غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

حوصله اش رو دارید؟ + پی نوشت

يكشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ۱۱:۵۵ ب.ظ

اگه جوابتون به سوال عنوان مثبته پس بیایید یه مسئله ی خیلی ساده رو از جهات مختلف بررسی کنیم.

 

زهره یه سری علائم کرونا رو تو خودش حس کرده. تست داده. بعد از یه مدت جواب تست میرسه. منفیه. زهره با شنیدن این خبر ناراحت میشه.به نظرتون علت ناراحتی اش چی میتونه باشه؟

 

 

 

پ ن: نظرات بدون نیاز به تایید نمایش داده خواهند شد. لطفا سعی کنید فقط به یه دیدگاه بسنده نکنید.

 

پ ن۲: راستش دوست دارم همه تو این بازی شرکت کنن. مهم نیست اگه نظرتون تکراریه یا قبلا بهش اشاره شده. خوشحال میشم برام بنویسیدش. البته اگه هنوزهم حوصله اش رو دارید 

  • میخک

نظرات  (۶۳)

شاید چون میخواسته دو ماه مصونیت داشته باشه نسبت به کرونا؟

پاسخ:
قرار نیست من جوابی بدم
فقط میخوایم جنبه های مختلفش رو ببینیم


ممنونم از اینکه شرکت کردین :)

چون دوست داشته کرونا بگیره؟ :/ یا یه جور دیگه بگیم. دوست داشته تجربه ش کنه؟

پاسخ:
نظر جالبیه :)


تو هم مرسی که شرکت کردی :)

معمولا آدم ها وقتی برای یه مسئله دلیل پیدا میکنن ، خوشحال میشن!

شاید از این ناراحت شده که نمیدونه دلیل بیماریش چیه !

پاسخ:
دیدگاهت رو دوست داشتم :)



راستی تو هم مرسی :)

۱- شاید علائمش خیلی شدید نبوده و یه جورایی خیالش راحت شده‌بوه و ترسش از کرونا ریخته‌بوده. حالا که دیده تست منفیه، دوباره ترسش برگشته که «اگه کرونا بگیرم ممکنه خیلی شدیدش رو بگیرم».

۲- شاید هم تو مدتی که علائم داشته خیلی رعایت کرده و مثلا به خاطر احتیاط به یه سری کار مهم نرسیده و زندگیش رو متوقف کرده و حالا ناراحته.

۳- شاید هم دوست داشته به یه نفر کرونا منتقل کنه، و تو اون مدت همه‌ی تلاشش رو کرده، حالا فهمیده اصلا کرونایی نداشته که منتقل کنه! (ورژن خبیثانه)

۴- شاید از این که کرونا داشته با توجه به علائم مطمئن بوده و حالا که تست منفی شده یه جورایی از علم بشر و اینا ناامید شده که «ای بابا! پس به چی دیگه میشه اعتماد کرد؟!» (ورژن فلسفی)

۵- شاید دوست داشته تستش مثبت بشه تا مثلا از محل کارش مرخصی بگیره، ولی حالا به خاطر چند روزی که نرفته هم باید جواب بده!(ورژن تنبلانه!)

پاسخ:
ورژن خبیثانه اش رو خیلی دوست داشتم :))


مچکرم از اینکه نظرتون رو با ما به اشتراک گذاشتین... (زیادی رسمی طور نشد؟:/ ) :دی

شاید هم از این ناراحت بوده که حدسش اشتباه بوده!

پاسخ:
شاید!

و خیلی شاید های دیگه! 

:)

ولی چه سوال جالبیه ها :)) ذهنم هنوز درگیره.

شاید هم مثلا می دونسته اگه کرونا بگیره آدم های اطرافش نگرانش می شن و حالشو می پرسن، و بخاطر این ناامید شده که دیگه خبری از توجه اطرافیانش نیست؟

پاسخ:
در نظر دارم از اینجور سوال ها هرچند وقت یه بار بذارم :)

گاهی یه جواب هایی میگیری که اصلا به ذهنت هم نمیرسیدن! 
به نظرم لازمه که دنیا رو فقط به یه شکل نبینیم...

:)

۱. ناراحت بابت از دست دادن پول به خاطر آزمایش:|

۲. ناراحت بابت استراحتی که ازین قضیه میتونست گیرش بیاد.

پاسخ:
مورد یک هم دلیلیه ها واسه خودش :)))


ممنونم ازت گربه جان:)

۱. می‌خواسته پز کرونا گرفتن رو بده(!) =//

۲. از اینکه تشخیصش درست نبوده ناراحت شده.

۳. می‌خواسته از زیر بار درس و امتحان در بره(به فرض اینکه دانش آموزه)

۴. می‌خواسته از زیر بار کارش در بره(به فرض اینکه کارمندی چیزیه)

۵. می‌خواسته از اعضای خانواده هم دور باشه(اونقدر خونه بوده که اونارم نمی‌خواسته ببینه مثلا =//)

۶. می‌خواسته بقیه خیلی بهش محل بزارن =//

۷. مرض داشته!

پاسخ:
عالی :))


مرسی از جواب هات سمر عزیز :)

سلام سلام=)

شاید میخواسته مرخصی بگیره یا کلاس آنلاین یه مدت نره😬😁

شاید دلش میخواسته کرونا رو تجربه کنه 

اگر هزینه تست کرونا رایگان نبوده باشه به خاطر هزینش🤔

 

پاسخ:
علیک سلام :)
ببخشین این کامنت رو جا انداخته بودم 

به گزینه های خوبی اشاره کردین :)

راستی! به انتشارات دل خوش اومدین :)

  • تاکی تاچیبانا
  • نمیدونم ایشون کیه و از اونجایی که خانم هم هست نمیتونم راجع بهشون راحت صحبت کنم، ولی جسارتاً اینو بگم که، ایشون احتمالاً در حالت روحی روانی سالمی نبودن که ناراحت شدند. وگرنه آدم سالم باید خوشحال باشه که تستش منفیه...

    بازم معذرت میخوام اگر شخصیه که من نمیشناسم...

    پاسخ:
    پیشنهاد میکنم کامنت های دیگه رو هم بخونید
    تنها دلیل انتشار این پست این بود که بگم همیشه اونی نیست که ما فکر میکنیم
    خیلی وقت ها یه دلیل خوب و مثبت برای یه اتفاقی وجود داره ولی ما عادت کردیم به بدترین نحو ممکن برداشت کنیم :)
  • تاکی تاچیبانا
  • البته این حرف رو، بعد از یک سردرد یک روزه و تعدد عصبانیت گفتم. بازم ببخشید. چون تازه سرم درد گرفته بود، هرکی به سلامتی چپ نگاه کنه یه چیزی بهش می‌گم :/

    پاسخ:
    درک میکنم
    انشالله بهتر میشین
    (کاری جز دعا از دست من برمیاد؟)

    بعد اینکه خوب شدین لطفا یه بار دیگه بهش فکر کنید...

