مگر چیز زیادی خواستیم؟
شهر پر است از مسافر. توی پارکها چادر زدهاند. به ماسک هم که اعتقادی ندارند. فاصله گذاری را بیخود میدانند. میگویی کرونا هست، مرگ و میر بالا رفته، خطر دارد، میخندند و میگوید آخرش همه میمیریم. تا زندهایم زندگی کنیم. همین لحظه را عشق است.
در همین پیک پنجم میزنند به دل جاده، دریا، جنگل یا کویر. از خوش گذرانی و حس رهایی و آزاد بودنشان مینویسند. در اکیپهای ده دوازده نفره، بیخ گوش هم بدون ماسک میایستند. لبخند میزنند و سلفی میگیرند. هزاران هزاران لایک و استیکر قلب و ابراز خوشحالی از این تجربهی شیرین و سفر خاطرهانگیزشان دریافت میکنند. همهی مخاطبها درک میکنند آدم بعد از این همه مدت در خانه بودن میپوسد. نیاز به تجدید روحیه دارد. نیاز به بگو بخند و نشستن کنار دوستان دارد. سخت نگیریم زندگی را.
دقیقا در همین روزها، ایام محرم فرا میرسد. با دیدن پارچههای مشکی ابروها را در هم میکشند. رو برمیگرداند. تجمع ولو به اندازهی سی نفر در یک مسجد سی صد متری باشد (آنهم با ماسک سه لایه و دستکش برای هر نفر) در نظرشان گناه است.
چقدر طول کشید فاصلهی پستی که برای عزاداری منتشر شده بود و آنی که از سفر دوستانه به صحرای کویر گفته بود؟ یک روز یا چند ساعت؟ چرا دومی «دمت گرم. عمیقا برات خوشحالم که تونستی این اوقات خوش رو برای خودت بسازی.» شنید و دیگری «اینها میخوان ما رو بکشن. اینها عمدا میخوان کرونا رو به ما منتقل کنن تا نسلمون منقطع بشه. اینها دشمن مان. اینها شعور ندارن. دل ندارن. حق ندارن. اینها از جنس ما نیستن. فضاییان. انسان نیستن. اینها....»
هر دو از زبان یک نفر! همان آدمی که قبلا میگفت کرونا به جهنم، ماسکها را آتش بزنیم تا صدای محبتمان به گوش هم برسد! چرا یک دفعه عوض شد؟ الان کونا اوج گرفته، قبول. باید بیشتر رعایت کنیم، قبول. من هم نگفتم رعایت نکنیم. حداقل ماهی یک بار حرفش را زدهام. اما چرا بقیه، از اربعین سال پیش تا محرم امسال لام تا کام درمورد کرونا حرف نزدهاند و الان به صورت خودجوش اخبارش را لحظه به لحظه پوشش میدهند؟ این تناقضها حال بهمزن نیست؟
میگویند آنی که برای سیر کردن شکمش بیرون میرود کارش اشکالی ندارد. این بیشعورهایی که واسه عزاداری بیرون هستند چه؟ (و البته که تفریح و رقص و مهمانی رفتن هیچ ربطی به بیشعوری ندارد) مگر قلب و روح آدم نیاز به تغذیه ندارد؟ نیاز به تسکین ندارد؟
واقعا حفظ فاصله و رعایت پروتکل در هیأتها از بیخ و بن غیرممکن است؟ چرا این مراسمها یک کار تشریفاتی بیمورد است که اگر حذف شد هم مشکلی پیش نمیآید، آن وقت سایر برنامههای زندگی آدمها نباید کوچیکترین تغییری داشته باشد؟
بس است! خواهش میکنم! نخواستم به اندازهی سر سوزنی کرونا و بازی با جان آدمها را کم اهمیت جلوه دهم. نمیخواهم درست عین همانهایی شوم که سی صد و پنجاه و پنج روز سال جان ادمهای دیگر به کتفشان هم نیست و این ده روز میشوند دایهی عزیزتر از مادر. ولی نگویید امکانش نیست. هست. اگر بخواهیم هست...
- ۰۰/۰۵/۲۰
یه چیزی محض اطلاع
برگزاری هرگونه مراسم در فضای سربسته برای ما هم ممنوع شده و ما هم نه قانون رو شکستیم و نه قصدش رو داریم. فقط درد و دل کردم. همین.