غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

سلام ای بغض تو‌ سینه

شنبه, ۱۲ تیر ۱۴۰۰، ۰۷:۰۰ ب.ظ

ببین بغض جان، نمی‌دانم هدفت از زندگی چیست، ولی انصافا این زندگی نیست که تو داری. آخر خودت را بیخودی آن تو حبس کرده‌ای که چه بشود؟ که نگویند ببین چه بغض ضعیفی بود و چقدر زود شکست؟ تو رو جان مادرت بیخیال حرف مردم شو. ول کن جهان را بغض جان! خودت را عشق است!

بیا، بیا از چشم‌هایم یک نگاه به دنیای بیرون بینداز. ببین چقدر رنگارنگ و زیباست. یک وقت فریب شر و ورهای قلبم را نخوری‌ها! او چه می‌داند دنیا دست کیست! نمی‌خواهم غیبتش را بکنم، بچه‌ی بدی نیست، فقط زیادی احساساتی است. تو که مثل او کم طاقت و شکننده نیستی. نترس. چیزی‌ات نمی‌شود. بیا کمی خوش بگذران. بگو، بخند، برقص. اگر هم جایی خدایی نکرده بدی دیدی، راهت را بکش و برو! تو مثل آب روانی بغض جان. دل نیستی که یک جا گیر کنی و هرچقدر هم زخم برداری نتوانی از داخل بوته‌های خار بیرون بیایی. تو راحت سفر می‌کنی. پس چرا این همه وقت است یک‌جانشین شده‌ای؟ می‌خواهی اسم خودت را در کتاب گینس ثبت کنی؟ که چه بشود؟ بابت تمام لحظه‌هایی که به کامم تلخ کردی مدال افتخار بگیری؟ بروی جلوی بغض‌های همسایه پز بدهی و بگویی که چطور چند سال جلوی نفس کشیدنم را گرفتی؟ آن‌ها هم برایت کف بزنند؟ همین را می‌خواهی؟ تو که نامرد نبودی بغض‌ جان! ما خیلی وقت است که هم را می‌شناسیم. من که بدت را نمی‌خواهم...

برو. آزاد باش. بگذار اشک از این پیله‌ی لعنتی بیرون بیاید و جاری شود. بگذار این سد بشکند. محض رضای خدا! پایت را از گلویم بردار! می‌دانم... خودم می‌دانم بدون تو من همچنان یک کوه غم و غصه دارم. اما تو تحملش را سخت‌تر می‌کنی! خبر دارم اگر بروی هم دو روز نشده برمی‌گردی و کنج این سینه‌ی سوخته می‌نشینی. اشکالی ندارد. همین دو روز را به من مهلت بده. لطفا! در عالم رفاقت این یک لطف را در حقم بکن. خواهش می‌کنم بغض جان. بیا، بیا خداحافظی کنیم.

  • میخک

نظرات  (۱۸)

میشه بگی من این تنها بازمانده عصر تیرکس ها رو کی دنبال کردم؟ @-@

پاسخ:
احتمالا خیلی وقت پیش
طبیعیه که یادتون نیاد 
:)
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

سلام

******** رو چیکار کردین پس؟ :)

پاسخ:
هیچی درش تخته شد


راستی به سلامتی از شر کنکور هم خلاص شدین
تبریک میگم :)
از این بابت منتظر حضور فعال‌تر شما در بیان هستیم :)






پ‌ن: پاسخ این کامنت رو دقیقا چند دقیقه بعد از دریافتش داده بوذم. بسیارهم مفصل‌تر. ولی گویا به دستتون نرسیده. :/ اگه این نقص فنی که تقصیر من هم نیست باعث بی‌احترامی بهتون شده عذر می‌خوام. 

کاش متوجه می‌شد و حرف گوش می‌کرد

پاسخ:
کاش...
  • هلن پراسپرو
  • @نرگس

    من دارم از نوع نثر یه حدسایی می زنم...

    پاسخ:
    :)
  • سَمَر ‌‌
  • بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

    بگذار این سد بشکند..:):

     

    +پیروز باشی، **** *****؛)

    پاسخ:
    :):

    مچکر :)

    همین که نامه ای برایش می نویسی از حجم سخت گیریش کم میشه و کوتاه میاد

    + سلام :)

    ایضاً من هم یادم نیست شما کی بودید و کِی دنبال شدید ;) ولی گذشته مهم نیست حال را می چسبیم...