    زهره خانم آشنا و یا دوستی با شما هستن؟

    پاسخ:
    زهره خانم میتونن اصلا وجود خارحی نداشته باشن :/

    شاید میخواسته ازطریق کرونا عزیز بشه برای کسی و یا کرونا براش یه بهانه بوده. یا میخواسته ازطریق کرونا بمیره. :/

     

     

    پاسخ:
    :)

    من میخواستم اول یه چیزی بگم دیدم 

    چند مورد بهش اشاره کردن البته به شکل های مختلف.

    من اینطوری بهش نگاه کردم 

    با ردِ تشخیص کووید پزشک یک تشخیص 

    دیگه داده که بیماری سخت و لا علاجیه احتمالا و زهره ناراحت از اینکه کاش کووید گرفته بود اما این مرض رو نه! 

    پاسخ:
    اینم ممکنه!

    من دیگه فریبتون رو نمی‌خورم :/

     

    الان از اون وقتاست که اومدین و از ما یه سوال می‌پرسین و بعد ما کلی فسفر می‌سوزونیم و فکر می‌کنیم تا یه جوابی بهتون بدیم...

    بعد می‌بینیم فردا خودتون یه پست ۵۳ متری (!!) منتشر می‌کنین و به این سوال پاسخ می‌دین...شروع می‌کنین داستان می‌بافین که زهره که بود و چه کرد؟ چه شد‌ که مشکوک به کرونا شد و فلان و بهمان...و بعدش هم خودتون رو وارد داستان می‌کنین و به عنوان قهرمان داستان شناخته می‌شین و همه چیز رو ختم به خیر می‌کنین D:

    [اون پست "یه سوال نیم نمره‌ای" رو هنوز یادمه و پست بعدیش که فک کنم اسمش " پشت صحنه" بود(؟) رو...]

     

     

    +منتظر می‌مونم فردا یه پست ۵۳ (!!) متری‌ منتشر کنین :دی

    پاسخ:
    نخیر
    این بار هیچ توضیحی در کار نیست :)
    چون به نظرم نیازی به توضیح هم نیست!
    تک تک برداشت ها میتونه درست باشه و میتونه نباشه
    بیشتر هدفم  این بود که...
    بماند

    بهتون قول میدم پست بعدی در کار نخواهد بود :)
























    حالا که فکر میکنم قول نمیدم چون این کامنتتون ممکنه پست برانگیز باشه :///
  • °○ ‌‌‌‌‌‌‌‌نرگس
  • من خودم موقعی که تست کرونا دادم و منفی بود، از اینکه بالاخره نفهمیدم پس چه مرگم شده ناراحت شدم :/ عا بخاطر این هم که شب قبلش پسرعموم اومد خونه‌مون و من چون مشکوک بودم کلا تو اتاق بودم و درو بسته بودم ناراحت شدم. اگه می‌دونستم کرونا نیست می‌رفتم یه دل سیر باهاش بازی می‌کردم :(

    البته در کل خیلی خوشحال شدم که منفیه :| ولی خب این دوتا یکم برام بار منفی داشت. 



    + راستی توییت هم برات پیدا کردم چندتا؛ ولی نمی‌دونم کجا نوشتمشون :/ هر وقت پیداشون کردم می‌فرستم. 

    پاسخ:
    چون خودت تجربه کردی قشنگ تر تونستی بگی :)

    متوجه ام...




    پیدا کن لطفا! :/

    @ نرگس خانم

    بازم کامنتامون هم‌زمان شد که...

    آقا قبول نیست ... :/

    پاسخ:
    خوبه که :دی
  • °○ ‌‌‌‌‌‌‌‌نرگس
  • @عینک

    :)))

    این بار ولی محتواشون یکی نیست :)))

    پاسخ:
    مگه دفعه ی قبلی هم زمان و هم محتوا یکسان بوده؟؟؟ 
    عجبا!

    حالا من یه سوال بپرسم!

    چرا از خودش نمی‌پرسی ؟! •~•

    پاسخ:
    خب دارم از شما می پرسم!
    چون جواب مهم نیست! اصلا مهم نیست! 
    اینکه ما چطور نگاه میکنیم، چطور فکر میکنیم و چطور قضاوت میکنیم مهمه!

    من به ذهنم رسید شاید میخواسته جلب توجه کنه به هدفش نرسیده 

    پاسخ:
    ممکنه...

    ممنون از نظرتون :)

    سلام

    شاید دلش هیجان میخواسته. مثلاً اگه کرونا میگرفت، زندگیش از حالت یکنواختی خارج میشد. بعدها هم میتونست - اگه زنده میموند! - از مقطع کرونا گرفتنش برای دیگران خاطره بگه.

    شاید میخواسته توی بخش بیماران کرونایی قرار بگیره و از نزدیک با ویژگی‌های اون فضا آشنا بشه. بعد یه کتاب بنویسه با عنوان خاطرات یک کرونایی!

    شاید میخواسته با کرونا گرفتن تنها بشه و از زیر بار مسئولیت‌ها فرار کنه و به خودش برسه. البته در صورتی که توان فعالیت‌کردن داشته باشه.

    شاید نیاز به محبّت و پرستاری داشته و اگه مبتلا میشد، میتونست احساسات همدلانه دیگران رو برانگیزه. یعنی کمبود محبّت داشته و انگار با کمک کرونا میشد این احساس رو ارضا کنه.

    شاید کرونا میتونست بهانه‌ای باشه برای آشتی‌کردن با کسی که باهاش قهره یعنی اون طرف به حال ایشون ترحم بخوره و گذشته‌ها رو فراموش کنه.

    شاید میخواسته بدونه چقدر برای دلبندهای خودش عزیزه؟ آیا پدر و مادرش دوستش دارن و اون رو درک میکنن؟ یا دوستانش بهش زنگ می‌زنن و احوالش رو میپرسن؟

    شاید میخواسته با یبار کرونا گرفتن خودشو واکسینه کنه بعدش دیگه از قفس رها بشه! ماسک ها رو دور بریزه و همه فرصت‌های ازدست‌رفته رو جبران کنه. 

    شاید هم واقعاً میخواسته از دنیا بره! با روشی که - به نظر خودش البته - گناه هم نیست بلکه قانون طبیعته. شاید دیگه به دلیل درست یا نادرست، از دنیا خسته شده‌.

    شاید می‌خواسته با رنج‌کشیدن گناهانش آمرزیده باشه.

