غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

او آ ای، پاندای کنگ‌فوکار!

چهارشنبه, ۱۶ تیر ۱۴۰۰، ۰۷:۰۰ ب.ظ

در اوج تنهایی و بی‌کسی و بیچارگی، یک گوشه در خودت مچاله می‌شوی. سعی می‌کنی تمام ظلم و ستم‌هایی که این جهان نامرد در حقت کرده را فراموش کنی. برای خودت یک کیک تولد می‌کشی با یازده شمع. از طرف کس‌ و کارهایی که نداری خودت را در آغوش می‌گیری. هیچ امیدی به آینده نداری اما ناگهان یک مرد ریشوی غول پیکر با یک لگد در کلبه‌ات را باز می‌کند. 

یک کیک تولد در دستش است و خبری آورده شیرین‌تر از عسل. «تو مهمی هری! تو خاصی! تو جادوگری! تازه، تنها هم نیستی! خیلی‌ها هستن که دوستت دارن. قراره باقی عمرت رو پیش اونا بگذرونی. با آدم‌هایی که از جنس تو هستن و درکت می‌کنن.» 

کمتر کسی را می‌شناسم که حداقل در مرحله‌ای از زندگی‌اش آرزو نکرده جای هری پاتر باشد. جای پسری که در یک لحظه زندگی‌اش از این رو به آن رو شد. در عمق چاه تلخ‌کامی و انزوا و مورد ستم واقع شدن گیر کرده بود و بعد یک شبه از اوج قله‌ی خوشبختی و محبوبیت سر در آورد. با چاشنی یک عالم ماجراجویی و سحر و افسون‌های جذاب و خیره‌کننده. درست است، هری پاتر سختی زیاد کشید اما ان یک جمله‌ای که هاگرید به او گفت، یا دریافت نامه‌‌ای که از فوق العاده‌ترین مدرسه‌ی دنیا برای خود خود او ارسال شده‌بود، به همه‌ی آن سختی‌ها می‌ارزد. نمی‌ارزد؟

راستش فقط قرار بود یک اشاره‌ی کوتاه به داستان هری پاتر داشته باشم و بعدش افسوس بخورم که چرا از همان بچگی بجای این فانتزی‌پردازی‌های خام و به درد نخور حواسمان را جمع پاندای کنگ‌فوکار نکردیم. 

پو گیر خاله و شوهرخاله‌ی مستبد و ظالمش نیفتاده بود. اتفاقا پدرش خیلی هم  مهربان بود و دوستش داشت. اما مگر همین دوست داشتن باعث نشده بود به چاقی بیش از حد دچار شود و دست و پا چلفتی بار بیاید؟ داستان پو از نظر من یکی که واقعی‌تر است. پاندایی که در بی‌هدفی و روزمرگی زندگی نکبت‌بارش گرفتار شده و آنقدر جسارت در خودش نمی‌بیند که بخواهد تغییری ایجاد کند. زندگی‌اش هیچ معنایی ندارد و حتی دنبال معنا بخشیدن به آن هم نیست. سرتاسر عمرش فقط همین خوردن و لذت بردن آنی از دنیا را یاد گرفته. 

پو یک رویای دور و دراز و قدیمی دارد. از بچگی با عروسک جنگجویان شهرش بازی می‌کرده و آرزو داشته مثل آنها یک قهرمان باشد. در خیالاتش همیشه خودش را کنار آنان تصور می‌کرده. بعد خیلی اتفاقی (که البته آن لاک‌پشت پیر می‌گفت هیچ‌چیز در دنیا اتفاقی نیست) فرصتی برایش پیش می‌آید تا خودش را نشان بدهد. فرصتی که همگان من‌جمله خودش معتقد هستند لیاقتش را ندارد. اما او آخر سر استعداد خودش را کشف می‌کند، درست بعد از اینکه ناکارآمدی سیستم آموزشی کهنه و بدون خلاقیت ثابت می‌شود و مربی ناچارا می‌پذیرد که نمی‌تواند از پو یک کپی دیگر از تمام شاگردان ماهر و توانمند و بی‌نقصش بسازد.

