمِ» قبلی‌تون نوشته بودم «من اناری را / می‌کنم دانه به دل می‌گویم / خوب بود این مردم / دانه‌های دلشان پیدا بود» الآن هم دقیقاً همون! :)))

    پاسخ:
    قبل گذاشتن اون پست رفتم خوندم تاحدودی از کامنت هاش
    دیدم تجربه‌ی جالبی نبوده ولی بازهم تکرارش کنم :/

    اون موقع آخه همه از شکست عشقی و اینا گفته بودن بعد شما پسوندش این شعرو رو گفتین 

    الان از پنهان بودن دانه‌های دل کی ناراحتین؟ 😶😶😶
  • عی‍ن‍‍ک ...
  • آقا اصن مگه دانه‌های دل فقط حرفای مربوط به شکستی عشقی و ایناس؟ ینی نمی‌تونه مثلاً حرفای دیگه‌ای باشه؟ :))

    پاسخ:
    نه منظور اینکه آن سخن بعد از سخنی گفته شده
    الان که سخن زیادی گفته نشده که ان سخن گفته بشه
    :/

    :)

    آخ آخ 

    منم همینطور :(((

     

    پاسخ:
    چه کنیم حالا؟


    من واقعا نمی‌دونم چی صدات کنم الان :/

    سلام ؛)

    راستش نمیدونم حرف زدن مثل قدیما چه حس و حالی داشته ؛)

    ولی امروز هی دلم میخواد با یکی بشینم سرِ دنیا غر بزنم بلکه خالی شم و دوباره راحت تر به زندگی ادامه بدم😂

    پاسخ:
    سلام :)
    من حاضرم‌ همراهی کنم :دی

    چرا مجبور؟

     

    پاسخ:
    خب وقتی چندین بار آدم تکرار کنه که حالش بده خود به خود خجالت می‌کشه و حس منفی به خودش و حرف‌هاش پیدا می‌کنه :/

    😍😍 ولی من فراموش نکردم هااا، همه‌ی پست‌هاتونو می‌خوندم منتهی نمی‌دونم چرا در سکوت مطلق به سر می‌بردم 🤦🏻‍♀️🌹

    پاسخ:
    راستش خودم هم به سکوت مطلق در برابر پست‌های دیگران دوارم وگرنه سرزنشتون می‌‌کردم :///

    سلام :)

    خیلی دوست دارم حرف بزنم ولی نمی دونم راجع به چی باید صحبت کنم. کلا به صحبت کردن با آدما نیاز دارم =/

    پاسخ:
    نمی‌دونید تا چه حد موافقم :/

    راجع به کتاب؟ انیمه؟ دونگهوآ؟ اگه دیده باشید. یا مسائل روز جهان که حالم بهم میخوره =/ مسائل فرهنگی؟ تکنولوژی؟ به رخ هم کشیدن مدل گوشی؟ (البته در این زمینه شکست می خورم 😅)

    پاسخ:
    دونگهوآ چیه؟ :|
    من بدتر شکست میخورم :// :))

    خب چه کتابی؟
    چه انیمه‌ای؟
    :)

    به انیمه های چینی میگن :)
    مگه این که گوشیتون قدیمی باشه :))

     

    مثلا کتابایی که مناسب این ماه هستن. مثلا معرفی کنید که چه کتابایی برای محرم خوندید و اصلا خوبه. یا هر کتاب دیگه ای. حالا انیمه رو نمی دونم. فکر نکنم انیمه به ماه محرم ربطی داشته باشه 😅

    پاسخ:
    مگه انیمه انحصا ی ژاپن نیست؟ ://
    :)

    چه پیشنهاد خوبی :)
    ام... ماه به روایت آه بود فکر کنم. 
    عاشورا و داستان رو بهم معرفی کردن ولی هنوز نخوندم

    کاش میدونستم :((((

     

    هر طور راحتی! فاطیما یا روناهی

    جفتشو دوست دارم :)) 

    پاسخ:
    :`(



    روناهی واقعا سخته
    فاطیمای خودمی تو :`)
    چیز... فک کنم تو راهب صومعه بودی که می‌خواستی شیطانی که من رو تسخیر کرذه بکسی و بعد رفتی وزیر عینک شدی، نه؟

    انیمیشن که خیلی وقته همه جا هست. ولی اونطور که من شنیدم حقوق طراحای ژاپنی کم بود ولی چین خیلی خوب بهشون پول میداد. بنابراین هنرمندان ژاپنی ریختن چین و خود چینی ها هم تو ساخت انیمه پیشرفت کردن. اگه هم بخواد انحصار بشه فقط ژاپن نیست، بهتره بگیم آسیای شرقی چون چین و ژاپن و کره جنوبی خیلی شبیه به هم انیمه میسازن و واقعا همشون هم قشنگن.

    ولی کشورای دیگه وقتی خواستن انیمه بسازن هیچ وقت شبیه انیمه نشد. یه جورایی انیمه یه سری مشخصات خاص داره که اگه چشمتون عادت داشته باشه به راحتی تشخیص میدید فلان انیمیشن دو بعدی ساخت آسیای شرقی هست یا نه.