     

     

    بی‌شک پاسخ خودتون به این سؤال باید خیلی خیلی خوندنی باشه!

    ما که منتظر می‌مونیم. 

    لطفاً باز هم از اینطور سؤالات بنویسید‌.

    پاسخ:
    پاسخ شما که خیلی خواندنی تر بود :)

    ممنوم ازتون :)
  • هلن پراسپرو
  • علائمش خیلی شدید بودن، و اینکه تست منفی شده،باعث میشه تو حالت دو به شک باقی بمونه و اعتمادش به تست رو هم از دست بده. اگه مثبت میشد حداقل میدونست تکلیفش چیه و باید چیکار کنه. از اونطرف، زهره مادر یه خانوادست و اگه بره تو قرنطینه و اتاقش، یه خانواده کامل رو هوا میمونن و خب، مسلما توجه پدر برای منظم نگه داشتن وضعیت خونه و وضعیت روانی و روحی بچه ها کافی نیست.

    مطمئنه که باید بره قرنطینه، ولی جواب منفی سستش میکنه. و میترسه این سست بودن باعث بشه بچه ها و همسرش هم مبتلا کنه. و الان سر دو راهی خیلی بدی قرار گرفته.

    ایکاش مثبت میشد.

    پاسخ:
    یه سوال برام پیش اومد
    از کجا فهمیدی زهره مادر یه خانواده است؟ :دی



    یه چیزی بگم؟
    تو ذهنم بود کاش هلن بیاد و از داستان زهره یه فن فیکشن بنوسه :))))
    که خب تقریبا همین کارو کردی :دی

    آها که اینطور خب با عرض معذرت احتمالا کرونا تو مغزشون اثر کرده که الان ناراحتن :|

    پاسخ:
    ://
    یکم خلاقیت داشته باشین :دی

    (ادامه کامنت) ...و خیلی ممنونم از پستهای عالیتون که فکر آدم رو درگیر می‌کنه. 

     

    کامنت خانم هلن هم خیلی خلّاقانه بود واقعاً.

    پاسخ:
    خواهش میکنم . این چه حرفیه *وی در پوست خود نمی گنجد*


    هلن قطعا یه نویسنده است :)
    ولی چی میشه اگه بگم واقعیت از این هم خلاقانه تره؟ :دی

    سلام

    علت نگرانیش میتونه ناشی از مجهول موندن بیماری باشه و تشدید علائمی که به دلشوره ش دامن میزنن و گزینه های بدتری رو پیش روش میذارن

    یا مثلا  خیلی استرس داشته کرونا بگیره و وقتی در انتظار جواب بوده کمی این مسئله رو پذیرفته بوده ولی با منفی شدن جواب دوباره اون استرس سراغش اومده

     

    پاسخ:
    علیک سلام :)

    بله همه ی اینها ممکنه...

    آها یه چیز دیگه

    فکر می کنم اشخاصی که واکسن میزنن نباید سابقه ابتلا داشته باشن

    زهره تو رودربایستی ناچار شده داوطلب تزریق واکسن بشه یا مثلا دیدگاه و حس خوبی به واکسن نداشته

    و وقتی این علائم رو پیدا میکنه کمی امیدوار میشه که با مبتلا شدن و مثبت شدن تستش بتونه از زیر بار تزریق واکسن در بره

    حالا که تستش منفی شده مجبوره تن بده به واکسن😈

    (نیمه ی رئالیستم در واکنش به این زاویه دید:چقدر خیالی شد، خوشم نیومد اصلا😒) 

    پاسخ:
    خیلی خوب رفتین تو کنه ماجراها :دی

    بعد میگفتین من خیال پرداز نیستم :/
    خیلی هم خوب بود :)
  • هلن پراسپرو
  • نمیدونم. یه حس... انگار ناراحتیش اونطور که بقیه فکر کردن به خاطر اینکه مثلا، میخواد بمیره و اینا نیست. نگران یه چیزیه. و کی از مادرا نگران تر؟

     

     

    D: #دل به دل راه داشتن

    حس سوالای کلاس تفکر و سبک زندگی پارسال رو بهم داد، بهم الهام بخشوند. یکی از کلاسای مورد علاقم بوده همیشه. : ))!

    پاسخ:
    حس هامون چقدر بهم وصله هلن... :):


    منم عااااشق اون کلاسا بودم :)
  • تاکی تاچیبانا
  • نه من خوب شدم!  و در سلامت کامل این حرفا رو زدم :/

    میخوام بگم باید خیلی خوشحال بشه که سالمه! چه دلیلی برای ناراحتی وجود داره واقعا؟ من الان هم که چند ساعتی از سردردم میگذره، بازم قدر سلامتی رو میدونم هرچند من همیشه یه بیماری باید داشته باشم. اینو گفتم که درک نمیکنم کسی از سلامتی ناراحت بشه! مگه داریم چیزی بهتر از سلامتی تو دنیا؟ هیچی نیست...

    پاسخ:
    خب اول بپرسم کامنت های دیگه رو خوندین و اینو میگین یا هنوز نه؟
  • تاکی تاچیبانا
  • نه واقعا! من خیلی از پست هارو نمی‌خونم بعد انتظار دارید که کامنت‌هارو بخونم؟ نه واقعا :/ خب حالا، باید بخونم؟

    پاسخ:
    وقتی یه پستی به صورت سوالی مطرح میشه یعنی اصل پست تو کامت هاست
    نمیدونم میخواید بخونید یا نه
    فقط خلاصه اش رو میگم
    خییییییلیییییی حالت ها وجود داره که اون شخص نه مرض داشته باشه یا نه هیچ نیت بدی! ...
  • تاکی تاچیبانا
  • چشم بسته میگم پاسخ علیرضا خیلی خویه، اما پاسخ بقیه هم مثل همدیگه دیگه، مخصوصاً گزینه هفت خانم سَمَر که من هم یه جورایی همونو گفتم :/

    پاسخ:
    خیلی سخت نیست چشم هاتون رو یه لحظه باز کنیدها :)
    بله پاسخ ایشون خیلی خوبه
    همینطور پاسخ هلن
    و خیلی های دیگه :)
  • تاکی تاچیبانا
  • بله طبیعتاً، ولی من به نظرم محتمل ترین گزینه همینه :/

    پاسخ:
    محتمل ترین گزینه همیشه بدبینانه ترین نوعه؟

  • تاکی تاچیبانا
  • آره چرا که نه؟ با وجود تمامی این احتمالات، یه بار دیگه سوالتون رو بخونید. کرونا! یه همچین چیزی که جون ملت رو میگیره، گرفتنش کجاش خوشحالی داره؟ کجای وجود کرونا که باعث شده من به فکر از دست دادن نزدیک ترین افراد زندگیم بشم، خوشحالی داره واقعا؟ اصلا سوال به فکر کردن نیاز نداره، شاید شما هم باید یه مقدار فکر کنید. چنین چیزی و چنین موقعیتی انصافاً خوشحالی داره؟ جز این که طرف از لحاظ عقلی یه تخته کم داشته باشه...

