غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

نگرانم صنما سیر ز جانم نکنی

پنجشنبه, ۱۷ تیر ۱۴۰۰، ۰۷:۰۰ ب.ظ

می‌خواهم یک اعترافی بکنم. بین خودمان بماند فقط. من واقعا می‌ترسم؛ از اینکه بمیرم، قبل از آنکه عاشق شده باشم. چرا از کلمه‌ی «قبل» استفاده کردم؟ چرا نگفتم «بدون آنکه عاشق شوم»؟ یعنی عشق ممکن است بعد از مرگ هم اتفاق بیفتد؟ نمی‌دانم... غیرممکن که نیست، هست؟

داشتم می‌گفتم. از زندگی‌ای که اول و آخرش دوست داشتنت نباشد می‌ترسم. از مرگ قبل از عشق. قبل از اینکه دلم بلرزد. قبل از آنکه یک دیوان شعر برایت سروده باشم. قبل از اینکه زبانم را به لکنت بیندازی و قلم سخت و خشک و بی‌ارزشم را روح ببخشی. می‌ترسم عمرم قد ندهد آنقدر به تو عشق بورزم و برایت غش و ضعف کنم که انگشت‌نمای خلق شوم. می‌ترسم هیچ خاطره‌ای نداشته باشم از روزی که در خیابان قدم می‌زنم و مردم کوچه و بازار با دست نشانم می‌دهند و پچ‌پچ‌ کنان می‌گویند :« همین دیوانه است. همان مجنونی که قصه‌اش را خوانده بودم.»

می‌ترسم در بهشت هم تنها بمانم. می‌ترسم سجده‌ات را نکنم. جلویت زانو نزنم. یا نه، از این می‌ترسم که تو مرا به زانو نیندازی. شوق وصالت را به تار و پودم گره نزنی. در بیابان جنون مرا پا برهنه به سوی حریم خودت نکشانی. می‌ترسم خداجان. می‌ترسم.

دریافت

  • میخک

نظرات  (۱۲)

  • یاس ارغوانی
  • من نیز مانند تو ام.

    گیر کردم تو زندگی. نمیدونم باید چیکار کنم. 

    پاسخ:
    :`)

    هرکسی که تونسته عاشقی کنه و ادم خودش رو تو این دنیا پیدا کرده، در واقع میشه زندگی کرده 

    به رسالت خودش رسیده :))

     

    اهنگ هم خیلی خیلی قشنگ بود. 

    ممنون بابتش 

    پاسخ:
    :)


    فقط یه چیزی آقا من فک می‌کردم متن به اندازه‌ی کافی گویا باشه :/
    عشق زمینی رو نمیگم اصلا :/

    خواهش :)

    عاشق بشین ببینین خبری نیست:/

    پاسخ:
    صحیح
    منتها من فکر کردم آخرش نوشتم که مخاطب متنم کیه‌ من :/
  • یاس ارغوانی
  • عه؟ اهنگ گذاشتی که :))

    پاسخ:
    بلی :)
    جز خواننده‌‌های مورد علاقه‌ام هستن ایشون :)

    من که از همون اول فهمیدم عشق زمینی منظورش نیست ( عینک دودی)

    پاسخ:
    مرسی هستی :)
  • مترسک هیچستانی
  • واقعاً هم ترسناکه...

    پاسخ:
    اوهوم :(
  • یاس ارغوانی
  • @ زری

     

    ما عمریه خودمون رو در بند عشق زمینی نکردیم.

     

    ...

     

    زندگی مارو بسته به دنیا نمیزاره بریم

    پاسخ:
    وقتی می‌گی عمریه خودمون رو درگیر نکرذیم انگار قبلا درگیر بودیم الان دیگه نیستیم😁


    من سال‌ها است این ترس رو با خودم همراه دارم ولی جرئت اعتراف نداشتم و هنوز راهی هم برای مقابله پیدا نکردم.

    راستی چطور میشه شعله شوق و عشق رو بیشتر کرد و حفظ کرد؟

    پاسخ:
    اشکالی نداره سن و سال تقریبی‌اتون رو بپرسم؟
    می‌خوام بدونم این ترس مختص نوجوونی یا یه برحه‌ی خاصه یا چی
  • یاس ارغوانی
  • کلا درگیر نبودیم دیگه 😁

     

    حالا بزار من فاز عرفانی گرفتم یچی میگم تو حرف رو حرف من نیار

    پاسخ:
    نه من واقعا درگیر نبودم آخه هیچوقت 😅

    چشم :)

    من ۲۴ سالمه

    پاسخ:
    خب پس قضیه جدیه...

    مظلوم تر از پاراگراف آخر تو عمرم ندیدم!

    و چقدر بقیه گیر دادن به عشق زمینی؟ یعنی اینقدر براشون ارزش داره؟ باورم نمیشه! (حالا الان ممکنه بگن به تو چه ما دوست دارم عشق زمینی رو! به من چه دوست داشته باشین)

    منم اولش گفتم عشق زمینیه! ولی بعد پاراگراف آخر رو خوندم، ضمن رکب خوردن، کل معنی پست برام عوض شد ولی انگار به بقیه خیلی تو عشق زمینی خوش گذشته 😂 که اینقدر اصرار دارن...

    پاسخ:
    :`(

    واقعا :/ به یه دوستی هم از نزدیک خوندم. اصلا نفهمید منظورم چیه. بهش هم توضیح دادم باز گفت :« آره تو که راست میگی!» ://

    طبیعتا خوش گذروندن هم داره منتها من ندیدم نه خوشی‌اش رو نه بدی‌اش رو :/

    و اینکه ممنون درک کردین :)

    اگه قرار باشه نگرانش باشیم که عشق نیست... هست ؟

    پاسخ:
    عشق یعنی نگرانی عزیزم :)

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.