مثل اون قدیمها... میآیید یکم حرف بزنیم؟
- ۰۰/۰۵/۲۵
راستی میخواستم تو عنوان بنویسم اگر کسی از اون زمانها زنده است... بیایید حرف بزنیم و اینا
ظاهرا که نیست😶
😢
گزارش وضعیت اینکه حال دلم بده
یه طوری که هر لحظه و هر ثانیه اشکهام تقریبا بدون هیچ دلیل امادهی سرازیر شدنن :/
برای درمان بیذوقی چه میتوان کرد؟
سالام
خب خب چی بگیم(:
دارم چای می خورم یه لیوان برا توهم بریزم؟
هام
دعا کن دوستم گوشیش و برداره XD
اتفاقا اومدم بت بگم غصه نخور اینقدم تمام وجودتو زیر سوال نبر
بی خیال بابا
یه کتاب خفن بردار بخون تو که عین من تحریم نیستی
کاش اون شب تو وب ساربان میبودی سین دال
تا ساعت 3-4 شب چرت و پرت ناشناس گذاشتیم XDD
خسته شدیم کی آپشن ریپلای کردن به بیان اضافه میشه/:
چرا هیچکس این معضل رو جدی نمیگیره😐
زیر کولر میچسبه ها
تازه هم از حموم اومده باشی
اوففف😂
من خودمم حال خودمو خریدارم😐
چشمام امروز در حد مرگ می سوزه همش مجبورم ببندم راه برم😂
تمرین های زبانم انجام ندادم به امید اینکه اینجا همه چی تا 3 هفته تعطیله نمیرم کلاس زنگ زدم دیدم عه کلاس هست😐💔😂
واقعا نمیدونم چرا تو این شرایط دارم اینقد ریلکس چای می خورم😐😂
شت بودی ؟ XDDD
اگه راست میگی بگو کیا بودن ؟؟؟
نههه
اون و نمیگم...
یه چند شب بعدش XD
ببین 5-6 تا دختر داشتیم با ساربان میچتیدیم
اونم نامردی نمیکردا XDDD
من نبودم... ( از این خلاقیتا ندارم) فکر کنم نرگس مشکیه بود
انقدر از دست اون کامنتا خندیدم کههههXDD
قبلا زیاد رفتم ولی فایده خاصی نداشت😐
یکیشون می گف کیسه برنجی بذار رو چشمت😐😐😐😐😐
ولی لامصب خیلی چشمو آروم میکرد😂 البته بعد که برش می داشته فک کنم چون عدسک چشمت جا به جا می شد همه چی رو تار می دیدی یه میزو سه تا میدیدی مثلا😐
حالا قرار بود دوباره برم که همه چی تعطیل شد
حقیقتا من خودم الان حال خودمو نمیدونم 😐
دلم می خواد برم کافه شیک کرونایی بخورم😐
دارم دیوونه میشم تو خونه دیگه به سیم آخر زدم😐
من یادمه قبلنا یه روز اگه 3،4 بار نمیرفتم بیرون افسردگی می گرفتم💔😐
فقط چون ناخوداگاه میخواد اون شرایط سخت و ناراحتکننده رو تکذیب کنه و خپدش رو گپل بزنه و بگه اصلا وجود نداره.
😛😛😛
خپدش رو گپل بزنه XDDD
هوم اتفاقا خواستم یه پست حالخوب کن بزنم
میون این خبرهای بد یکم حال خوب الکی هم ترزیق کنم
ولی خب تا الان زیاد موفق نبودم!
سلااام!
چطورین؟:)
سلاااممم
چه خبرا اوضاع و احوال خوبه؟
سلام بر میخک
چطوری عزیزم؟
یادمه زیر پستِ «میآیید یکم حرف بزنیمِ» قبلیتون نوشته بودم «من اناری را / میکنم دانه به دل میگویم / خوب بود این مردم / دانههای دلشان پیدا بود» الآن هم دقیقاً همون! :)))
آقا اصن مگه دانههای دل فقط حرفای مربوط به شکستی عشقی و ایناس؟ ینی نمیتونه مثلاً حرفای دیگهای باشه؟ :))
آخ آخ
منم همینطور :(((
سلام ؛)
راستش نمیدونم حرف زدن مثل قدیما چه حس و حالی داشته ؛)
ولی امروز هی دلم میخواد با یکی بشینم سرِ دنیا غر بزنم بلکه خالی شم و دوباره راحت تر به زندگی ادامه بدم😂
چرا مجبور؟
😍😍 ولی من فراموش نکردم هااا، همهی پستهاتونو میخوندم منتهی نمیدونم چرا در سکوت مطلق به سر میبردم 🤦🏻♀️🌹
سلام :)
خیلی دوست دارم حرف بزنم ولی نمی دونم راجع به چی باید صحبت کنم. کلا به صحبت کردن با آدما نیاز دارم =/
راجع به کتاب؟ انیمه؟ دونگهوآ؟ اگه دیده باشید. یا مسائل روز جهان که حالم بهم میخوره =/ مسائل فرهنگی؟ تکنولوژی؟ به رخ هم کشیدن مدل گوشی؟ (البته در این زمینه شکست می خورم 😅)
به انیمه های چینی میگن :)
مگه این که گوشیتون قدیمی باشه :))
مثلا کتابایی که مناسب این ماه هستن. مثلا معرفی کنید که چه کتابایی برای محرم خوندید و اصلا خوبه. یا هر کتاب دیگه ای. حالا انیمه رو نمی دونم. فکر نکنم انیمه به ماه محرم ربطی داشته باشه 😅
کاش میدونستم :((((
هر طور راحتی! فاطیما یا روناهی
جفتشو دوست دارم :))
انیمیشن که خیلی وقته همه جا هست. ولی اونطور که من شنیدم حقوق طراحای ژاپنی کم بود ولی چین خیلی خوب بهشون پول میداد. بنابراین هنرمندان ژاپنی ریختن چین و خود چینی ها هم تو ساخت انیمه پیشرفت کردن. اگه هم بخواد انحصار بشه فقط ژاپن نیست، بهتره بگیم آسیای شرقی چون چین و ژاپن و کره جنوبی خیلی شبیه به هم انیمه میسازن و واقعا همشون هم قشنگن.