    پاسخ:
    جدا دارم به فکر گذاشتن یه پست جدیدم...


    در این مورد خاص... کاش میتونستم بیشتر توضیح بدم!
  • تاکی تاچیبانا
  • بی تعارف میگم و نمیخواستم بگم، از زمان ظهور کرونا تا الان، هشتاد بار سرما خوردم (که نمیدونم کرونا بوده یا نه) وضع مادرم دوبار رو به وخامت بوده. من یه ساله که همش یه بیماری شبیه به سرما خوردگی دارم به غیر از بیماری های خودم. برام سواله کجاش خوشحالی داره آخه؟

    همین بیماری با این که ممکنه یه سال با من باشه، ممکنه یه شب کار منو تموم کنه. کجاش خوشحالی داره؟

    پاسخ:
    اولا بگم به خوشحالی هیچ جا اشاره نکردم!
    از منفی بودن تستش ناراحت شده به این معنا نیست که خوشحال هم نشده!
    بذارید کامنت هلن رو بسط بدیم
    که زهره یه مادره
    از ترس اینکه بچه هاش ازش کرونا بگیرن یه هفته است که خچدش رو قرنطینه کرده 
    بهشون سر نمیزنه که هیچ، از بیست قدمی اش که رد میشن داد و بی داد میکنه
    بخاطر خودشون!
    مریضی اش سرما خوردگیه یا هرچی دیگه مهم نیست، زهره درد داره. تب داره
    نمی تونه اینو به کسی بگه
    چون نه میخواد نگرانشون کنه و نه میتونه اجازه بده نزدیکش بشن و ازش مراقبت کنن
    پدر خانواده هم که نمیتونه همه چیز رو به خوبی مادر مدیریت کنه!
    یه هفته است بچه هاش غذای درست و حسابی نخوردن!
    یه هفته است داره عذاب میکشه
    و تازه داره حالش بهتر میشه
    علائم کم و کمتر میشه
    میگه خداروشکر، کرونا رو شکست دادم. 
    از این به بعد خیالم راحته. انتی بادی دارم. مقاومم. 
    شاید چون یکی از عزیزانش رو بخاطر همین کرونا از دست داده بیشتر ازش میترسه و به حالت وسواسی فاصله و ضدعفونی و... رو همیشه رعایت میکرده
    بعد این میتونه یکم با خیال راحت زندگی کنه
    بعد تازه جواب تست میاد
    منفی!
    اون یه هفته قرنطینه واسه هیچی بوده!
    و هنوز باید اون رفتار وسواسی رو ادامه بده...




    این فقط یه مثاله! 
    حالا زهره مریضه؟ عقلش کمه؟ یا چی؟

    اینقد راحت قضاوت نکنید آقای تاکی...
  • تاکی تاچیبانا
  • قضاوت راحتی نیست! اینا داستان بافیه! کی گفته زهره مادره؟ یعنی از کجا استدلال شد زهره مادره؟ هیچی راجع به این قضیه گفته نشده. هرچند صحبت های هلن هم بیراه نیست. اما چندتا سوال...

    کرونا هم نباشه، هر مریضی باشه، یعنی نباید فاصله میگرفته؟ یعنی بر فرض اگر سرما خوردگی یا آنفولانزا باشه، باید به خورد بچه ها داده بشه؟ و در صورتی که غیر از کرونا باشه بچه ها مشکلی با گرفتنش ندارن؟ حال آن که! سرماخوردگی و آنفولانزا برای بچه ها دردناکتره...

    این اولین تناقض! دومین تناقض هم این که، بعد از خوب شدن رفته تست داده؟ نباید همون اول میرفت؟ اینا چی میشه پس؟

    قضاوت راحت همونی که تو پستتون نوشتید! او ناراحت شد! و مخاطبان به جان هم می‌افتند...

    پاسخ:
    نگفتم قضاوت راحتیه! اطلاعات ناقص وارد میشه
    و شما تصمیم میگیرید جاهای خالی توی قصه رو با دید مثبت پر کنید یا منفی 
    برای این مواردی که گفتین هم میتونم کلی فرضیه بیارم
    اما به قول شما، همه اش قصه است
    این اتفاق کلا یه قصه است
    ما چطور به این قصه نگاه میکنیم؟
    اولین فکری که به ذهنمون میرسه چیه؟ 
    تو نگاه اول اون آدم رو گناهکار میدونیم یا بی گناه؟
    سعی میکنیم خوبی هاش رو ببینیم یا عیب هاش رو؟



    متوجه منظورتون نشدم راستش! کدوم پستم؟ کدوم او؟
  • هلن پراسپرو
  • @تاکی

    به جون هم نیافتادیم که. داریم احتمالات مختلف، جوانب مختلف یه انسان و داستانش رو بررسی میکنیم. و به نظرم خیلی زیباست! 

    ببین مثلا... تو دنیای واقعی که همه، همه ی اطلاعات رو ندارن. مثلا فکر کن این خانم زهره آشنای دور هلن و تاکی بوده. داستان واقعی و دلیل ناراحتیشم فقط خودش میدونه. تاکی و هلن فقط میدونن که زهره ناراحته. و هرکدومشون یه طور فکر می کنن. با توجه به دانسته های قبلی.

    چون تاکی، خودش و مادرش به این بیماری دچار شدن و به خاطرش خیلی سختی کشیدن،  اولین فکرش اینه که "چقدر ناشکر! چرا باید ناراحت بشه؟" و از دست زهره عصبانیه.

    از اونطرف، هلن بلافاصله این ماجرا رو با داستان مادر خودش مقایسه میکنه، که علائمش شدید بودن و تست منفی، و کل خانواده درگیر و دو به شک که باید چیکار کنن.


    قشنگیش به اینه که تاکی و هلن داستان زهره رو با توجه به داستان خودشون پر کردن. برای همین خوندن کامنتا جالبه.

    یه مثال جالبش، جواب استلا بود! استلا گفته بود:"چرا از خودش نمی پرسید؟" اسم وبلاگ استلا "خیالباف"ه. چون استلا خیالبافه، تصور کرده که میشه اصلا از خود شخصیت پرسید!!!

