غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

غم؟

سه شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۹، ۱۰:۵۲ ب.ظ

در آغوش کشیدمش

غم را می گویم

لب هایش را بوسیدم

و بعد او مرا

ذره ذره ی وجودم را از آن خود کرد

با او قدم زدم

با او نفس کشیدم

با او گریستم

با او خندیدم حتی

حالا هیچکس نمی تواند من را از غم جدا کند

یا غم را از من

من دوستش دارم

او بیشتر اما، به من عشق می ورزد

هر روز در عمق قطره قطره ی اشک هایم می رقصد

دلبری می کند

برای همین هم بی اختیار

در آغوشش کشیدم...

  • میخک

نظرات  (۱۴)

غمت از هر چه شادی دلگشا تر :)

پاسخ:
 این جمله پارادوکس خیلی بزرگی داره... 

چقدر من! (:

پاسخ:
:(

  • امیررضا ...
  • شبت بخیر،غمت نیز :)

    پاسخ:
    ...
  • °○ ‌‌‌‌‌‌‌‌نرگس
  • هر روز در عمق قطره قطره ی اشک هایم می رقصد

    :((

    اوصیکم به آهنگ مستی بانو هایده :( 

    پاسخ:
    به هیچ وجه با صدای ایشون نمی تونم ارتباط برقرار کنم :/
  • °○ ‌‌‌‌‌‌‌‌نرگس
  • مطمئن بودم همچین چیزی می‌گی =))))))))

    از اونجایی که آهنگ زیباییه از همین تریبون از خواننده‌های محبوب و مردمی کشور عزیز و چهارفصلمون تقاضا می‌کنم بازخوانیش کنن. با اجازه از ساحت مرحومه‌ی مغفوره هایده البته.

    پاسخ:
    از کجا مطمئن بودی؟؟ 

    مسئولین رسبدگی کنن لطفا...

     چه نوع غمی؟

     

    پاسخ:
    از نوع خوبش نیست...
  • °○ ‌‌‌‌‌‌‌‌نرگس
  • حسم :)))

    پاسخ:
    دم حست گرم :)

    این آهنگ رو نمی دونم شنیدید یا نه، یادم نیست خواننده ش کی بود دقیقا

    "اگر برای ابد

    هوای دیدن تو

    نیفتد از سر من

    چه کنم؟" 

    هر وقت می شنومش به شوخی و در پاسخ میگم هیچی شما بیشتر براش بخون که یادت بره!

    (متوجه فاز عاشقانه ش هستم) 

     

    یه در بعد حقیقی تر اینایی که افسرده ان بعد موسیقی های دپ هم گوش میدن و حالشون رو تشدید میکنن

     

    چیزی که آزارمون میده رو چرا باید نگه داریم؟ تشدید کنیم؟ 

    پاسخ:
    موسیقی دپ گوش نمیدم ها من :دی

    چیزی که آزارم میده مثل یه مه دورم رو گرفته
    همه جا هست اما نمی تونم ببینمش...
    یه شیء نیست که بشه انداختش دور...
  • سرکار علیه
  • غم همچنان به گریبان آدم چسبیده. بخ قول نادر هرچقدر بهش راه بدی بیشتر میاد میگیردت. خودمونیم که باید پسش بزنیم

    پاسخ:
    اوهوم...
  • فاطمه ‌‌‌‌
  • چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی

    به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی :)

    (هوشنگ ابتهاج)

     

    + متن پست (شعر) از خودت بود؟ عالی👌

    پاسخ:
    من الان کدوم تک بیت رو بیارم که غیرمستقیم بگم «از اون غم ها نه....» ؟


    + بلی
    ممنون :)

    در مورد شنوندگان موسیقی دپ فقط صرفا مثال زدم

    تجربه ش کردم فقط نمی دونم من تا کجا غرقش شدم و یا شما تو کدوم مرحله ای... 

     

    اگه آندوسکوپ توان رسوخ به لایه های درونی تر وجود آدم رو هم داشت بهتون توصیه می کردم ازش استفاده کنید تا ببینیدش

    مدیونید اگه بیرون دنبالش بگردید... 

    پاسخ:
    متوجهم...
    میدونید انگار همه چیز دست به دست هم میده تا این مواقع حالت رو بدتر کنه...
    مهم نیست موسیقی شاد یا غمگین (یا اصلا هرچیزی بجز موسیقی)
    نتیجه اش یکیه

    یه بار باید پوست خودم رو بکنم کل درونم رو با جزئیات بشکافم ببینم چی گیرم میاد‌.‌..
  • زهرا بیت سیاح
  • به شانه ام زده ای

    که تنهائی ام را تکانده باشی !

    به چه دلخوش کرده ای ؟!

    تکاندن برف از شانه های آدم برفی ؟!

    "گروس عبدالملکیان"

    و نیز:

    لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ کَبَدٍ

    که ما انسان را به حقیقت در رنج و مشقّت آفریدیم (و به بلا و محنتش آزمودیم).

    از غم نه باید خجالت کشید نه باید فرار کرد. باید به آغوشش کشید، همون طور که گفتی. ولی خوب هرچند در کنارش هم نباید زمین گیر شد. اینجا بحث همون تعادل پیش میاد. به نظرم اگه آدمی حکمت غمش رو بدونه دیگه عذاب آور نیست. بلکه حتی همون غم میتونه باعث پویایی و حرکت باشه.

    پاسخ:
    چه خوب گفتین...
    :)
  • فاطمه ‌‌‌‌
  • اممم حدس زدم منظورت از اون غم‌ها نبود، ولی یادش افتادم گفتم بنویسم حالا :))

    پاسخ:
    ببخشید
    اون موقع نیمکره های مغزم رگ به رگ شده بود یکم
    وگرنه خیلی هم شعر قشنگی بود
    خیلی هم ممنونم که برام نوشتیش :)
  • هیـ ‌‌‌ـچ
  • این غم لعنتی چرا از دست از سر ما بر نمی‌داره...

    پاسخ:
    لعنتی...

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.