عیدی من به شما
می گشاید چشم خود را سال نو
پا گذارد نم نمک روی زمین
خنده آرد بر لب هر رهگذر
مثل طفلی شوخ و شیرین، دل نشین
سال نو هیچش خبر نیست از بدی
از مریضی، از گرانی، از حسد
سال نو، نو کودکی است بی گناه
مانده تا مانند انسان ها شود
بخل ورزد، کینه توزد، بشکند
قلب های عاشقان را بی امان
مانده تا او عاشقی یادش رود
رسم نامردی دهد یادش زمان
سال نو سوغاتی اش عید و بهار
پاگشایش را خودش بر ما دهد
کوله بارش یاس و نیلوفر بود
غنچه، امید، عشق، باران آورد
مادر این سال جز ما نیست کس
ما که سی صد روز آن را زنده ایم
طفل را تقلید مادر عادت است
سال بد یا خوب، ما یادش داده ایم
پ ن: این شعر تازه ی تازه، از تنور در اومده، همین الان سروده شده، تقدیم به تمام بیانی های عزیز ^_^
پ ن۲: سال نو مبارک 💖💖💖💖
- ۹۹/۱۲/۲۹
وای خدای من!
چقدر زیبا و دلنشین بود!
باورم نمیشه کار خودت باشه شاطر@_@ گولم نزن!@.@