     

    خیلی جالب نیست؟ :)) به هم پیچ خوده شدن داستانا!؟

    پاسخ:
    هلن به نظرت این یه ویژگی منفی نیست؟ 
    اینکه دنیا رو محدود کردیم به دانسته های قبلی امون؟ اینکه فقط طرز فکر خودمون رو قبول داریم؟ اینکه اصلا نمیتونیم تصور کنیم که ممکنه حالت دیگه ای هم داشته باشه؟ حتما اونی که من بر اساس اطلاعات خودم و تجربیات خودم میگم درسته، حالت دبگه ای نداره. 

    میدونم تا وقتی بدون تعصب بیانش کنیم ایرادی نداره
    اما وقتی چنگ میزنیم بهش... 
    وقتی اصلا انعطاف پذیری نداریم؟ 

    خیلی خوشحال شده بودم بابت کامنتت
    بابت نظرت
    دوست داشتم از صرفا تصوراتت سرچشمه گرفته باشه. از ذهنت. نه از واقعیت.
    دوست داشتم بدون اینکه شرایط مشابهی رو لمس کرده باشی، بتونی به زهره حق بدی. درکش کنی. همدردی کنی باهاش

    نمی دونم میتونم منظورم رو برسونم؟
  • تاکی تاچیبانا
  • @هلن

    خب الان که اینطوری گفتی برام جالب شد، مخصوصاً استلا 😅😅

    پاسخ:
    :)

    یا مثلا کامنت نرگس رو بخونید...
  • هلن پراسپرو
  • خودمم دوست داشتم نگم :) یعنی خودم، به عنوان نویسنده اون فلش فیکشن، از زهره جدا باشم. ولی خب، فرقی نمیکنه چقدر خلافشو ادعا کنیم، آدما از قضاوت ها و داستانهای قبلیشون ایجاد شدن. نمیشه کاریش کرد.

    تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که سعی کنیم به داستانها و قضاوت های مخالفمون انعطاف نشون بدیم.

    برای همینه که از نوشته های برای مثال... تاکی!خوشم میاد. چون تقریبا نقطه مقابلمه! تجربه ای که از خوندن افکار کاملا مخالف و حتی آزاردهنده بدست میاد با هیچی قابل مقایسه نیست!!

     

    @تاکی 

    D: 

     

    پ.ن: میگم عیبی نداره من این کامنتا و جوابا رو پست کنم؟ یا... مثلا خودت پستشون کنی؟ به نظرم بحث جالبی بود! اینجا بمونن هیچکی نمی خونه.

    پاسخ:
    به نظرم وقتی میتونیم بگیم بزرگ شدیم که یاد بگیریم از داستان های قبلی امون جلوتر بریم...

    نظر مخالف جالبه و تجربه ی خوبی به ادم میده. درسته.
    منتها... 
    بیخیال :)


    پ ن: اگه من پستش کنم که فرقی با اینجا موندن نداره
    تو چجوری میخوای پستش کنی راستی؟ :))
    کنجکاو شدم اون پست رو بخونم :)

  • تاکی تاچیبانا
  • @هلن

    مخاااااللللللف؟ آزار دهنننندههههه؟ مگه من چی میگم؟ 😢😢😢

    پاسخ:
    اینو هلن خودش باید جواب بده من صرفا نظر خودمو میگم
    یه نفری مثل هلن رو تصور کنید. که با کاراکتر زهره همذات پنداری کرده. زهره رو به شکل مادر خودش دیده چون یه وجه اشتارکی داشتن به هر حال. و خب وقتی میبینه که میگن «لابد مرض داشته... عقلش ناقص بوده... یه تخته اش کمه...» این توصیفات ناخوداگاه به مادرش وصل میشن تو ذهنش. خب براش ازاردهنده است! 



    حرف من اینه 
    کاش بشه بدون اینکه موقیت مشابهی رو تجربه کرده باشیم 
    بدون اینکه به گذشته ی خودمون و به دانسته های خودمون بسنده کنیم 
    بدون پیش داوری قضاوت کنیم
    قضاوت که بخوایم نخوایم میکنیم
    سعی کنیم مثبت ببینیمش
    مثبت دیدن سخت تره
    اما قطعا نتایج بهتری رو داره...
  • تاکی تاچیبانا
  • (برق گرفتگی و سفید شدگی)

    پاسخ:
    بازهم من نفهمیدم چی شد ://
  • فاطمه ‌‌‌‌
  • شاید اینقدر از علایمش مطمئن بوده کرونا داره که حرصش گرفته چرا جواب منفی شده. فکر کرده نکنه منفی کاذب باشه؟ این چه وضع تسته؟ :)) نمی‌دونن مردم رو مثبت شدن کرونا حساب می‌کنن که شاید حذف ترمی چیزی بکنن؟ :))

    پاسخ:
    یه جورایی مطمین بودم چون کامنت ها زیاده و حوصله ی خوندنشون رو نداری و نمیخوای هم نظرت تکراری باشه کامنت نمیدی :)))

    مرسی از شرکت کردنت :)

    شایدکرونا خودکشی آبرومندانه است براش....

    شاید علائم کرونا و یه بیماری دیگه که بدتر از کروناست رو داشته... الان که کرونا نیست، فکر میکنه اون یکیه... حالا چی خودمم نمیدونم...

    شاید شوهر میخواد مجبورش کنه باهاش مهاجرت کنه و اون دوست نداره بره و کرونا میتونست ویزا رو اسپویل کنه و شوهرش مجبور بشه دوباره ویزا بگیره که چند ماه طول میکشه... 

    شاید عضو یه گروه تروریستیه که کرونا رو وارد بدنش کردن تا با ارتباط با اشخاص بالای مملکت که فقط یه بار میتونسته بهشون دسترسی داشته باشه اون ها رو مبتلا کنه ولی بعد از دسترسی تست داده و دیده که ویروس توی بدنش از بین رفته و یعنی به هدفش نرسیده...

    زیادی یه طوری شد... 

    پاسخ:
    خیلی هم خوب :)

    ممنونم ازتون :)
  • تاکی تاچیبانا
  • شرمنده ولی، با حرفاتون مخالفم. شاید غیرمنطقی به نظر بیاد. بذارید اینطوری بگم. قبلاً میگفتم فلانی ظاهرش اونجوری پس باطنش هم باید اونطور باشه. این خیلی جاها برام نقض شد و دیدم نمیشه با ظاهر قضاوت کرد. اما خیلی جاهاهم اثبات شد. یعنی نه حرف شما درسته و نه حرف من. نه دید مثبت کاملاً چیز خوبیه و نه دید منفی. همونقدر که دید منفی صدمه میزنه دید مثبت هم صدمه میزنه. فرض کنید شما به جای سوء ظن که قطعاً کار غلطیه حسن ظن داشته باشید و مثلاً انتظار کمک یا خوبی داشته باشید. اگه خلاف این انتظار براتون اتفاق بیفته بیشتر آسیب میبیند، بنابراین من هیچوقت پیش‌داوری نمی‌کنم. ممکنه بد باشه ممکنه خوب باشه. بهتره کلاً هیچ ظنی نداشته باشیم.

