غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

سین دال هستم یک دانشجو

پنجشنبه, ۶ خرداد ۱۴۰۰، ۰۶:۵۰ ب.ظ

خداوکیلی تنها دلیل ننوشتنم نبودن حس و حالش نیست. امکاناتش هم مهیا نیست آخر. وقتی بستری برای رشد و شکوفایی استعدادها موجود نباشد آدم مجبور می‌شود شکوفا نشود دیگر! ناچارا قبل از سلام خداحافظی می‌کند و صحنه را در سکوت به سمت افق ترک می‌کند. در حال حاضر من یک عدد غنچه‌ی نشکفته هستم. پتانسیل شکفتن دارم‌ها. اما امان از سوء مدیریت! نگذاشتید بشکفتم تا ببینید چه گوهری را از دست داده‌اید. البته آن موقع که دیگر از دستم نداده بودید. دیگر حسرتم را نمی‌خوردید. قدرم را هم نمی‌دانستید. اصلا همان بهتر که نشکفم و زیبایی‌هایم را به رختان نکشم که مبادا مشغول خوردن نارنج باشید و دست‌هایتان را ببرید و بعدش من بدبخت باید جان بکنم تا دیه‌ی انگشت‌های بریده‌اتان را جور کنم و تحویل خانواده‌هایتان بدهم. پتانسیل داشتن دردسر داردها. حالا جدا از این‌که هر لحظه در معرض استعمار هستی آنتالپی‌ات هم حسابی بالاست و دانش‌آموز بدبخت باید کلی عرق جبین بریزد تا میانگین آنتالپی پیوند گلبرگ‌هایت را حساب کند. بعد هزار و یک جور فحش نثار هفت جد و آبادت می‌کند و جد و آبادت می‌افتند به جانت و ده برابر فحش و نفرین روانه‌ات می‌کنند که ببین بعد یک عمر مرگ با عزت چه به روزگارمان آوردی! 

 

آری، درست فهمیده‌اید. من همچنان مشغول خواندن شیمی هستم. و هنوز هم تمام نشده و همچنان با کابوس‌های شیمیایی دست و پنجه نرم می‌کنم. این عنوانی هم که نوشته‌ام یک وقت باعث سوءتفاهمتان نشود! نخیر، دانشگاه قبول نشده‌ام. وقتی کنکور هنوز برگزار نشده معلوم است که قبول نشده‌ام. اعتماد به نفسم هم بالا نرفته و به موفقیتم امید چندانی ندارم. از آینده هم خبری برایم نیاورده‌اند. فقط داشتم یک جایی یک فرمی را اینترنتی پر می‌کردم. یکی از گزینه‌هایی که باید پر می‌کردی نام دانشگاه بود. قبلترش نوشته بودم که مدرک دیپلم دارم. اما بازهم گزینه‌ی هیچ‌کدام کنار اسم دانشگاه‌های موجود وجود نداشت. تازه باید دولتی و آزاد و... بودنش را هم انتخاب می‌کردم. سایت لعنتی می‌گفت هیچ فیلدی را نباید خالی گذاشته و به صفحه‌ی بعدی بروی. من هم مجبور بودم آن فرم را پر کنم. می‌فهمید؟ مجبور! وگرنه من که دروغگو نبودم. زمانه با من بد تا کرد. نوشتم دانشگاه علوم پزشکی فلان‌جا. بعد هم با موفقیت ثبتش کردم. از همان لحظه استرس گرفتم اگر دستم رو شود و از حراستی جایی زنگ بزنند و صدایم کنند «ای سین دال کذاب!» چه خاکی به سرم بریزم! و سعی کردم به آینده‌ی تباه خودم فکر نکنم. آخر می‌دانید که دروغگو شترمرغ دزد می‌شود. من اگر پس‌فردا به مزارع شترمرغ کشور دست برد زدم بدانید ماجرا از کجا آب می‌خورد. بعد تصمیم گرفتم با خودم تمرین کنم تا حداقل ادای دانشجوها را خوب در بیاورم. ممکن است لازمم شود. شما هم یک جوری وانمود کنید انگار من دانشجو هستم. در دروغ‌های مصلحتی‌اتان جبران می‌کنم. با تشکر.

