غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

شعری به لب ندارم...

پنجشنبه, ۲۴ تیر ۱۴۰۰، ۰۷:۰۰ ب.ظ

ساعت داره به ۱۹:۰۰ نزدیک میشه و مغزم از هر واژه‌ای خالیه. در عوض پر از حس‌های آشنا و غریبم. احساس اضافی بودن، مزاحم بودن، ضعف، تنهایی، درد، خستگی، از دست دادن، غم، بی‌فایده بودن و... می‌کنم. می‌دونم همه‌اشون موقته. البته که بازه‌ی زمانی این موقت‌ها برای من زیادی طولانی شده ولی خب، وسط‌هاش گهگاهی استراحت هم کردم.

راستی در جریان مسابقه‌ی نشر صاد هستید؟ اسمش خودنویس بود فکر کنم. شرکت می‌کنید؟ من قصدش رو دارم منتها تو عمرم هرگز طرح داستان ننوشتم. همیشه فقط دنبال یه جرقه بودم. یه جمله‌ی اولیه. یا یه شخصیت یا صحنه‌ی خاص. بعد اجازه دارم ناخوداگاهم من رو با خودش ببره. انگار به خلسه رفته باشم. از دنیای بیرون هیچی نمی‌فهمیدم و غرق می‌شدم داخل ورق‌های دفترم. می‌نوشتم و می‌نوشتم و می نوشتم و می‌نوشتم و.... انگار واقعا تک تک اون شرایط رو زندگی می‌کردم. و هر لحظه با خودم می‌گفتم :«یعنی بعدش چی می‌خواد بشه؟» یه نیمه‌ی هوشیار حواس جمع هم تو مغزم بود که همیشه جواب این سوال رو با جون و دل می‌داد. قانون‌های خاص خودش رو داشت:

۱-شخصیت‌های دنیای تو حق ندارند خوش شانس باشند. اگر اتفاقی، اتفاقی رخ دهد آن اتفاق قطعا باید در راستای بدبخت‌تر کردن شخصیت باشد.

تبصره: شورش را در نیاور.

۲- بدبختی‌های شخصیت باید به پخته‌تر شدن او و بهتر و ملموس‌تر نمایش داده شدن شخصیت‌ پردازی‌اش کمک کنند.

۳- کلیشه‌ها شیرین‌اند. هرچقدر عشقت می‌کشد کلیشه‌ای بنویس. فقط بی‌زحمت بعدش کاغذهایت را پاره کن و بینداز در سطل زباله.

بقیه‌اش مهم نبود. هرچی میشد میشد. نمیشد هم نمیشد. گاهی تو اوج رهاش می‌کردم، گاهی هم تو مقدمه. خلاصه که هیچوقت ننشستم از همون اولش به اخر قصه فکر کنم. واسه همین هم هیچ ایده‌ای ندارم چطور می خوام تو این مسابقه شرکت کنم. فرصت کم‌نظیری به نظر می‌رسه. می‌ترسم از دستش بدم.

امروز زمان به شکل مزخرفی سریع می گذره. مزخرف‌تر از هرچیزی که فکرش رو می‌کنید

 الان واقعا باید ساعت ۶:۱۰ دقیقه باشه نه ۱۸:۱۰ ! دیروز و پریروز هم برام عجیب غریب و سریع‌السیر بود. یعنی هست. به وقتش گذر زمان را به صورت نورمال حس می‌کردم. فقط از عمد همه‌چیز فیلم خاطراتم رو به صورت پخش با حداکثر سرعت ذخیره کردم. امروز اما کاملا در خلء زمانی فرو رفتم. یه ثانیه بیرون می‌ام، یه نفس می‌کشم و دوباره می‌رم در قعر نیستی. شاید دفعه‌ی بعدی گه بیرون بیام ساعت ۱۵:۱۰ باشه. هوم؟ 

