3
۱- طرف اومده عید دیدنی. حالا بماند که فامیل خییییییلیییییی دوریه و والا ما راضی نیستیم به زحمتش که تو این اوضاع قرنطینه اییییییین همه راه رو قدم رنجه کنه! حالا اومده، نشسته درست بغلمون، ماسکش رو در آورده گذاشته جیبش، گفته، خندیده، نفسش رو منتقل کرده، به تمام سطوح دست زده. بعد موقع رفتن به برادرش میگه :« داداش پس بچه های من با ماشین شما بیان. چون من چند روزه گلوم درد میکنه... یکم علایم کرونا دارم... فاصله ام رو باهاشون رعایت میکنم، یه وقت به بچه هام سرایت نکنه خدایی نکرده... » حداقل جلوی روی ما حرفش رو نمی زدی لعنتی! :/
حالا ما تمام مدت ماسک داشتیم ها، ولی بازهم!
۲- بعد از ظهر یه مهمون خیییییییلیییییی دور دیگه اومد. تنها بود. زن و بچه هاش نیومده بودن. گفت یه تک پا میام بعد چند سال ببینمتون و برم. ما اولش مونده بودیم اصلا چای باید دم کنیم یا نه. اومد. چای خورد. میوه خورد. شیرینی خورد. چای دوم رو خورد. چای سوم رو خورد. کم کم داشت شب می شد. مامانم برگشت گفت:« گوشت چرخ کرده داریم با مرغ. چی درست کنم براتون؟» یه لحظه مکث کرد و گفت :« کتلت. هوس کتلت کردم.» هیچی دیگه جاتون خالی شام دور هم کتلت خوردیم. 😁
۳- سال جدید چند وقته شروع شده؟ من تا الان تو این سال شیش هفت تا سوتی وحشتناک دادم. یعنی ناجورها! اولش از شدت حماقت خودم گریه ام گرفت. ولی بعدا که فکر می کنم می بینم بامزه است. خاطره میشه همه اش.😁
۴- خیلی ضایع است که به یکی اعلام کنی میخوای فلان کار رو براش انجام بدی بعد موفق نشی و نتونی! خیلی! از همین تریبون اعلام می کنم نرگس مرا ببخش T-T باور کن من تمام تلاشم رو کردم. :(
چطوره تو هم اون کاری که ازت خواستم برام انجام بدی رو انجام ندی تا با هم مساوی بشیم؟ هوم؟ البته سپردم دوستان جور منو بکشن و اون کار رو از طرف من انجام بدن ولی بازهم!
۵- اولین روز بولت ژورنال رو گذروندم. هیچ حس خاصی ندارم. من تا حالا هفتاد و هشت جور روش برنامه ریزی رو امتحان کردم و هیچ کدوم رو بیشتر از سه روز ادامه ندادم. واسه همین سه روز اول بولت ژورنال طبیعیه که حس خاصی نداشته باشم. امیدوارم در اینده بهتر شه.
۶- شخص الف جلوی روم بغض کرد. گریه کرد. تو خودش جمع شد و زیرلب جملاتی گفت با این مضمون که هیچکس من رو دوست نداره. مامانش هم بالا سرش دست به کمر وایستاد و گفت «خودت با رفتارهات باعث شدی که دیگه دوستت نداشته باشیم. کس دیگه ای رو مقصر ندون!» به خودم قول دادم هیچوقت هیچوقت هیچوقت همچین حرفی رو به غزل نزنم. حتی وقتی که بزرگ شده باشه و دلش اندازه ی دل این بچه شکستنی و نازک نباشه.
- ۰۰/۰۱/۰۲
مگه همه از نسل ادم و حوا نیستیم!؟ پس ماهم فامیلتون حساب میشیم اونم خیلی دووور!
پس کتلتاتون امشب هم اماده کنید مزاحم شیم!:)))