روی دیگر سکه کم‌کم نمایان می‌شود. پو متمایز است. آنقدر که هیچ سیستم تمایز زدایی روی او اثر ندارد. او عین بقیه نیست. یک عالمه نقطه ضعف دارد که خیلی‌هایشان اصلاح شدنی نیستند. این عیب‌ها در ذاتش هستند. ظاهرا قرار است تا آخر عمر یک موجود معیوب مفلوک باقی بماند. اما وقتی طرز نگاه آدم‌ها عوض شود؟ ایرادات او تبدیل می‌شوند به بزرگترین نقطه‌ی قوتش! علاقه‌ی بیش از اندازه‌ی او به خوردن نیروی محرکه‌ی قدرتمندی است که باعث می‌شود برای یافتن غذا از پس سخت‌ترین تمرین‌ها هم بر بیاید. کس دیگری این همه انگیزه و شوق را به این راحتی پیدا نمی‌کند. شکم گنده و ورآمده‌اش می‌شود سپری در مقابل کشنده‌ترین تکنیک‌‌های کنگ‌فوکار. هیچ‌کس جز او در مقابل این ضربه‌ها زنده نمی ماند. 

راستی چرا تا به‌ حال هیچوقت از دهن هیچ بچه‌ای نشنیدم که خودش را مثل پو تصور کند؟ چون چاق و دست و پاچلفتی است و خوش‌قلبی‌اش کمی به ساده‌لوحی میل می‌کند؟ چون بی‌نقص نیست؟ پو یکی از واقعی‌ترین قهرمانانیست که تاحالا دیده‌ام. با استعداد و مهارت ویژه‌ای متولد نشده. از لحطه‌ی تولدش خاص و برجسته نبوده. در DNAش هیچ‌چیز خارق‌العاده‌ای نهفته نشده. درواقع تنها استعدادی که دارد استعداد چاقی است. ژن خوب ندارد.

شانس اینکه یک پاندا تبدیل به یک جنگجوی اژدها شود دقیقا درست به همان اندازه‌ایست که تک تک ما در دنیای خودمان میتوانیم قهرمان باشیم. مگر نه؟

  • میخک

نظرات  (۲۱)

  • یاس ارغوانی
  • سلام.

    چقدر جالب نوشتید:)

    قلمون مانا

    پاسخ:
    علیک سلام‌
    سپاس‌گزارم :)
  • سُولْوِیْگ 🌻
  • چه پست بامزه‌ای بود... =)

    پو از بچگی اسطوره‌ی من بوده. :دی

    پاسخ:
    مچکر :)
    اسطوره‌شناس خوبی هستی پس :)

    خب من که اصولا اینها را الان با بچه هایم میبینم و زمان قهرمان انتخاب کردنم از میان انیمیشن ها گذشته😅

    اسطوره زمان ما جودی اَبت و بچه های کوه آلپ و دوقلوهای افسانه ای و... بودن :)

    ولی دقیقا درست میگی هر ادمی با پذیرش هممه نقاط قوت و ضعفش و نادیده نگرفتن استعدادها یا شایدم جور دیگر نگاه کردن به توانایی های خودش قهرمان زندگی خودش باشه

    پاسخ:
    من عاشق آنه‌شرلی بودم :) 
    یادش بخیر اونجا که گردنبند رو تصور کرد که انداخته ته آب... خیلی ماه بود اصلا :)

    اوهوم... :)

    واو! این یکی از بهترین متن‌هایی بود که خوندم!
    و چقدر خوب به این موضوع پرداخته بودید که خودمون باشیم.
    منم همیشه بعد از دیدن قسمت سوم پاندای کونگ فو کار برام جالب بود پاندای کونگ فو کار چقدر رو خودشناسی مانور داده! یعنی این که خودمون باشیم و  ادای دیگران رو در نیاریم!
    و چقدر هم متن در عین این که یک متن جدیه، طنز مناسبی داشت! یه جاهایی خندم گرفت (استقامت مقابل ضربه و اینا) واقعا خیلی متن خوبی بود! ممنونم!

    میخواستم بگم امروز چقدر پستای قشنگی می‌نویسید که دیدم پست قبلی برای دیروز بود اگر اشتباه نکنم.

