با هم ادامه بدیم؟
دل بردی و رفتی و نکردی نگهی پشت سرت را...
- ۰۰/۰۲/۲۶
دل بردی و رفتی و نکردی نگهی پشت سرت را...
در خواب ببینم که بگردانده به سویم نظرت را
کشتی و شکستی و به تاریخ نبشتی خطرت را
شما هم مشارکت کنید من تنهایی چرت و پرت نگم دیگه :/
بردار زسرت آن کله خوداهنی را تا ببینم ان کله کچلت را :دی
زیبا بود :))
خصوصا نظر اقای رحمانی :d
«دل بردی و رفتی و نکردی نگهی پشت سرت را»
باز آ و به من ده، تنهایی من را
دل بردی و رفتی و نکردی نگهی پشت سرت را
کوری و ندیدی که زدم آن پسر کلهخرت را :|
یه فرصت دیگه به من بدین لطفاً :|
دل مارا بی قرار کردی و ندیدی چشمان اشک آلود مارا
سلام.سلام.سلام... .:).
خداییش،قشنگ بود،نه!؟😅🌻
«در خواب ببینم که بگردانده به سویم نظرت را»
روزها میرانی و شبها میخوانی مرا!
کلاً بیخیال قافیه شدم. 😂
امیدوارم درکم کنید:
دل بردی و رفتی؟ به جهنم که رفتی...
@تاکی
سلاااام،از اینطرفا؟D:
دل بردی و رفتی و نکردی نگهی پشت سرت را
من ماندم و چشمی که ندیدهست دگر جز نظرت را
ولی خودم اولیای که فرستادمو بیشتر میپسندم :دی.
دل بردی و رفتی و نکردی نگهی پشت سرت را
به جهنم! میفرستم به درک من خبرت را
همینقدر لطیف و عاشقانه.
😐
آقا از من وزن نخواه دیگه :(( نزدیکترین تجربهم به وزن شعر سال نهم تو مدرسه بوده که تو روانخوانی کتاب میخوندیم ت تن تن ت تن تن ت تن و فلان :(
دل بردی و رفتی و نکردی نگهی پشت سرت را
شاید که گرفتی زِ رُخم چشمِ تَرت را
دیریست همی گردم و جویم اثرت را
هیچی !
چقدر ماشاءالله شاغر داریم :/
حس هیشی ندارم. مخصوصا شعر گفتن 😐
فکر کنم اون مصراع دون باید " دانسته بدی " باشه...
آخر چه کنم بوسه زنم آن کله کچل را؟
نداره که بریزه کچله :دی
بهبه سلام به دوستان شاعر ^__^
دل بردی و رفتی و نکردی نگهی پشت سرت را
دانی که دلم تاب ندارد که ببیند سفرت را...؟
پشت همهی خاطرههایت چه خیابان درازی است
رفتی و قطار دل من هیچ ندیده گذرت را...
دل از تب این عاشق جانسوز بریدن به چه علت؟
شاید که شبی یاد تو اینجا بنشاند اثرت را...
عابر آن کوچهی بیمهر و وفای دل تو کیست؟
من از که جویا بشوم در این شب هجران خبرت را...؟
میپرسمت ای دوست تو دانی که دلم تنگ شدهاست؟
جز بغض و سکوتی ته این شعر ندیدم نظرت را... :((
@آرام
سلام سلام :) بلند نشید به خودتون زحمت ندید
(مثلا یه مجلسیه که همه نشستن بعد من اومدم میخوان به احترامم بلندشن :/ )
هی هرازچندگاهی سر میزنم ببینم چه خبره. ولی خب، خوشبختانه داره روز به روز بیشتر به کویر شدن نزدیک میشه 😅
@تاکی
سلااااامممممممممممم..تو که قرار بود برگردییی:/
چه کردی با اون وب پر افتخار و اون نوشته هاش :/
ای خداا =/
+منو که یادتونه دیگه؟*_*
دل بردی و رفتی و نکردی نگهی پشت سرت را
به سَرای عیش فروختی،دنیای غمت را
من هیچ، دلم، درد و غمم هیچ
کیست آرام کند زین پس، طوفان دلت را؟
(خدایا چه بی وزن شد+_+)
دل تو دیگر ندار مهر مارا
چشمانم بخاطر اشک،ازدست میده سویش را
میدهد،درسته
نفرین به تو ای عشق به خاکم بنشاندی
خشک است دو چشمم به در و باز نیایی به سراغم...