  • میخک

نظرات  (۲۵)

چند ماه دیگه میای می نویسی دانشگاه علوم پزشکی قبول شدم.دروغ چیه؟ :)

پاسخ:
همگی بگید ایشالا :دی

ان شالله شیرینی پزشکیت و میدی... : دی

پاسخ:
زری زری زری...

ان شاءالله بهترین رتبه و بهترین رشته ممکن در عالم هستی رو قبول شید

فقط یه خواهشی دارم

این یه ماهو یه مقدار استرس ندید. هر پست شما راجع به کنکور و آینده مساوی است با یک سکته ناقص امثال من و شما...

پاسخ:
همچنین :)

واقعا عذر می خوام اما خودم مدت‌هاست که مملو از اضطراب پنهان و خشم فروخورده و انواع هیجانات سرکوبه شده‌ام. هیچکسی و هیچ جایی غیر از وبلاگم ندارم که بخوام درمورد احساساتم صحبت کنم و حرف دلم رو بزنم. 
دلم می‌خواهد حداقل اینجا رو برای بیان کردن خودم داشته باشم.
:)

معلومه که ایشالا :)) 

پاسخ:
چی چی معلومه؟ :))

اینکه ما بگیم ایشالا ایشالا:)))

ایشالا به آرزوت برسی دیگه:)

پاسخ:
اوکی :)
ایشالا همه‌ی جوون‌ها عاقبت بخیر بشن :)
بلند بگو آمین!
:))

سلام دانشجوی پزشکی:)

پاسخ:
والا من به آبیاری گیاهان دریایی‌اش هم راضی‌ام ولی خب علیک سلام :))

یه مانتو سفید هم بخر چون ممکنه تا اون موقع گرونتر بشه:)

پاسخ:
نکته‌ی ظریفی بود :))
بشر و ارلن و اینا هم بخرم یه وقت دیدین داروسازی قبول شدم. هوم؟ :))
  • زهرا بیت سیاح
  • ان شاءالله هرچی خیره. 

    سر کنکورخودم همه اش میگفتم فلان چیز بعد یهویی ته دلم میلرزید که نکنه صلاح باشه. می گفتم خدایا اصلا هرچی صلاحه بعد گریه ام می گرفتم می گفتم نمی شه همون چیزی که می خوام صلاح باشه! 

    نشد انچه مراد بود ولی این چیزی که تقریبا زوری بود زندگیم رو عوض کرد. سخته ولی باید قبول کنیم گاهی صلاحمون توی چیزیه که فکرش رو نمی کنیم یا حتی اصلا دوستش نداریم...

    سخته ولی خیر و صلاحه...

    اصلا ان شالله همون چیزی که دوست داری صلاح باشه و بشه =))

    پاسخ:
    ان‌شاءالله...

    من الان واقعا دلم برای هیچی نمی‌لرزه :/ 
    ایشالا همیشه زندگی‌اتون دوست داشتنی و موفقیت آمیز باشه :)

    مچکر :)
    همچنین :دی
  • هلن پراسپرو
  • نخیر، دانشگاه قبول نشده‌ام. وقتی کنکور هنوز برگزار نشده معلوم است که قبول نشده‌ام.

