غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

#شعر- یک

جمعه, ۲۵ تیر ۱۴۰۰، ۰۷:۰۰ ب.ظ

دلم می‌خواهدت هر دم چه گویم تا نیاشوبد؟

دهانش چون که می‌دوزم، به سینه دل لگد کوبد

 

دلم دل‌تنگ این گشته، کنی سجده به درگاهش

ز عادت می‌برد از یاد، که کردی ترک این معبد 

 

تو توبه کرده‌ای این را، پذیرفته دلم لیکن

نخواهد بود به مانندت، که دل بی‌عشق نمی‌زیبد

 

همی نیمه‌شب است و دل، به گریه از تو می‌گوید

دلم یاغی شده دیگر، به لالایی نمی‌خوابد

 

ز تو افسانه می‌سازم، به گوشش قصه می‌خوانم

که آرامش کنم اما، همی بدتر شود این بد

 

نجاتش ده ز مرگ دل را، و یا کمتر بسوزانش

نمانده طاقتم دیگر، چرا خورشید نمی‌تابد؟

 

نه ابی هست بر این آتش، نه ارامی به جنجالش

هوس کرده تو را بیند، وصالت را کجا یابد؟

 

نه من آن آذرم دیگر، شده آتش سراپایم

پرستنده نمی‌خواهم، نیازی نیست به آذربد

 

ولی دل که نمی‌فهمد، تو را می خواهدت هر دم

گهی لج می‌کند با من، دگر خونم نمی‌روبد

 

دلم از تو گله دارد، سر من بانگ برآورده

به راستی تا که برگردی، شبم پایان نمی‌باید

 

بیا خود گو به قلب من، دلیل رفتنت جانا

وگرنه کالبد خسته‌ام، دلم را بر نمی‌تابد

 

کجا اعجاز از این برتر، که سوخته این چنین آذر؟

قرار بود بنده‌ام باشی، نه معشوق یا که پیغمبر

  • میخک

نظرات  (۱۸)

اولا که بسی زیبااااا

 

این تیکه شو دوست داشتم :

  

نجاتش ده ز مرگ دل را، و یا کمتر بسوزانش

نمانده طاقتم دیگر، چرا خورشید نمی‌تابد؟

تف تو روحت

😂😂😂 دوستان این متن بعد از کپی وبلاگه...به من ربطی نداره

پاکش نمیکنم 😂😂

 

و این که...خیلی "دل" و "دلم" داره...

خیلیااا یعنی /:

کلمه جایگزین نبود ؟!

مثلا بیت ۵ که به جاش "بد" گذاشتی..

 

ارههه  قشنگ بود خلاصه

در کل میبینم زدی تو کار عشق آسمانی و اینا :)))))

 

پاسخ:
ممنون :)

واقعا کی این فحش رو واسه متن کپی من نوشته؟؟؟؟😂😂😂

من تقریبا تمام شعرام زیاد دل داره :/ قصد عوض کردنشون رو هم ندارم :/
بد منظور حال بد بود

با چشم‌های قشنگت خوندی :)
  • محمدحسین قربانی
  • بسیار زیبا و جانانه بود

    پاسخ:
    سپاس🌹

    برای بار دوم که میخونمش پی بردم زیاد عرفانی نیست /:

    عشق زمینی بود ؟ :))) 

    تا درودی دیگر بدرود

    پاسخ:
    به نظر خودمم عرفانی نیست :/
    #بدون مخاطب خاص بود
    بدرود :)


    راستی ممنون بابت کامنت‌های خصوصی :)

    دیگه میل خودت به من چه 😂😂

    در کل گفتم نه ارایه تکرار داره نه چیزی ...فقط هیی هست...

    پاسخ:
    اوهوم‌...
    مرسی از توجهت :)
  • یاس ارغوانی
  • عاشقا شاعر میشند یا شاعرا عاشق؟

     

    کدومشی؟

    پاسخ:
    جدی شاعرا عاشق میشن؟؟ :دی
  • یاس ارغوانی
  • والا عاشقاهم میگن شاعر میشن :))

     

    ولی بنظرم شاعرا عاشقن

    پاسخ:
    اینکه عشق به شعر میرسه رو میدونم
    ولی شعر به چی میرسه؟


  • یاس ارغوانی
  • شعر به معشوق :)

    پاسخ:
    فکر کنم تو مرحله‌ی قبلی یه کلید بوده من ندیدم و جا گذاشتمش :`)
  • یاس ارغوانی
  • به کلیدا زیاد اعتباری نیست میدونی!

