پاسخ:
چی بگم والا :/
هرکسی سلیقه ای داره :/
ادامه ی این متن دارای مقادیر زیادی اسپویل
ببینید این که شخصیت مورد علاقه امون گند بزنه یه حرفه، اینکه شخصیت ها به طرز احمقانه و غیرمنطقی گند بزنن یه حرف دیگه!
لایت چرا بعد از مرگ ال مهربون شد؟ چرا احتیاطش رو کنار گذاشت؟ چرا خواهرش رو نکشت؟ دلش نیومد؟ این با لایتی که ما میشناسیم هیچ سنخیتی نداره! چرا دستی دستی دفترچه ی مرگ رو داد دست میلو؟ چرا اینقدر نگران جون باباش بود؟ چرا این مدت اصلا یه دار و دسته برای خودش تشکیل نداد؟ مگه کم طرفدار داشت؟ نمیتونست ارتشی چیزی بسازه؟ صبر کرد تا اون لحظات پایانی چ بعد تازه یه دستیار پیدا کرد واسه خودش؟ حالا اصلا گذشته به جهنم. می دونست گروهش بهش شک دارن. ولی هیچ احتیاطی خرج نکرد! مسخره اش رو در آورده بود!
مگه جز همون گروه چند نفره ی خودشون بقیه از دفترچه ی مرگ بی اطلاع نبودن؟ نمیشدن همه اشون رو بکشه؟ یا نکنه دلش نمیومد؟ بعد مرگ خودش رو هم صحنه سازی می کرد و با یه هویت جدید با فراغ بال کارش رو شروع میکرد. میسا هم که تحت هر شرایطی باهاش میومد!
ال چرا احمق شده بود اواخر عمرش؟ چرا هیچ اقدامی علیه لایت نکرد؟ مگه نگفت برنامه هایی داره که تنهایی ادامه میده؟ چی شد پس؟ ال به اون همه نبوغ به سادگی دروغ یه شینیگامی رو باور کرد!
شما گفتید خوب و بد به چالش کشیده شده اینجا.
واقعا؟؟؟
کارگردان اصلا اهمیتی داده که عدالت چیه؟؟؟؟؟
هلن گفت کاش جواب داده نمیشد... اما من میگم کاش سوال پرسیده میشد!
دفترچه ی مرگ هیچوقت این سوال تو ذهن مخاطب ایجاد نکرد که کدوم طرف بر حقه! من بیشتر از کارگردان حرص و جوش این مطلب رو میخوردم! فقط چندتا دیالوگ از طرف ماتسوهی که یه شخصیت احمق به تصویر کشیده شده. یه جا لایت گفت مطمئن باش جانگیر هم گاهی حس میکنه کارهاش اشتباه... ولی در حد همین یه دیالوگ باقی موند. لایت هیچ نشونه ای نداد که به ما ثابت کنه داره راست میگه. هیچوقت تردید نکرد. بجز موقع تبادل خواهرش با گروگانگیرها که اون موقع اتفاقا مسخره بود تردیدش!
هیچ کدوم از طرفین نیومدن توضیح بدن خودشون رو! باورهاشون رو، طرز فکرشون رو. صرفا روششون رو گفتن! صرفا یه بازی کاراگاهی بود. بازی کاراگاهی جذابی بود ولی فقط تا یه جایی کشش داشت. دیگه تکراری شد بعدش.
تازه مگه ال خودش حاضر نبود برای هدفش اون سهام دار ها رو قربانی کنه و دست به هر کاری بزنه. پس دقیقا چرا با جانگیر مخالف بود؟ چرا گذشته ی ال نشون داده نشد؟ مثلا خواستن خفن باقی بمونه؟ ال از یه جایی به بعد صرفا یه دلقک بود که شیرینی میخورد همه اش! چرا مرد اصلا؟ تا با دوتا کپی از خودش جایگزین بشه؟ نیر هیچ کاریزمایی داشت اصلا؟ یه جا نیر گفت روش کار من و ال اینطوری نیست... یعنی چی نیست؟چطور نیست؟ چرا؟ کارگردان از همون اول تصمیم خودش رو گرفته بود که کدوم طرف حقه بعد نیازی به اثباتش هم نمیدید.
یه صحنه بود یه کیف قاپ به پلیس التماس میکرد اسمش رو ننویسه. چون میدونست اینطوری می میره. این صحنه فوق العاده بود! چی میشد بیشتر بهش بپردازن؟ اخبار فقط گفت جرم و جنایت کاهش یافته. واقعا کاهش یافته بود؟ یعنی همه چیز تو دنیا به خوبی و خوشی پیش میرفت؟ چرا به جای نیر جانشین ال رو از خانواده ی یکی از قربانی های جانگیر انتخاب نکردن که دلیل شخصی داشته باشه؟ که به داستان روح بدمه؟ چرا جوری نشون داده شد که انگار همه ی مردم دنیا عاشق جانگیرن و هیچ ایرادی تو کارش نیست. اونهایی که تلاش میکردن جانگیر رو بگیرن دلیل کارشون رو هیچوقت توضیح ندادن چرا؟ من و شما میدونیم که آره این کار لایت اشتباهه! اما کارگردان مدرکی برای اشتباه بودنش رو کرد؟ نظری مخالف با لایت ایا وجود داشت؟ نظر منظورمه، نه شخص.
اونجایی که لایت حافظه اش رو از دست داده بود و مدام با خودش فکر میکرد ایا ممکنه جانگیر باشه یا نه... اونجا دوباره من امیدوار شدم. گفتم بالاخره درگیری درونی و عذاب وجدان رو خواهیم دید. اما زهی خیال باطل بازهم! یادتونه لایت به ال گفت من نمیتونم به میسا دروغکی ابراز علاقه کنم و بازی کردن با احساسات یه دختر تو مرام من نیست؟ اون مرام چی شد پس؟ یعنی لایت صد در صد تحت کنترل شینیگامی اش بود و هیچ اختیاری نداشت؟ یعنی شخصیت واقعیش تو سایه ی دفترچه ی مرگ بود؟ پس اگه اینطور باشه که لایت یه بی گناه و یه قربانیه فقط! یعنی...
پایان اسپویل
هوف!
ببخشید سرتون رو درد اوردم😅
خیلی دلم میخواست با توکیو غول مقایسه کنمش ولی دیگه بیخیال...
پس شماهم بر میگردید ببینید کسی به رفتنتون واکنشی نشچن داده یا نه😁😁😁
یک هیچ به نفع من 😁😁😁
هلن قبلا یه پست گذاشته بود... گفته بود سر شدیم به اینجور رفتن ها و برگشتن ها... دیگه واکنشی نشون نمیدیم...
وگرنه ذکر خیرتون بوده همیشه :)
من که چشمم اب نمیخوره وبلاگ بعدی و بعدتری اتون هم قراره حذف شه. از حالا میدونم😅😅😅
ولی بازهم هر وقت بیایید خوشحالمون می کنید :)
ایشالا... :)
در حواب سوال آخر، تلوبیون و دیگر هیچ!