    خیلی.... قشنگ بود این تیکه. واقعا. D:

     

    @تاکی و سین دال

    یک ماه مونده، ولی از الان میگم. گانباره. شما میتونید. برید بترکونیدشش :)))))

    پاسخ:
    با چشمای قشنگت خوندی ^_^
    گانبازه چیه دیگه؟؟؟ :))))



    آقا من الانم که بهت جواب میدم به پروفایلت نگاه می‌کنم و احساس غریبی می‌کنم :/
    تو واقعا هلن خودمونی؟؟

    میگم سر راه  رفتن به دانشگاه علوم پزشکی که داری از خیابون انقلاب رد میشی کتاب فروشی های خیلی قشنگی هست مگه نه؟

    :دی

    پاسخ:
    دانشگاه علوم پزشکی تهران رو که نزدم شهر خودمون بود
    ولی اگه راه دانشگاه علوم پزشکی تهران از خیابون انقلاب بگذره بهم بگید تا قید همه‌چی رو بزنم و بشینم درس بخونم
    وژدانا ارزشش رو داره :)

    اره دانشگاه علوم پزشکی از خیابون انقلاب میگذره :)

     

    منم به علت خیابون انقلاب دلم پر پر میزنه برا دانشگاه تهران وووییییییی ^-^

    پاسخ:
    میگم بستگی نداره از کدوم طرف بری؟ آخه توسط خیابون انقلاب محاصره که نمی‌تونه شده باشه :))


    من می‌خوام خیابون انتقلاب رو بدزدم بیارم شهر خودمون :((
    این‌طوری نمی‌شه....
  • هلن پراسپرو
  • گانباره میشه موفق باشی/تومیتونی/آفرین/همه تلاشتو بکن و اینجور چیزا که به شخصیت انیمه های شونن میگن D:

     

     

    آره به خدا *-* تازه... این عکسه بیشتر شبیه قیافه واقعی خودمه. تقریبا به همین دلیل گذاشتمش!

    شاید باورش سخت باشه، ولی من تو دنیای واقعی موهای صورتی و گونه گل انداخته ندارمD:

    پاسخ:
    بیشتر بهش می‌خوره فحش باشه ولی :))
    ولی بازم دستت مرسی :)

    میگم هلن تا اینجا اومدی یه بار برای همیشه بگو ببینم شونن چیه :/ همش میگن شونن شونن :/ یعنی چی آخه؟



    شاید باورش سخت باشه، ولی من تو دنیای واقعی موهای صورتی و گونه گل انداخته ندارمD:

    دروغ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!! :)))))))))))

    اوممم نمیدونم توی نت زدم نوشته بود آدرس دانشگاه علو پزشکی از خیابون انقلابه و...

     

    سوال دومت نفهمیدم منظورتو😅

     

     

    بیا باهم بدزدیم ولی نصف ماه تو شهر شما نصف ماه تو شهر ما قبول؟

    پاسخ:
    خب بستگی داره از کدوم سمت بری دیگه :))

    قبول :)
    بیا بزنیم تو کارش
  • هلن پراسپرو
  • اهه D:"

     

    اوه... شونن در لغت(!) به معنی پسر جوانه. اسم یه ژانر انیمه است که معمولا موضوعش گروهی از نوجوانانه که برای رسیدن به یه هدفی تلاش می کنن... و برای پسرا ساخته میشه، ولی خب... دخترا به همون اندازه نگاهش می کنن. حتی شاید بیشتر. مثلا ناروتو، آکادمی قهرمانی من، آبشار سرنوشت، قهرمانان تنیس... اینا همه شونن. بعد ازیناست که همه توش میخوان بیشتر تلاش کنن و به قله برسن و اینا :)

    پاسخ:
    اوکی گرفتم
    تشکر :)
  • عی‍ن‍‍ک ...
  • من هم عینک هستم یک دانشجو :/

     

    می‌گم جزوه‌هاتونو به من قرض می‌دین؟ آخه شنیدم خیلی تمیز جزوه می‌نویسین :دی :))))))

    پاسخ:
    إ شما هم اون فرم رو پر کردین؟ :))