    پاسخ:
    میشه واژه‌ها رو انحصاری نکنیم؟ در خونه‌ی ما رو کلید باز می‌کنه هنوز :/
  • Sepideh Adliepour
  • تو که دست مارو از پشت بستی (((((:

    پاسخ:
    دست شما ما رو از پشت بسته :)
    اوخ... چیز... ناجور شد :/

    کلییید 😂😂😂😂😂

    پاسخ:
    ببین از چی بحث سیاسی شکل نمی‌گیره :/
  • عی‍ن‍‍ک ...
  • سلام به تنها بازمانده‌ی عصر تیراناساروس‌ها :)))))

     

    آقا قبول نیست چرا «عنوان» منو دزدیدین؟ :دی

    پاسخ:
    سلام اخوی :)

    چون بسی دزدیدنی بود :))
  • Sepideh Adliepour
  • 😂😂😂❤️

    پاسخ:
    😅😅😅
  • Sepideh Adliepour
  • 😂😂😂❤️

    پاسخ:
    معلومه خیلی خندیدیا :))
  • Sepideh Adliepour
  • الان که 2 بار اومد اره😂🤦‍♀️

    پاسخ:
    😁
  • عی‍ن‍‍ک ...
  • تو عصر تیراناساروس‌ها هم آدما رو «اخوی» صدا می‌زدین؟ =))))

     

    اجازه هست درباره‌ی شعر کمی حرف بزنم؟

    پاسخ:
    من بازمانده‌ی اون دورانم، تو اون زمان که گیر نکردم :/

    البته
    بفرمایید :)
  • عی‍ن‍‍ک ...
  • فک کنم خودتون هم با من موافق باشین که یه جاهایی وزن به‌هم خورده و به اصطلاح تو شعر دست‌انداز ایجاد شده و نمی‌ذاره بعضی بیت‌ها روون خونده شن. یه مقدار بیشتر که به شعر نگاه بندازیم دقیقاً تو جاهایی که از هجای کشیده استفاده کردین همون جا وزن شعرو به‌هم زده! مثلاً مصرع ششم:

    «نخواهد بود به مانندت که دل بی‌عشق نمی‌زیبد» اگه تو این مصرع جای "بود" یا "عشق" که هجاهای کشیده‌ان و به عنوان دو تا هجا (یکی کوتاه یکی بلند) درنظر گرفته می‌شن،‌ یه  هجای کوتاه یا بلند بذاریم اون موقع وزنش درست [شایدم درست‌تر] می‌شه. مثلاً جای بود کلمه‌ی شد رو بذارین. یا جای عشق کلمه‌ی تو: «نخواهد شد به مانندت که دل بی‌تو نمی‌زیبد»

    دقیقاً توی بقیه‌ی مصرع‌های دیگه هم همین مشکل دیده می‌شه و هر جا که از هجای کشیده استفاده کردین وزنو به‌هم زده: تو مصرع چهارم کلمه‌ی «یاد»، تو مصرع یازده کلمه‌ی «مرگ»، مصرع دوازدهم کلمه‌ی «خورشید»، مصرع سیزده کلمه‌ی «هست»، مصرع هفده کلمه‌ی «نیست»، مصرع بیست‌و‌سه کلمه‌ی «خسته‌ام» و مصرع آخر کلمه‌های «بود» و «معشوق».

     

    با حرفام موافقین؟ 

    پاسخ:
    این موردهایی که گفتین رو با دقت بررسی کردم و با حرفاتون موافقم :)
    می‌دونید مشکل من چیه؟ اینکه سریع صحبت میکنم. خیلی‌ وقت‌ها موقع تلفظ کلمه رو تا اخر نمیگم و حرف آخرش رو میخورم. همین باعث میشه وقتی شعر خودم رو میخونم به نظرم ایرادی نداشته باشه. چون ریتم خوندنم تنده و ایراداش نمایان نمیشن :/
    مثلا نیست رو عملا نیس میگم و خب به نظر کاملا موزون میاد :/
    یا خورشید و معشوق رو که سریع بگی معلوم نمیشه که ناجوره اینجا...
    حتما سعی میکنم رو این جنبه کار کنم و باطمانینه بررسی کنم شعرهام رو
    ممنونم ازتون :)
  • مترسک هیچستانی
  • دیروز داشتم فکر می‌کردم چقدر دلم برای شعرای شعرای میخک خانم تنگ شده، که الان اینو دیدم! واقعاً با تشکر از خدا :))

    پاسخ:
    :))
    چه قشنگ
    میشه از طرف من از خدا بخواید من امسال کنکور قبول شم؟ انگار خدا به دعای شما گوش می‌کنه :)
  • مترسک هیچستانی
  • اگه قابل باشم :)

    راستش براتون همون روزای کنکور دعا کردم و امیدوارم خدا صدامو شنیده باشه و با خبرای خوب بیای خوشحالمون کنی ^_^

    پاسخ:
    انشالله
    انشالله که همه‌امون عاقبت بخیر بسیم کنارش قبول هم بشیم :/ :دی
    ممنونم ازتون :)

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.