ولی کشورای دیگه وقتی خواستن انیمه بسازن هیچ وقت شبیه انیمه نشد. یه جورایی انیمه یه سری مشخصات خاص داره که اگه چشمتون عادت داشته باشه به راحتی تشخیص میدید فلان انیمیشن دو بعدی ساخت آسیای شرقی هست یا نه.
من یه کتابی میخوام که کامل راجع به وقایع این ماه صحبت کرده باشه. متاسفانه نتونستم چیزی پیدا کنم. ماه به روایت آه یا عاشورا و داستان اینجورین؟
یه جا خوندم «کرونا رو از همون اول خیلی مومن و مذهبی ساختن، هیچوقت سراغ شمال و جاده چالوس نمیره فقط میاد هیئت. کاش خدا ما رو هم مثل کرونا به راه راست هدایت کنه»😶😶😶
روی تخته وایتبوردم نوشتم «سروش عالم غیبم بشارتی خوش داد / که بر در کرمش کس دژم نخواهد ماند» و دارم سعی میکنم به خودم امّید بدم. «به کوتاهی آن لحظهی شادی که گذشت / غصه هم میگذرد / آنچنانی که فقط خاطرهای خواهد ماند»
سخته الی، واقعاً سخته؛ ولی دارم سعی میکنم به خوشیهای کوچیک زندگی چنگ بزنم تا توی سیاهیها غرق نشم :)
ضمن اینکه جنابعالی با یه مصراع باعث شدی چهار بیت شعر بسرایم. یه جورایی اون شور نوشتن داره توی سینهم قلقل میکنه ولی نمیتونم به قالب شعر بنشونمش.
دیگه اینکه یه کتاب خوب رو دارم میخونم که به انتها برسه معرفیش میکنم.
تقریباً همهی شبکههای مجازی رو جمع و جور کردم و دارم تلاش میکنم از اخبار فاصله بگیرم.
اوووم دیگه چی بگیم؟!
:))))
آمم چیزه منم راستشو بگم. من دلم میخواد اسم خودت (الهه؟) اگه اشتباه نکنم صدات کنم. خیلی قشنگه:)) بعد هی حس میکنم اگه بگم الهه معذب میشی و با سین دال یا میخک راحت تری
ااا آره قصهه تو وب اقای عینک
یادش به خیر :"
ادامه بده
منظورم این بود که چرا حالت بده :))
خوب باشی همیشه گل گلی
بازم فکر کنم متناتون ته کشید...
البته خدای نکرده توهین نشه...
یا شایدم صرفا به خاطر حرف زدن با دیگران...
البته الان خیلی خلوت شده خداوکیلی، قبلنا یادمه زیر یه پست که چت میشد خیلی کامنت زیاد میومد. الان یه جور ناجوری شده....
چه شلوغ شده :)
والا میخوام حرف بزنم ولی نمیدونم در مورد چی:/
Xie Lian@
فتح خون(سید مرتضی آوینی) فکر میکنم همین طور باشه.
البته خودم هنوز کامل نخوندمش.
من هیچوقت نمیتونم تو این پستا حرفی بزنم بعد عذاب وجدان میگیرم
@عینک
ای بابا ایشون هر کلمه ای مینویسن دچار سوتفاهم واقع میشن 🤣 مثل این نوجوونا که تو خونه تا یه ذره ساکت میشن بهش میگن «چته، نکنه عاشق شدی؟»
خواهرم بکش بیرون :))))
=))
اگه بعدش غمگینتر از قبل شدیم چی؟! آخه دیدم تو جواب یکی از کامنتای همین مطلب گفتین حرفای اینجوری نباشه.
اینایی که هی منفی میدن و بعد یه مدت پسش میگیرن رو باید جدی شناسایی کنم😶😶😶