انگشتم همچنان درد می کنه. بدجور عفونت کرده. اما انگار مجبورم بنویسم. دلم می خواد با یکی حرف بزنم اما هیچکس دور و برم نیست. کاش یکی زنگ بزنه و دو و نیم ساعت پای تلفن با هم صحبت کنیم. خودم شارژ زیاد ندارم. باهاش نت شبانه خریدم منتها ایرانسل عوضی‌بازی‌اش گرفته و میگه تا ۱۰ گیگ دو ماهه‌ات رو تموم نکنی ۳۰ گیگ یه ماهه رو فعال نمی‌کنم. ممکنه براتون سوال پیش بیاد خب چرا شارژ نمی‌خرم. که واقعا خودم هم نمی‌دونم چرا یه توک پا تا سوپری نمیرم تا شارژ بخرم واسه خودم. عوضش نصف شهرش رو گشتم تا یه خودپرداز بانک سامان پیدا کنم و رمز دوم بگیرم. نبود که نبود. با زمر پویا هم نمی‌تونم کار کنم چون شماره خودم داده نشده و نمی‌تونم هر دفعه هلک و هلک برم و از تلفن خانواده‌ی محترم استفاده کنم. البته میسه همین یه بار ازش استفاده کرد. هوم؟ حیف که فعلا خونه نیستن وگرنه امتحان می‌کردم. 

 

خب دیگه زیاد مزخرف گفتم. کامنت‌ها بدون نیاز به تایید نمایش داده می‌شوند. اینجا می تونید هرچقدر که دلتون می‌خواد مزخرف بگید. شناس یا ناشناس. من گوش میدم. 

:)

​​​​

 

  • میخک

نظرات  (۲۱)

  • یاس ارغوانی
  • حافظم داغون شده واقعا داغون شده. اومدم پایین پست کامنت بزارم یادم رفت چی نویسم ://

     

    دوستم قرار بود بیاد خونمون پس چرا نیومده هنوز ؟ تو نمیدونی؟

    پاسخ:
    من الان دارم به سوالای چالش تو جواب مبدم :دی

    طبیعیه :)

    خب شاید هنوز تو راهه :/

    میگم منم وقتی که شروع میکنم به نوشتن، نمیدونم تهش چی میشه! انگار یه چراغ قوه گرفتم دستم و دارم تو جنگل تاریک راه می‌رم.

    ولی انصافاً مسابقه‌شون سخته! موضوعش چی بود؟ استقلال و خودباوری؟

    من تو مدرسه هم نمیتونستم برای موضوع انشا‌ی داده‌شده، دو خط بنویسم. این که دیگه طرح رمانه! :/

    پاسخ:
    دقیقا دقیقا...
    استقلال و خودباوری دور قبل بوده انگار. الان امید و باور به توان مردم.
    کاملا درک میکنم :(
  • یاس ارغوانی
  • :(((

    پاسخ:
    زنگ بزن بهش خب :/
  • یاس ارغوانی
  • پیام دادم :/

     

     

    ولی بزار یچیزی بهت بگم که من از اون آدمام که مدام ناله میکنم چرا کسی نمیاد خونمون و بعد خودم دوستامو دعوت میکنم و با خوشحالی ولی وقتی بعدش پشیمون میشم :/ نمیدونم چرا!

    پاسخ:
    از کجا میفهمی سین شد یا نشد اونوقت؟ :/

    جدی چرا پشیمون میشی؟ :/
  • یاس ارغوانی
  • ها راستی فیلمه رو تموم کردی؟

    پاسخ:
    کدوم فیلمه؟ 
  • یاس ارغوانی
  • Crash.Landing.on.You

     

     

    پاسخ:
    سریاله که :/
    قسمت 13 تموم شد. 
    خیلی کلیشه‌ای شده کند پیش میرم.
    هرچند قسمت 12 طنزش خوب بود
  • یاس ارغوانی
  • تو تلگرام وقتی ببینه سین میزنه البته فکر کنم زده رو حالت روح سین هم بزنه تیکش نمیاد :((

     

     

    نمیدونم. شاید چون افسردگی گرفتم یا جدیدا میگن درونگراها ینطورین :(( والا نمیدونم من کدومم

    پاسخ:
    حالت روح چه باحاله :)) نشنیده بودم
    اگه تلگرام نصبیدم میزنم رو حالت روح :))

    از معاشرت باهاشون لذت نمیبری یا ترجیح میدی تنها باشی یا چی؟
  • یاس ارغوانی
  • از قسمت 10 به بعد میوفته تو سقوط آزاد تا قسمت 16 اولاش که من اولشو خیلی دوست داشتم واقعا ولی متاسفام براشون فیلم داستان خیلی خوبی داره کاش بعد برگشت یون سه ری به کره بهتر روی فیلم نامه کار میکردن. به جذابی قسمتای اول نبود. البته باز بگم که طنزش بیشتر میشه چون اون خنگولا هم میان به جنوب و ای میخندم آی میخندم از دستشون

    پاسخ:
    اره بعد اون افتضاحه کلیشه محض :/// از اینکه صد دور قبلا هم رو دیده بودن هم خوشم نیومد :/ حیف قسمتای اولش ://
    آره مخصوصا که گوجه کار با اون سرباز بچه بازی ویدیویی میکردن و... :)) میگم طنزش خوب بود ولی داستان هیچ سخته دیدش :/
  • یاس ارغوانی
  • آره ولی هرتلگرامی نداره این حالتو مخصوصا تلگرام اصلی. ببین تلگرام یک نسخه اصلی داره چندین نسخه طراحی شده که مثل واتساب نیست فقط یک برنامه از شکرت اصلیه. بنابراین با امکانات متنوعه.