    ولی در حالت کلی میگم، شما هم نتونستید تناقضات منو جواب بدید. واقعا یه نفر باید تختش کم باشه که از مریضیش خوشحال باشه! یا همون که شما میگید، از جواب منفی ناراحت شده باشه.

    یا یه سری سرنخ ها هست، یا نیست. در این حالت که نبود، هلن مثلا مادر خودش رو تصور کرد و من هم مادر خودمو. الان هم نبود. هلن با نبودها یه چیزی ساخت و منم گفتم بر فرض، فرضیات هلن درست باشه اما دو تا تناقض وجود داره که جواب داده نمیشه. چه با وجود فرضیات هلن و چه بدون وجود فرضیه‌ای باز هم ایراداتی هست. اگر تناقضات فرضیه هلن برطرف بشه، شاید بتونم بگم بله درسته من پیش داوری کردم. اما تا زمانی که اون تناقضات هست، پیش داوری من هم اثبات شده نیست...

    پاسخ:
    ببینید
    من به هیچ وجه نگفتم نظر شما غلطه! به هیچکس نگفتم و نمیگم! شاید اصلا نظر آقای ابی درست باشه و اون شخص به تروریستی چیزی باشه! کسی چه میدونه؟ هوم؟ 

    قبل از شما هم افراد مختلفی بودن که نظرشون بر دیوانه/ کم عقل/ خبیث و... بودن زهره بود. باهاشون مخالفتی کردم؟ نه! 
    به شما هم نگفتم اشتباه میگید! 
    پرسیدم محتمل ترین گزینه همیشه بدبینانه ترین نوعشه؟
    چطور بگم...
    اینجا دو تا بحث مطرح میشه
    ۱) ما چقدر قدرت همدردی داریم
    ۲) دیدمون به دنیا چطوره؟ همه بی گناهن مگه اینکه خلافش ثابت بشه یا همه گناهکارن مگه اینکه خلافش ثابت شه؟
    حفره ی داستانی و تناقضات رو میشه با خلاقیت خودمون پر کنیم
    چون صرفا یه داستانه
    و نویسنده اش ماییم
    میتونیم زهره رو یه قهرمان جلوه بدیم یا یه شرور
    دست خودمونه
    ولی این دید تو دنیای واقعی هم رومون تاثیر میذاره...

    شاید ناراحت از اینکه چرا توی همین تایمی که منتظر بوده جواب آزمایش بیاد، استرس کرونا داشتن رو کشیده. و ناراحته از وجود کرونا که باعث و بانی اینجور استرساس... آدم نمیفهمه سرما خوردگی یا واقعا کروناعه

     

    +نظرات بقیه رو نخوندم اگر تکراریه در جریان نیستم:دی

    پاسخ:
    اصلا مهم نیست تکراری باشه یا نه. شما راحت باشین :)


    اوهوم...
    ممنون از جوابتون :)
  • تاکی تاچیبانا
  • در حالت کلی و در واقعیت، اگر بگن فلان اتفاق افتاده، من هیچ وقت هیچ قضاوتی نمی‌کنم مخصوصاً این اواخر که اصلا به خودم اجازه قضاوت نمیدم. اما اصولا تو این پست خواستید قضاوت کنیم و من هم، به قول هلن طبق گذشته خودمون (که زیاد هم این مسئله ما ساخته گذشتمونیم رو قبول ندارم) یه چیزی ساختیم و تحویل شما دادیم. وگرنه قضاوت کردن کار قاضیه...

    پاسخ:
    ولی به نظرم ما خواه ناخواه تو زندگی روزمره امون همیشه قضاوت می کنیم

    اونی که بهتون گفتم کاش اینقدر راحت قضاوت نکنید...یه گزاره ی کاملا غلط بود
    که میخ.استم تو پست بعدی اصلاحش کنم ولی بیخیالش شدم
    ما اشتباهی به جای (بد حکم کردن) مبگیم قضاوت کردن...
  • تاکی تاچیبانا
  • وای! چقدر عمیقش میکنید! این یه قضاوته که برای من تو دنیای واقعی وجود نداره. یعنی برای من قضاوت کردن وجود نداره، حالا این که قهرمان باشه یا تروریست به زندگی ما چه دخلی داره؟ چرا این مسئله اینقدر جدیه؟

    بدبینانه ترین؟ با شرایطی که شما وضع نکرده بودید، اصولاً منطقی‌ترینش همون خباثت و حماقت و این حرفاست. شما شرایطی رو مطرح کردید که ما بگیم همدردیه و اینا؟ شما گفتید زهره ناراحت شده و والسلام!

    دیگه نگفتید زهره بچه داره! نگفتید که زهره چه شرایطی داره! در اینجا زهره فقط ناراحت شده و فقط ناراحت شدن نشان از بی عقلیش میده! اما یه سری شرایط میتونن این رو عوض کنن. شما شرایطی رو تعیین کرده بودید که حالا بخواد پیش داوری یا غیر همدردی باشه؟

    تو دنیای ما که این چیزا تاثیر نداره خدا شاهده...

    پاسخ:
    عمیق هست برادر :)
    یا بهتره بگم من میخ.استم به مسئله ی خیلی عمیقی بپردازم و این فقط یه مثالش بود...
    شاید با مثال های بیشتر و متنوع تری ادامه بدم... شاید هم یه پست راجع بهش بذارم! نمیدونم...


    چی تو دنیای ما تاثیر نداره؟ :/
  • تاکی تاچیبانا
  • اگه تو دنیای واقعی بود! و زندگی روزمره! میگفتن زهره خانم فلانیه! و فلانی هم بچه داره! اون موقع ما شاید قضاوتمون فرق می‌کرد. الان شما گفتید زهره! من یه شخص همسن و سال خودمون رو تصور کردم! نه این که چــــــــــندتا بچه داشته باشه! اصولا وقتی یه شخص همسن و سال بدون هیچ شرایطی فقط ناراحت میشه، خب منم فکر میکنم بی عقله دیگه! که قدر سلامتی رو نمیدونه! طبق شرایط تعیین نشده... و لب کلام بگم، تو زندگی روزمره و تو واقعیت، شرایط رو همه میدونن ولی اکثراً توجه نمی‌کنن. الان اگه تو یه همچین پستی بگن، یه دختری بی‌حجابه و خیلی خوشحاله (و صرفاً همین) من میگم تو مغزش دیزی کوبیدن. اما وقتی تو واقعیت این رو می‌بینم، میگم حتما مسیر زندگیش طوری بوده که اینطوری بشه، امیدوارم درست بشه. اما در پست، میگم که بله بی عقله چون هیچ شرایطی مطرح نشده. اما زندگی واقعی و روزمره ما، ساخته شرایطه، و  این شرایطه که خیلی مهمن...