منظور اینکه واجب نیست حتما با اولیها همقافیه باشه :/
@آیسان
سلام سلام :)
بله به زودی برخواهم گشت :) برگشتنی سوزاننده 😂😂
عاااامممم... همیشه گوشه قلبم، به یاد بلاگستانم؟ نمیدونم 😂
ولی قطعا اینجا باحالترین و سمیترین جایی بود که بودم. حتما به زودی برمیگردم.
وب پرافتخار!؟ نوشتهها؟ اصلا نومودونم از چی صحبت میکنید 😑😅
آقا کمک کنید جدی چشمهی شعرم خشکیده :/
همش نیم مصرع میاد به ذهنم
مثلا: آشوب پر آرامش قلبم تو...
اگه بگیم "بفروختهای عشق، به دینار و به زر، دردِسرت را"
معنیش اشتباه درک میشه؟
"آن کیست که آرام کند هر شب طوفان دلت را؟"
نمیتونم از " طوفان دل" دل بکنم *__*
آشوب پر آرامش قلبم تو صدایی، صدایی
آهسته و پیوسته دلم را بربایی، بربایی
پژواکِ تهی، کمانه می کند در این غار
موسیقی خاموشی من را تو ندایی، ندایی
هر سحر؟ هر صبح؟ هر روز؟ هر نفس؟ هر دم؟
هر دم بد نیست...
وای تو صدایی ز سمایی خیلی خفنه*__*
مصرع سوم لازم نیست هم قافیه باشه... دوبیتیه دیگه 🤔
نهه خیلی خوبن!! منم وقتی شعر یکیو میشنوم دوست دارم برم درستش کنم 😅
کامنت دوم:
ووه آره! فقط... طوفان دلت را بیاد آخر 🤔
(چقدر جدی ویرایش میکنیم... انگار فردا میخواد بره زیر چاپ:دی)
خوب این یعنی خوب یابد؟
خدااااای من!! چه جالب ....واقعا بعضی هاشون خیلی قشنگن....
من همین پشت صحنه میشینم تماشاتون می کنم.
جدی جدی خیلی خوبه. و واقعا شما و چند نفر دیگه تون می تونید شاعرای فوق العاده ای بشین :)
وااایی کامنتای نرگس😅🤣 :")))
از همکاری هلن و سین دال و عینک فکر کنم خیلی شعرای قشنگی نوشته بشن.
اول اینکه بگم شعرو شما شروع کردین و من بایستی ادامش میدادم و از اون جایی که میبایست بر همون وزن و قافیه و اینا باشه، دست و بال من یکم بسته بود؛ بعد هم شما تو همون مصرع اول وزنی رو انتخاب کردین که اصلا وزن درستی نیست :/ یعنی چن تا هجا اضافه داره :| و هیچ کاریش نمیشد کرد!
وزن به این شکل بود: __U__ _U__ _U__ _U_ __ که این دو تا هجای آخر اضافیان :/
چن بار بیت دوم رو خوندم ولی من کمبودی حس نکردم که :/ اگه کلمهای اضافه کنیم وزن بههم میخوره آخه! یه بار دیگه بیت رو بخونین...
پشت همهی خاطرههایت چه خیابان درازی است
رفتی و قطار دل من هیچ ندیده گذرت را...