    من یه کتابی میخوام که کامل راجع به وقایع این ماه صحبت کرده باشه. متاسفانه نتونستم چیزی پیدا کنم. ماه به روایت آه یا عاشورا و داستان اینجورین؟

    پاسخ:
    انیمیشن انیمیشنه
    انیمه یعنی انیمیشن ژاپنی :/
    اره مثلا نتفلیکس خواسته انیمه بسازه گرافیکش اصلا به دل نمیشینه :/
    همین کستلوانیا، خیلی ضایع است :/
    عاشورا و داستان رو نخوندم ولی فکر کنم همین‌طور باشه
    ماه به روایت‌آه هم بله داستانک‌های مرتبط با این ایامه
    :)

    یه جا خوندم «کرونا رو از همون اول خیلی مومن و مذهبی ساختن، هیچوقت سراغ شمال و جاده چالوس نمیره فقط میاد هیئت. کاش خدا ما رو هم مثل کرونا به راه راست هدایت کنه»😶😶😶

    پاسخ:
    یه چیزی بگم؟
    تمام کسایی که با این حرف‌های تو مخالفت کردن خودشون حداقل یه شب هیئت رفتن
    فقط تویی که خودت رو تو خونه حبس کرذی و فقط حرفش رو می‌زنی و از بقیه حرف می‌شنوی :/
    آخرش هم هیچکس هیچکس اندازه‌ی تو از کرونا نمی‌ترسه و رعایت نمی‌کنه :/
  • یـلـــدا ‌‌
  • روی تخته وایت‌بوردم نوشتم «سروش عالم غیبم بشارتی خوش داد / که بر در کرمش کس دژم نخواهد ماند» و دارم سعی می‌کنم به خودم امّید بدم. «به کوتاهی آن لحظه‌ی شادی که گذشت / غصه هم می‌گذرد / آن‌چنانی که فقط خاطره‌ای خواهد ماند»

    سخته الی، واقعاً سخته؛ ولی دارم سعی می‌کنم به خوشی‌های کوچیک زندگی چنگ بزنم تا توی سیاهی‌ها غرق نشم :)

    ضمن اینکه جنابعالی با یه مصراع باعث شدی چهار بیت شعر بسرایم. یه جورایی اون شور نوشتن داره توی سینه‌م قل‌قل می‌کنه ولی نمی‌تونم به قالب شعر بنشونمش.

    دیگه اینکه یه کتاب خوب رو دارم می‌خونم که به انتها برسه معرفیش می‌کنم.

    تقریباً همه‌ی شبکه‌های مجازی رو جمع و جور کردم و دارم تلاش می‌کنم از اخبار فاصله بگیرم‌.

    اوووم دیگه چی بگیم؟!

    پاسخ:
    من اگه بخوام رو وایت بوردم همچین چیزهایی بنویسم از شدت فرهیختگی خودم خرذوق میشم :))) :/// :)))

    چشم‌هام با پاراگراف دومت حسابی قلبی شد....بغض...

    خیلی خوبه که تونستی جمع و جورش کنی :)
    دمت گرم :)

    یه سوال 
    آیا تو هم اکنون سال انتخاب رشته نیستی...تفکر...

    :))))

    آمم چیزه منم راستشو بگم. من دلم میخواد اسم خودت (الهه؟) اگه اشتباه نکنم صدات کنم. خیلی قشنگه:)) بعد هی حس میکنم اگه بگم الهه معذب میشی و با سین دال یا میخک راحت تری 

     

    ااا آره قصهه تو وب اقای‌ عینک 

    یادش به خیر :"

    ادامه بده 

    پاسخ:
    ام... بذار فکر کنم... نه معذب نمیشم :))

    دیگه شور چرت و پرت گویی رو در آورده بودم😂😂😂

    منظورم این بود که چرا حالت بده :))

    خوب باشی همیشه گل گلی

    بازم فکر کنم متناتون ته کشید...

    البته خدای نکرده توهین نشه...

    یا شایدم صرفا به خاطر حرف زدن با دیگران...

    البته الان خیلی خلوت شده خداوکیلی، قبلنا یادمه زیر یه پست که چت میشد خیلی کامنت زیاد میومد. الان یه جور ناجوری شده....

  • نرگس بیانستان
  • چه شلوغ شده :)

    پاسخ:
    من سرمای تنهایی و خلوت رو حس میکنم ولی

    دلم یه جور عجیبی گرفته
    :):

    والا میخوام حرف بزنم ولی نمیدونم در مورد چی:/

     

    Xie Lian@

    فتح خون(سید مرتضی آوینی) فکر میکنم همین طور باشه.

    البته خودم هنوز کامل نخوندمش.

    پاسخ:
    :)
  • هلن پراسپرو
  • من هیچوقت نمیتونم تو این پستا حرفی بزنم بعد عذاب وجدان میگیرم

    @عینک

    ای بابا ایشون هر کلمه ای مینویسن دچار سوتفاهم واقع میشن 🤣 مثل این نوجوونا که تو خونه تا یه ذره ساکت میشن بهش میگن «چته، نکنه عاشق شدی؟»

    پاسخ:
    :)

    خواهرم بکش بیرون :))))

    =))

    اگه بعدش غمگین‌تر از قبل شدیم چی؟! آخه دیدم تو جواب یکی از کامنتای همین مطلب گفتین حرفای اینجوری نباشه.

    پاسخ:
    حرفایی که باعث شه هق هق گریه کنیم ولی بعدش سبکتر و اروم تر شیم که خوبن
    نیستن؟

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.