    پاسخ:
    میگم حتما مسیر زندگیش طوری بوده که اینطوری بشه...

    خب منم همین رو میخوام!
    یه اونجا که هلن گفت «حتما دلیلی برای ناراحتی اش داره...» 

    اگه دقت کرده باشید منم تعجب کردم چطور هلن به این نتیحه رسید که زهره مادره؟ و تاییدش نکردم! کی گفته زهره مادره؟

    بله اینجا هیچ شرطی مطرح نشده
    برای همینم دست و بال ما بازتره
    که خودمون ببینیم چه شرطی رو به قصه اضافه میکنیم؟
    دوست داریم چطور این مسئله رو ببینیم؟

    تو دنیای ولقعی بله شرایط رو میشه دید
    ولی شرایط رو هزار و یک جور میشه دید
    هزار و یک جور برداشت میشه داشت
    از یه اتفاق ساده ی ساده ی ساده...


  • تاکی تاچیبانا
  • خلاصه که همشیره، شرایط و جزئیات خیلی مهمن...

    پاسخ:
    بله
    خیلی
    ولی همیشه ما این جزئیات رو نمی دونیم
    همدردی به معنی دل سوزوندن نیست
    به این معنیه که بتونیم بدون دونستن جزئیات و‌شرایط طرف خودمون رو جاش بذاریم و سعی کنیم درکش کنیم
    یعنی قطعه های گمشده ی پازل رو خودمون بچینیم...
    بدون یه گارد منفی...


    +تاحالا کسی منو همشیره خطاب نکرده بود :))

    گفته اگه کرونا نیست پس چیه ؟

    یهو سرطانی چیزیه XDDD

     

       شایدم میخواسته بمیره راحت شه... جرئت خود کشی نداشته : دی

     

    پاسخ:
    :))

    اره خب ممکنه!

    راستی تو هم زری خودمونی یا نیستی؟ 
  • تاکی تاچیبانا
  • آره تو دنیای واقعی من اینطوریم، اما تو پستی که شرایطی داده نشده :/ خب دیگه طبیعتاً نظرم منفی میشه! کاملاً طبیعی! ولی تو زندگی واقعی اصلاً اینطوری قضاوت نمی‌کنم، به سختی و مشقت بخوام یکی رو بد قضاوت کنم...

    پاسخ:
    خب همون زندگی واقعی مهمه‌ :)

    پست من رو هم‌بندازید دور کلا
    ببخشید اگه با سوال هام اذیتتون کردم 
  • تاکی تاچیبانا
  • نه اذیت نشدم! ولی خب، واقعاً نوع دیدگاه ها متفاوته! به ازای هر انسان، یه دیدگاه وجود داره و منم که ماشالا همیشه با بقیه دیدگاه متفاوتی دارم :/ همین باعث خیلی از درگیری‌ها میشه...

    پاسخ:
    اوهوم‌:)

    متفاوت بودن به هیچ وجه بد نیست
    گفته بودم نگاه های خاص و متفاوت برام جالبن؟ :)


    ولی خب نظرات شما غالبا یکم تند و تیزه
    ظرافتش کمه
    اگه به جنسیت زدگی متهم نمیشدم میگفتم حقا که پسرید! :دی
    اینم یه انتقاد کوچولو‌(با اجازه اتون البته)
  • تاکی تاچیبانا
  • تند و تیزی رو بذارید پای منتقد بودنم! که فراستی را الگو قرار داده‌ام...
    نقدای فراستی رو دیدید دیگه چطوری فیلمارو خراب می‌کنه؟

    منم بعضی مواقع اونطوری میشم. البته خودمم یه مقدار رک و راستم ولی دست خودم نیست. مثلا شاید تو یه جمعی نباید یه چیزی گفته بشه اما من همیشه بی‌خبرم و اون مسئله رو خیلی رک و راست میگم :/ اینم در نظر بگیرد کمی رک و راست بودنم دست خودم نیست بعضی مواقع.

     

    آره ولی، کاری با جنسیت و اینا ندارم، (و خدا لعنت کنه سازنده کلمه "جنیست‌زدگی" رو) من خیلی چیزام با بقیه همجنس‌هام فرق می‌کنه. شایدم فرق نمی‌کنه و من بی‌خبرم! ولی ظاهراً که اینطوره! از علایق بگیرید تا خیلی چیزای دیگه. احساسات و ...

     

    در کل، خوشحال شدم! صحبت خوبی بود :)

    پاسخ:
    لطفا، خواهشا، بیایید و آقای فراستی رو الگو قرار ندید :/
    نه از جهت اعتقاداتشون و نه سواد کاری و حرفه ای هیچ‌ایرادی بهشون نمی گیرم. اصلا من کیم که ایراد بگیرم! 
    اما منفور بودن عاقبت خوبی نداره :/ 
    در زندگی عادی کاری ندارم
    ولی در زندگی شغلی به شکست می انجامه :/
    انتقاداتتون هم اینطوری شنیده نمیشه!



    منم همینطور :)




    بابا جان 

    از پنل اصلی ام زده ام بیرون...

    کلا زری ای غیر من تو بیان نیست باور کن ( خداوندا :")))

    پاسخ:
    اوکی یادم میمچنه :)))
  • هلن پراسپرو
  • هق بحثتون تموم شده...

    @تاکی

    نه تو این موضوع. در کل میگم، دلیل اینکه نوشته ها و نظراتو دوست دارم و دنبال می کنم اینه که خیلیاشون کاملا برعکس منن! و این تند و تیزی خاصی که برای بعضیا "آزاردهنده" میشه تو پستات رو دوست دارم، چون ذهنمو قلقلک میدن. یعنی یه جورایی... چجوری بگم..

    نمیدونم، اصلا تشبیه کاملی براش نیست، ولی شبیه ساسوکه و ناروتو؟ که کاملا اون ور سکه ی همن. به چالش کشیدن.

     

    @سین دال

    نه بابا :| اونجوری نبود.

     

    پ.ن:آخه خیلیا کامنتا رو نمیخونن. برای همین میگم.

    طور خاصی نیست. اینجا شبیه تامبلر نیست که بتونیم ری‌پست کنیم. فقط کامنتای مهمو کپی پیست کنم و لینک بدم. یا بدی. 