    پاسخ:
    اینکه بگم از خجالت آب شدم الان واقعا توصیف کامل و کافی‌ای نیست 😅
    ممنونم از این حس خوبی که دادید :)
    قرارم با خودم اینه هر روز ساعت ۱۹ حتما یه پست بذاره
    ببینم ایشالا می‌تونم وایستم سر قرارم...

    البته بخوای ریز بین باشی دی ان ای اش خوب  بود ه ها

    چون اجدادش تو کار "شی" بودن 

    هیهیهیهی

     

    ولی آره...

    قهرمان خوبی هستش

    تاحالا این جوری نگاه نکرده بودم

    مرسی

    پاسخ:
    راستش اون قسمت رو چون دوبله‌اش افتضاح بود دقیق ندیدم وگرنه شاید می‌تونستم جوابت رو بدم :/
    به هر حال
    خواهش می‌کنم :)

    برای حسن ختام خوندن کتاب جوجه اردک زشت درون هم توصیه میشه. تازه بعد از نوشتن این متن خوندنش رو شروع کردم و چه جالب موضوعش تقریبا مشابهه :)

    هییییع

    اصلا اصل کاری پاندای کنگ فو کار سینمایی آخری شه...

    که تبدیل به اژدها میشه...

     

    پاسخ:
    اولیش مهم‌ترینشه حرف نباشه :دی
    سریالش هم البته خیلی قشنگه


    می‌گما عنوان رو همه با ریتم خوندید یا کلا به مقصود خودم نرسیدم؟ 

    نه والا...

    من خوندم " آه ای پاندای کنگ فو کار " :دی

     

    تیتراژ اول سریالش تو دوبله میگفت " با افسانه پاندای کنگ فو کاریم... دوم دی دیش داریم..."

    راستی همه سینمایی هاش و سریال هاش دوبله صدا و سیما شدنااا 

    خیلی هم دوبله شون عالی بود

     

     

    پاسخ:
    جان من؟😂😂😂

    خب دیگه آ ای او پاندای کنگ‌فوکار... افسامه‌های بی‌باک هم آخرش بود :/

    آره می‌دونم خودمم اکثر انیمیشنا رو دوبله می‌بینم واسه همبن ولی این یکی دوبله‌اش بی‌کیفیت بود :/ صداهاشون فرق داشت :/

    بیه ... من با این دوبله دیدم... کلیک

    دیگه خوشت نمیاد به من چه 😂😂😐

    پاسخ:
    دانلود کردم ببینم مرسی :) اونی که من دیده بودم یه صدای ضایعی بود یعنی یه مرد شصت ساله جای پو حرف می‌زد :/
  • عاشق بارون... ⠀
  • منم یه زمانی فقط با دوبله نگاه می کردم. البته با بدبختی و پیدا کردن هر چندتا دوبله که پیدا می شه و انتخاب از بین اونا. بعد کم کم دیدم اعصابِ این دوبله های لوس و طرز صحبت های مسخره و بی نمک و تیکه های بی مزه شون رو ندارم و دیگه برای ابد دوبله رو گذاشتم کنار و اگه چیزی زیرنویس نداشته باشه و فقط دوبله باشه هم، بی خیال دیدنش می شم! فقط زیرنویس!

    پاسخ:
    بستگی داره دیگه! تازگی‌ها دوبله‌ها خیلی افت کردن ولی بازم برای خیلی انیمیشن‌ها دوبله بهتر از زبان اصلیه. شما شرک رو با زبان اصلی ببین مثلا نصف نصف جذابیت دوبله رو نداره. یا آواتار آنگ. یا... یا خیلی چیزا!
  • عاشق بارون... ⠀
  • کلاً من این مزه پرونی های توی دوبله رو دوست ندارم. :) و ترجیح می دم صدای اصلی شون رو هم بشنوم! البته خیلی خیلی زیاد انیمیشن دوبله دیدم ها! ولی چند سالیه دیگه به زیرنویس عادت کردم.