    کی بهتون خبر داده؟ :))
    من یا خیلی تمیز می‌نویسم یا اصلا نمی‌نویسم. و خب چون اندکی گشادیسم دارم غالبا نمی‌نویسم اصلا 😅 اگه نوشتم حتما 😅
  • عی‍ن‍‍ک ...
  • نه نه من اون فرمو پر نکردم. با خودم گفتم من که قراره تا آخر عمرم پشت کنکور بمونم (:دی) پس بهتره حداقل این یه بارو گفته‌باشم «من دانشجو هستم» که لااقل آرزو به دل از دنیا نرم :/

    مثلا فک کنین یه پیرمرد نود ساله‌ شده‌باشم که یه روز صبح سکته رو بزنم و بمیرم و بعد بالای سنگ قبرم بنویسن "جوان ناکام" یا "پشت‌کنکوری ناکام" :/ زشت نیست؟ :( :|

     

    جدی تمیز جزوه می‌نویسین؟ :))))

    قول می‌دم اگه تقدیر بهمون رو کرد و چن ماه بعد دانشگاه قبول شدیم و شانس بهمون رو کرد و مثلا افتادیم یه دانشگاه، هر روز ازتون جزوه بگیرم پس :)))))))

    پاسخ:
    :/
    بیشتر شبیه فیلم بازی کردنه این حرفاتون و جوابی ندارم که بهش بدم :/


    البته به تعریفتون از تمیز هم بستگی داره :))
    آقا من یه نقشه دارم
    از دوران دانشجویی خاله‌ام یاد گرفتم که هر جلسه یکی صدای استاد رو ضبط کنه و بره تو خونه قشنگ با حوصله و تمیز جزوه‌ی اون روز رو بنویسه و کپی کنه برای همه :) این طوری به کسی فشار هم نمیاد جزوه‌ها هم یه دست میشه :)
    برنامه دارم دانشگاه که رفتم حتما این طرح رو پیاده کنم. 

    ولی من امید دارم که یه روزی می آیی همینجا و بهمون می گی که دانشجوی علوم پزشکی شدی. TT

    پاسخ:
    نوبادی جان الان علوم پزشکی رشته‌های بدون کنکور هم داره پس بخوای نخوای اگه نرم تربیت معلم این رو بهتون خواهم گفت :)))



    میگم نوبادی
    تو جدی جدی دهمی هنوز؟ :/ خیلی عقب نموندی؟ الان مثلا نرگس نصف توئه ولی دوازدهمو تموم کرده :/

    تاتاکاعه! تاتاکاعه! تاتاکاعــــــــــه!

    پاسخ:
    هانجی: سه بار گفتی تاتاکائه یعنی سه بار مبارزه کن؟ :))))))
    جدی دو بار می‌گفتین که هم آرایه‌ی تضمینش درست در می‌اومد هم معنای دومین کنکورمون هست و اینها رو هم می‌داد 

    سفی‌تر از من پیدا نمی‌شه :)

    فعلا که بفرمایید شینزو سیسایگو :)

    کِی بشه پستی که در رابطه با تجربیاتتون هست رو بخونیم؟ :)

    شدیدا مشتاقم :))))

    پاسخ:
    واقعا کی؟ هی...

    مچکرم :)

    @سین دال و عینک:

     من سال کنکورم با یکی از بلاگرایی که وبلاگ هم رو میخوندیم یک دانشگاه و یک دانشکده قبول شدیم(دانشکده یکیه ولی رشته هامون فرق داره) و شاید براتون باورش سخت باشه ولی ما هیچوقت هیچ ارتباطی نداشتیم تو دنیای واقعی و در آخر هم من بعد از فارغ التحصیلی هویت واقعیمو براش فاش کردم.

    پاسخ:
    چه جذاب :)))
    یکی از فانتزی‌هام اینه با نرگس هم‌کلاسی بشیم :) و هم‌خوابگاهی :) چه شود!

    درک میکنم
    آدم‌ها بیرون و داخل مجازی متفاوتن...
    نوع ارتباطات هم همینطور

    :)) احتمالا آتیش نسوزونده باقی نخواهید گذاشت.