    پاسخ:
    امیدوارم‌

    سلام برشما :)
    چه بهتر ؛)
  • میم مهاجر
  • بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

    گریه کردن نشونه‌ی ضعف نیست،چه بسا گریه نکردن باشه :)

     

    *** *** ***

    یه وبلاگ دیگه با این اسم توی بیان هست

    (البته اسم انحصاری نیست ولی ممکنه مخاطبین به اشتباه بیفتن)

    پاسخ:
    دقیقا...

    میشه لینک اون یکی غار تنهایی رو بدید؟

    زیبا :)

    پاسخ:
    و کریه؟ :)

    نه هیچی زشت نیست، هر چیزی زیبایی خودش رو داره :)

    پاسخ:
    حتی زشتی :)
  • مترسک هیچستانی
  • رفیق جان، ببین منو، نه دقت کن ببین دارم چی میگم :)

    تنها خوبی دنیا اینه که: می‌گذره! اینو همیشه یادت باشه ;) غمتم نباشه

    اسم و رنگ و رخسار جدیدتم مبارک باشه :)

    پاسخ:
    دارم می‌بینم :))

    فرمایش شما متین ولی «وای از این عمر که با می‌گذرد می‌گذرد».

    مچکرم :)
  • مترسک هیچستانی
  • می‌فهمم چی میگی اما خب چاره‌ای هم نیست، هست؟ نیست...

    پاسخ:
    خیلی وقتا نه...
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

    ********* ****** به چه کسی واگذار شد؟

     

    با خوندن دو خط از متن هم می‌شه فهمید نویسنده این وبلاگ کیه :)

    پاسخ:
    قبلا این حس مالکیت برام مهم بود. الان دیگه نه. اهمیتی نداره کی ورش می‌داره :)



    جدی؟؟ من چرا خودم چیزی حس نمی‌کنم؟ حالا این خوبه یا بد؟ :دی
  • ارکیده ‌‌‌‌
  • سلام :)

     

    خوش برگشتین 🌷

    اسم قبلی چی بوده؟ 

    پاسخ:
    سلام :)

    مچکر🌹
    مهمه مگه؟

    حیف شد! کلّی پاش زحمت کشیده بودید و ازش خاطره داشتید. خدا کنه اینجا رو دوست داشته باشید و به دلتون بنشینه.

     

    من هم متقابلاً تبریک میگم! و همین درخواست رو از شما می‌کنم. :)

    ان‌شاءالله که همین امسال در رشته‌ی دلخواهی قبول بشید و در کنارش، نویسندگی رو هم ادامه بدید.

     

    راستش من خیال میکردم که کامنتم نسنجیده بوده و شما رو رنجونده. 😅

    از اون بابت می‌خواستم عذرخواهی کنم (چرا نکردم!).

     

    پاسخ:
    نتیجه‌ی اون‌زحمت هیچی غیر از تجربه نبوده و نیست. اون هم ایشالا حذف نمی‌شه. :)
    مچکر :)

    فعال‌تر از قبل شم یعنی؟ از ماکسیمم هم بیشتر؟؟ :))
    انشالله عاقبت‌بخیر شیم. دیگه بقیه‌اش مهم نیست...

    ای بابا :/ این بیان هم برای من دردسر درست کرده‌ها :/ الان هرکی یه جور فکر می‌کنه :/

    راستی این جمله‌ی توی پارانتز من رو یاد پست سلامتون انداخت. خواستم بگم شدیدا در این موارد باهاتون هم‌ذات پنداری می‌کنم :/

    سلااام حالت چطوره؟ 

     

    خوشحالم که از شرش خلاص شدی 

    راستی تو نمیگی بی خبر رفتن خیلی چیزه؟ :/

    پاسخ:
    سلام‌ :)
    نسبتا خوب :)


    :):

    چیز؟ :دی

    جواب کامنت ندادن زشته..

    نوچ نوچ نوچ...

    پاسخ:
    انتشار در آینده بود پست
    ولی شرمنده

    ولی من لجبازانه همون نفس صدات میکنم

    پاسخ:
    شما هرجور راحتین صدا کنین منتها من هیچوقت در عمرم نفس نبودم اصلا :))

    نوبادی اسمش نفس بودااا

    البته شاید منظور هوپ جان یکی دیگه باشه...

    پاسخ:
    @خانوم هوپ

    هرچند دیگه رفتن از اینجا :/

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.