    پاسخ:
    مزه‌ پرونی چه تو دوبله چه تو زبان اصلی هست. منتها زبان اصلی بر اساس فرهنگ خودشونه برای ما خنده‌دار درنمیاد خیلیم لوس میشه. یعنی خر خودتی که خر شرک می‌گفت رو با هیچی عوض نمی‌کنم من :))

    آخ آخ! این از اون متن‌ها بود ها... :)

    پاسخ:
    از کدوما؟ :دی

    از همونا خب! واضحه که کدوما رو میگم. :)

    خلاصه اینکه جدیداً نوربالا می‌زنید.

    پاسخ:
    خب شما فک کنید من نمی‌دونم، از کدوما یعنی؟ :)
    نوبالا زدن مگه برای اونایی که در آستانه‌ی نوشیدن شربت شهادتن نبود؟ :))

    راستی، درستش اینه: «او آ ای، پاندای کنگ‌فوکار!» :/

    پاسخ:
    برم اصلاحش کنم پس :دی

    به نظرم هری هم زیاد فرقی با پو نداشت، از یه بچه ترسوی ساکت کم کم رسید به شخصیت قهرمان :| فکر می کنم اکثر فیلم های قهرمانی همین طورن...

    من که بعد ۲۳ سال هنوز منتظر یه جغد با نامه ام :)

    پاسخ:
    دقیقا فرق هری و پو این بود که برای تبدیل شدن به یکی باید منتظر نامه بشینی و به آسمون زل بزنی اما اون یکی خودش هزاران پله‌ی قلعه‌ی یشم رو با مصیبت و جون کندن بالا رفت هزار بارهم پرت شد پایین دوباره برگشت😅

  • یاس ارغوانی
  • با این پست و فکر کردن بهش دارم درمیابم شاید من هم مثل پو هستم. یا اون پسره تو فیلم هابیت یا خیلی از بی عرضه هایی که یک دفعه دست به کار خارق العاده میزنند و یجورایی نجات دهدنه یا قهرمان

     

    پاسخ:
    من فکر می‌کنم همه‌امون پو هستیم...
  • یاس ارغوانی
  • من اون پو رو دیدم که میخوند استاد چیپو بهش کنفو یاد میده که یه قهرمان شه دشمناشو شکست بده پاندای کنگفو کاررر

    یادش بخیر دوران راهنمایی همش میخوندیمش :آ

    هی... یادش بخیر دوَ دوَ هم میخوندیم

    پاسخ:
    در طول همین آهنگ واج‌هایی مشابه او آ ای... هم وجود داشت که باعث تاثیرگذاری بیشترش میشد :/ :دی
    دوه دوه و چیکو چیکو روهم که بارها خوندیم :)
  • یاس ارغوانی
  • اوهوم :)

    پاسخ:
    :)

    خیلی قشنگ نوشتی میخک جون :)))

    منم هیج وقت هری پاتر رو درک نکردم. داستانش خیلی قشنگه؛ ولی زیادی سوپر هیرو کردن نقش اصلی از واقعی بودنش کم میکنه.

    پاسخ:
    قشنگ خوندی وایولتا :)

    بیشتر سفید و سیاه محض بودن شخصیت‌ها اعصاب خوردکن بود :/

    میخک قسمت سوم پاندای کنگ فوکار با همون دوبلور قدیمی پو هم توی نت هستا!!!

    همون حامد عزیزی.

    پاسخ:
    آری آری یافتمش :)


    راستی چطور بعد این همه سال سر زدی به این پست؟ هوم؟

    باورت میشه نمیدونم چجوری این پستو دیدم؟ اصلا یادم نیست! XD

    پاسخ:
    کار خوبی کردی به هر حال :)
    خوشحالمون کردی :`)

    وای اره دقیقا!

    البته اسنیپ خاکستری بود یجورایی. ولی خب با دیدن فیلم بهش علاقه ای پیدا نکردم!

     

    ضد قهرمان ها و خاکستری ها رو عشقه!!!!

    پاسخ:
    منم از بازسگر اسنیپ در کمال احترام خوشم نمیاد :/
    کلا شخصیت منفی‌های هری پاتر پتانسیلشون خیلی بالا بود و رولینگ با مشقت تونست شخصیت‌پردازی‌اشون رو به گند بکشه :/
    وگرنه قهرمان‌ها که مادرزاد کلیشه‌ای بودن :/

    بزن قدش :))

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.