    ایشالا هرچی صلاحتونه به بهترین نحو پیش بیاد

    یکی دیگه هم بود که البته هم رشته ای بوث که تو قرنطینه پیدا کردم.اونو قبلا باهم کلاس داشتیم. ترم اخرمونم باز یدونه کلاس مشترک داشتیم،اونو دیگه روابط همکلاسی گونه پیدا کردیم :))

    پاسخ:
    احتمالا :))
    مچکرم :) همچنین :)
    شما چه خوش‌شانس بودید همش با بلاگرا افتادین :)))
  • منور الذهن
  • سلام بر شما دانشجوی متاهل گرامی!

    شما از مرحله هم دانشگاهی شدن با بلاگرهای بیان عبور کردید و به مرحله فامیل شدن رسیدید :))

    به نظرم در این مرحله به این فکر کنید که چطور میشه وام ازدواج دانشجویی گرفت:)

     

    پاسخ:
    :/
  • چوی زینب دمدمی
  • سلام سین دال^^

    خوبی؟

    از اونجایی که من ته فصل سوم اتک هستم،گفتم بیام یکم باهات صحبت کنم درباره ش😂

    شخصیت پردازی ها از همین فصل سه درست شد.

    حدس می زنی شخصیت موردعلاقه ی من کیه؟😅

    وشخصیت موردعلاقه ی خودتو بگو=)))

    پاسخ:
    سلام زینب جان :))
    الحمد الله
    تو چطوری؟

    وااااای بیا حرف بزنیم :)
    آز اونجا تازه شروع میشه به خوب شدن...
    تو اتو ولی واقعا شخصیت مورد علاقه‌ای اون‌جوری ندارم :/ باز فصل۴ خوب بوده اما نقطه‌ای قوت اتو خب شخصیت پردازی پیچیده نیست...

    ام... هیستوریا؟ :دی
  • چوی زینب دمدمی
  • موافقم باهات.منم شخصیت موردعلاقه ی اون جوری ندارم.ولی خب بالاخره یکی پیدا کردم که بتونم بهش بگم موردعلاقه!

    نه چرا هیستوریا😅

    هانجیD:

    میدونم به فکرتم نمیرسید!😶😂

    لیوای وآرمین وجان رو هم دوست دارم.

    شخصیت هایی که بنظرم شخصیت پردازی های خوبی دارن:هانجی،لیوای،هیستوریا

    شخصیت هایی ک کمتر از همه شخصیت پردازی خوبی دارن:/ :میکاسا،آرمین،ساشا(البته تا اینجا که من دیدم!به هیچ کدوم بطور خاصی نپرداخته!)

    پاسخ:
    هانجی رو کلا یادم نبود وگرنه معلومه که جز دوست‌داشتنی‌ترین هاست :)))
    ببین اتک چون شخصیتاش زیاده و تمرکزش هم رو شخصیت‌ها نیست نوبتی اهمیت یکی‌اشون بالا میره و هیچ کدوم از یه حدی بالاتر نمیرن
    جان نیمه‌ی اول فصل یک عالی بود بعد ولی همش همون فورمول تکرار شد
    هانجی رشدی نداشت
    هیستوریا رو فصل۴ کلا یادشون رفته بود انگار
    ولی فصل۴ در کل شخصیتاش بهتره

    یادته گفتم میکاسا فصل۴ بهتر میشه؟ حرفم رو پس می‌گیرم :/
    تا آخر آخر همونه که بود
    ضعیف‌ترین شخصیت‌پردازی!

    عهههه جدی؟ نمی دونستم :_) خب پس خداروشکر که در صورت اینو می گی بهمون. خوشحال گشتم.

     

    وای XD آره دهمم. نرگس نصف منه؟ از چه لحاظ؟ :دی

    پاسخ:
    😁😁😁

    نمی‌دونم از چه لحاظ. ولی حسم میگه تو باید خیلی بزرگتر از نرگس باشی😅

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.