بیت چهارم هم فک کنم یهکم مصرع اول و دومش به هم بیربطن :/ ولی خب مصرع اول داره میگه عابر کوچهی دلت کیه؟ ینی چه کسی تو زندگیته؟ و مصرع دوم هم که داره میگه تو زمان نبودنت خبرت رو از کی بگیرم؟
ولی خب در کل قرار نیست که یه شعر بی عیبونقص و ایراد بنویسیم که! همین که بتونیم چن تا بیت کنار هم قرار بدیم و یه شعر بنویسیم حتی شده به عنوان یه تمرین خودش کلی ارزش داره... :)))
خب برو نگاه کن ببین چی نوشتی XDD
واوووو
هلن و جناب عینک ... اقا ادامه بدین ما نشستیم : دی خوشگلن مصراع ها
اقای تاکی فقط این جا حضورشون حس میشه /: چرااا ؟؟؟
نیست امکان وصال در بیداری
چشم بر هم نه و بشتاب به سویم یارا
در خواب من آن یارِ خوشاخلاق تویی؟
روزها میرانی و شبها... میخوانی مرا!
«نفرین به تو ای عشق به خاکم بنشاندی»
همان دم که به تو دل باختم، باختم این بازی را
«خشک است دو چشمم به در و باز نیایی به سراغم»
من کوویدم، تو نیایی، خود بیایم به سراغت یارا :)
دیگه عفو کنید من رو به خاطر این پرتوپلاها :/
به «عینک»:
سلام به روی ماهت. شاعر شما هستی، و دیگر عزیزان حاضر. :)))
به «تاکی»:
سلام آقااا. آرشیو وبلاگت رو دارم. ؛-)
حقیقتا الان تو فاز فیلمم نمیتونم شعر بگم فقط میخوام بشینم سه قسمت آخر رو ببینم تموم بشه بره
سلام:)
چه کار قشنگ و جالبی...منتظرم ببینم نتیجش چی میشه!
سلام
اگه شمارو ناراحت کردم عذر میخوام.
آییی باریکلا*_*
کره ایه روباه نه دم
قسمت آخرشم باشه تمومش کردم میخوام بنویسم دربارش
«بعدا شاید برگشتم و نوشتم»
من که امید چندانی به این حرفتون ندارم چون میدونم نیم ساعت دیگه همه چیز رو فراموش میکنین! :دی
نه اسپویل نیست بعدشم اسپویل هست یکم ولی توکه سریال کره ای نمیبینی :ا
نه فقط آقای آبی با خوندن پستم یاد انیمه ناروتو افتادن وگرنه این سریال کره ایه. راحت بخونش :)
یادت بود گفتی تو روی شخصیت منفی ها کراش میزنی که آخرش خوب میشن؟
منم همین بلا سرم اومد هق هق
البته کلا فیلم رو از اول چون کیم بوم بازی میکرد توش شروع کردم به دیدن و در طی فیلم فقط نگران اون بودم XD
خواستی ببینی بیا پیش خودم برات پیشنهاد میدم چی ببینی :)
فقط یچیزی الی! اون انیمه هاکه قیافه هاشون ناجور تره تا این کره ایا! کره ای ها خیلی قشنگن :) مخصوصا کیم بومشون :دی
آخ آره هی میخوام بپرسم داری دنبال میکنی هاشم و سهراب رو یا نه D:
اره تازه هنوز اولشه بره جلوتر که ...
نمیگم دیگه ^-^
الیD:
میدونی اولین مصرعی که اینجا به ذهنم رسید چی بود؟=))
این بود:
دل بردی و رفتی و نکردی نگهی پشت سرت را...
الی جان در نبودت میخورم من جگرت را...
بعد دیدم احتمال اینکه با دمپایی دنبالم بیافتی هست نگفتمش=))
بعد که از سایت دراومدم این به ذهنم رسید:
آاه که هجران عاقبت میشکند بال و پرت را...
طبع شعریم که پخته نیست ولی خبD:
نکته خوبیه ولی برای اونجاش هم یه فکری میکنم=))
مرسی ان شاء الله دفتر شعرهاتو ببینم*_*
ان شاء الله^_^
میدونستی ارزش و حق ترجمه و تالیف یکسانه؟ یعنی مثلا من اگر ده تا کتاب ترجمه کنم، چون مفهوم رو بازسازی کردم انگار ده تا کتاب خودم نوشتم و چاپ کردم:)
خودم تا قبل از اینکه وارد بازار نشر بشم خبر نداشتم.
^_____^
دانسته بودی تاب ندارم که ببینم سفرت را