     

    نه کلا همینم. ننمیدونم چرا ! از مهمون اومدن خوشم میاد ولی دم دم حوصلم تموم میشه میخوام نیان :/

    پاسخ:
    اوهوم...

    میفهممت...
    با اینکه درونگرا نیستم :/
    پس احتمالا از افسردگیه
  • یاس ارغوانی
  • دلم میخواد بهت بگم بشینی فیلم کره ای ایمان رو دانلود کنی و ببینی :/ آخه خیلی دوستش دارم. بالغ بر 10 بار هم دیدم ولی خیلی عالیه

    پاسخ:
    تلوزیون داده بودتش فک کنم؟
  • یاس ارغوانی
  • آره ولی هیچی نسخه اصلی نمیشه :( در به در دارم دنبال نسجه اصلی میگردم. همشو تو تلویزیون تغییر دادن :/

    تو دیدیش؟

     

    پاسخ:
    نه اون موقع چذبش نشدم :/

    مسابقه نشر صاد و لینک میکنی ؟

    پاسخ:
    صبر کن الان

    /:

     

    پاسخ:
    حالا بیا :)

    safaeinejad.ir/1400/04/15/فراخوان-کشف-استعداد-داستان-نویسی-خودنویس-3

  • یاس ارغوانی
  • هی.. عجب فیلمی بود. بعد اون هیچ فیلم کره ای هی به پاش نرسید.

    کلیشه نداشت.

    البته از لی مین هو پسران برتر از گل رو هم خیلی دوست داشتم ولی هیچی اون نمیشد.

    به هرحال یکی نیست یه فیلم خوب بدون کلیشه و مثلث عشقی معرفی کنه؟

     

     

     

    ها راستی اون پسره گو سونگ جون  چقدر حیفشه

    پاسخ:
    راستش زیاد کره‌ای ندیدم نمیدونم :/ 
    ولی جومونگ رو خیلی دوست داشتم :))


    او کیست؟ :/
  • یاس ارغوانی
  • یه سوال خب چرا تلگرام نصب نمیکنی؟

    پاسخ:
    چون فیلتره :/ 
    و من بچه‌ی حرف گوش کنی هستم ://
  • یاس ارغوانی
  • 😂😂😂😂😂😂 عجیب ترین حرفی بود که شنیدم

    ولی جدیدا تلگراما پروکسی داره و راحت نصب میشه.

    پاسخ:
    فعلا که با نبودش مشکلی ندارم :)
  • یاس ارغوانی
  • گو سونگ جون پسره تو سقوط بروی تو که عاشق سودانه :/

    پاسخ:
    اهان اون
    اولش خیلی ضایع بود گذشته‌اش رو که تعریف کرد نظرم درموردش عوض شد :)

    وای

    چون تل فیلتره عملا ارتباطم باهاش قطع شده

    از اون موقعی که فیلتر شد

    وگرنه قبلش یک عدد معتاد بالقوه تل بودم /:

    پاسخ:
    من دوست ندارم فیلتر شکن داشته باشم :/ وگرنه یوتیوب و توییتر رو یه سر می‌زدم :/
    خوبه که ترک اعتیاد شده :)

    امروز یادم افتاد که بیش از یک ماه از فراخوان گذشته و در وبلاگم راجع به این موضوع پست نذاشتم. ۱۶ روز بیشتر تا پایان مهلت فراخوان نمونده.

    برگرفته شده از http://safaeinejad.ir  

     

    این مال 15 تیره /:

     

    خیخیخیخی /:

    پاسخ:
    من فکر کردم بازدید وب خودشون به اندازه‌ی کافی باشه

    الان فقط یه هفته مونده :/

    کار به بازدید وب طرف ندارم...

    میگم یعنی من چقدر زود فهمیدم 😂😂😂

    پاسخ:
    دیذ رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است :)

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.