    پاسخ:
    اگه دوست داری بیا یه بحث تازه شروع کنیم :// :))

    منم گفتم نظر تو رو نمی دونم صرفا از نظر یکی مثل هلن گفتم :)
    @تاکی 
    :)



    پ ن: بهت ازادی کامل میدم خودت با خلاقیت خودت هرکاری دوست داری بکن :) 
    :دی

    @هلن

     

    منم به همین دلیل تاکی و دنبال می کنم XDDD دقیقا همین دلیل...

    پاسخ:
    هی فکر میکنم بازهم به نظرم تند و تیز بودن تو پست هاشون چندان نمایان نیست :/
    یعنی خب بیشتر ویژگی خودشونه تا وبلاگشون...


    @تاکی
    فکر کنم این یه تعریف ازتون به حساب بیاد نه؟ 
    اگه آره که تو ثوابش شریکم :دی

    از معاون وزیر بهداشت شنیدم احتمال ابتلای دوباره به این ویروس حدود چهار درصده و در موارد خیلی خیلی نادر اتفاق میفته

    حالا اگه نتیجه تست دوستتون زمانی میاد که تمام علائم مذکور برطرف شدن، خب پس مایل بوده نتیجه تستش مثبت باشه و از اینکه کرونا رو با موفقیت گذرونده و دیگه مبتلا نمیشه خوشحال باشه!

    این منطقی ترین دلیلیه که به ذهنم میرسه

    پاسخ:
    اوهوم :)
    ممنونم که نظرتون رو گفتین :)

    چقدر کامنتا خوندنیه =))

     

    @سین.دال

    عه، فراستی که خیلی خوب و دوست داشتنیه :)

     

    @هلن(و زری)

    دقیقا! D:

    پاسخ:
    بخش اول کامنت) دقیقا :)


    سلام سلام سلام

    احتمالا خواستهبگیره،واکسینه شه...

    و یا شایدم یکی گرفته گفته من باهاش همرنگ شم...

    چند تا دیگه هم فکر مکنم میگم!😄⛄

    پاسخ:
    علیک سلام :)
    عزم راسخ شما (و اقای عینک) در سلام دادن ستودنیه واقعا :)
    البته مال شما بیشتر :)
    عادت خیلی خوبیه :)



    ممکنه...
    ممنونم که فکر میکنیم و میگین :)

    سلام=)

    1-شاید به خاطر پول هدر رفته آزمایش

    2-می خواسته بگیره بمیره راحت بشه(این یکی یکم خشن شد)

    پاسخ:
    إ خوب شد اومدین
    کامنت قبلی اتون اپلین کامنت در انتشارات دل بود درسته
    کلا یادم رفت نه سلام دادم نه ورودتون رو تبریک گفتم :)

    علیک سلام
    به انتسارات دل خوش اومدین :)



    همه چیز ممکنه :دی
  • زهرا بیت سیاح
  • 1-نگرانه که اگه این بیماری نیست، پس چه مرضیه؟

    2-این ور و اون ور رو پر کرده که من کرونا گرفتم.

    3-جواب یه آزمایش دیگه مثبت شده، که میگه صد رحمت به همون کرونا:|

    4-کلا این بچه از لحاظ روانی مشکل داره! خوب مریض نبودن ناراحتی داره؟!!!!!!

    احتمالای زیادی میشه داد. 

    میشه بپرسم دقیقا هدفتون از این پرسش چی بوده؟!

    پاسخ:
    بله احتمال های خیبی زیادی میشه داد :)


    هدفم این بود که یکم تلاش کنیم... فکر کنیم... روی یه احتمال خاص قفل نشیم و سعی کنیم شرایط مختلف رو فرض کنیم... 
    و خیلی راحت به گزینه ی۴ نرسیم...

    ناراحت میشه

    چون فک می‌کرده انتقامشو از لعیا گرفته 

    زهره وقتی فک می‌کنه کرونا گرفته

    میره پیش لعیا تا اونم ازش بگیره و بمیره!

    چند وقت بعدم لعیا میمیره

    و زهره خوشحال بابت انتقام گرفتن و اروم شدن دلش!

    ولی میفهمه اصن کرونا نداشته !!

    .

    .

    .

    یعنی خودم شاخ دراوردم با این کامنتم خخخ

    تاثیرات این سریال که دارم می‌بینم!!

    یه پا قاتل شدیم رفت :))

    پاسخ:
    شایدهم لعیا دوست جون جونی اشه و کروناش مثبت بوده
    بعد که زهره حس کرده خودش هم کرونا داره بدون اینمه منتظر جواب باشه رفته ور دل لعیا و فاصله و اینها رو رعایت نکرده و گفته ما که جفتمون کرونا داذیم طوری امون نمیشه
    بعد که معلوم میشه اون موقع اصلا کرونا نداشته میکوبه تو سر خودش چون الان دیگه قطعا گرفته بخاطر حماقت خودش :/


    و خیلی شایدهای دیگه :)


    خخخخ
    چه سریالیه حالا؟
    نظریه پردازی ات رو تقویت کرده :))
  • صابر اکبری خضری
  • من همینطور شدم، به دلیل یا بهانه علائم کرونا و فرض بر کرونا داشتن کلا کارها رو تعطیل کردم و سر کار هم نرفتم، استوری هم گذاشتم که کرونا دارم. بعد که جواب منفی شد عملاً تو آمپاس موندم، دوستان که کلا تحریمم کردن چون دیگه باور نمی کردن تستم منفیه میگفتن حوصله ت سر رفته می خوای ما رو بپیچونی :)) 
    سر کار هم نمیشد برم، چون خیلی با قطعیت گفته بودم کرونا دارم و 4، 5 روز نرفته بودم . خلاصه دو هفته بیکاری و قرنطینه ناخواسته اجباری :)))

    پاسخ:
    عجب آمپاسی! :))
    انشالله همیشه سلامت باشین ؛)


    ممنون از اینکه شرکت کردین :)
  • فاطمه ‌‌‌‌
  • واییی چقد خوب منو شناختی😂😂 آخه واقعا هم بار اول به همین دلیل کامنت ندادم D: بعد که ویرایش کردی و ستاره‌ت دوباره روشن شد، پی‌نوشت دوم رو خوندم گفتم بذار منم بنویسم خب :)) 😘

    پاسخ:
    😅😅😅
    #سین دال تمام رازها را می داند... :دی

    خوب کردی
    مچکرم :)

    سلام :)

    شاید فکر میکنه که بیماری وخیم‌تری داره؟! که از کرونا هم ناشناخته تره؟

    پاسخ:
    علیک سلام :)

    بله ممکنه... :)

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.