غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

نویسنده ی این وبلاگ کیست؟/ موقت

دوشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۹، ۰۶:۴۴ ب.ظ

اگه دقت کرده باشید حتما متوجه شدید که تازگی ها این بخش به بالای صفحه کنار سخنی هست؟ اضافه شده. اگه بیشتر دقت کرده باشید می دونید که یکی دو بار حذف شده و دوباره ظاهر شده. و بازهم اگه بیشتر تر دقت کرده باشید پس خبر دارید که هر بار متن جدیدی در جواب این سوال نوشته میشه. 

حقیقتش اینه که خودم هم نمی دونم نویسنده ی این وبلاگ کیست؟! و خب در تلاشم که بفهمم...

 

این پست رو میذارم چون میخوام این بار از زبون شما بشنوم. 

به نظرتون نویسنده ی این وبلاگ کیست؟

 

 

 

 

 

 

 

پ ن: لطفا تعارف و اینها رو بگذارید کنار :/

پ ن : در طی حرکتی انتحاری این بار نظر ناشناس رو هم فعال کردم 

 

  • میخک

نظرات  (۲۹)

  • تاکی تاچیبانا
  • نویسنده این وبلاگ یه قلم خوب داره که داره روز به روزم بهتر میشه. یه کسی که می‌تونه با قلمش خیلی تغییرات بزرگی تو دنیا ایجاد کنه اگه از راه درستش بره...

    همین! چیز دیگه‌ای نمیدونم...

    پاسخ:
    حالا جدا از اینکه شما لطف دارید...


    یعنی من فقط همینم؟ (اگه باشم) 
    فقط یه دارنده ی قلم خوب؟

  • پَـــــر واز
  • سین دال عزیزم با ذهن خلاق و قلم زیبا^_^

    پاسخ:
    😄
    :)
  • پَـــــر واز
  • ببخشید که انقد کوتاه گفتم چون خیلی زیادآشنایی نداریم باهم:(

    و حتما اگه باهات بیشتر آشنا بشماز ویژگی های خوب دیگه ات هم خواهم گفت:)

    پاسخ:
    بازهم ممنون :)

    بله خب شما اینجا تازه این
    من خودم ۱۸ ساله با خودمم ولی هنوز خودمو کشف نکردم :/

    ولی خیلی دوست دارم از مرحله ویژگی های خوب و اینها بگذریم...


    نمیخوام این پست به تعریف و تمجید های غیرضروری و بی ربط کشیده بشه...
  • تاکی تاچیبانا
  • آخه من که شما رو نمیشناسم! تنها چیزی که از شما می‌دونم همین قلمتونه، نمی‌تونم بیشتر نظر بدم که شما چجوری هستید و از اخلاقیاتتون بگم. الان شما می‌تونید بگید من چجوریم؟ نه مطمئنن! (خواهشاً ضایعم نکنید) میخوام بگم فضای مجازی و واقعی زمین تا آسمون فرق دارن و ایموجی و متن هیچوقت نمی‌تونه مارو توصیف کنه. شاید بتونه داخل ذهنمون رو توصیف کنه، اما خودمون رو چی؟

    به خاطر همین، من چه بدونم شما چجور آدمی هستید؟ بهش میگن خودشناسی نه دیگران‌شناسی! اسمش روشه خودتون باید خودتون رو بشناسید و فقط هم خودتون میتونید خودتون رو بشناسید (خودکار را به سمت خانم سین دال می‌گیرد)

    پاسخ:
    برم پست رو بردارم کلا؟ :دی

    آخرش کسی که قراره خودش رو بشناسه منم! قبول! وای خب یه سری چیزها هست که من از داخل نمی بینم. نمی فهمم. اینجور مواقع نطر اطرافیان به درد میخوره. آینه قد تو بنمود راست و این حرف ها.
    حداقل میشه گفت من چطور به نظر میام، نه؟
    هرچند شاید هیچ اهمیتی نداشته باشه و هیچ کمکی بهم نکنه! نمی دونم... 
    مثلا من دو سه تا ویژگی دیگه بجز قلمتون هم میتونم بگم
    شما هم میتونید قطعا
    اما خب شاید همه اش ظاهریه و امکان داره کلا دروغ باشه...(حرف شما نه، من مجازی)



    آقا یکم کمک میخوام خب! 
  • تاکی تاچیبانا
  • میتونم سه چهارتا کلمه برای وصفتون بگم، اما ترجیح میدم چیزی نگم و سکوت کنم. زشته من بیام بگم فلانی اینطوریه! (زشته؟) احساس می‌کنم که زشته! نمی‌دونم، ولی یه جوری نمی‌تونم بگم، مخلص کلوم خودتون از همه بهتر می‌دونید.

    پاسخ:
    پشت سر کسی حرف زدن زشته نه وقتی که میپرسه! :)

    مشکل اینه که خودم نمی دونم...

    باز خوبه شما لایک نکردین و رد بشین :/
    از این بابت ممنونم
  • تاکی تاچیبانا
  • آهان! از همه این بحثا بگذریم! الان باید بگم فرست؟ :/
    چی مسخره بازیه اینا راه میندازن هرچند وقت یه بار؟ انگار بیکارن میشینن تو خلوت ایده های جدید و خفن خلق می‌کنن :/ فرست و سکند چه کوفتیه دیگه :/

    پاسخ:
    منظورتون first بود؟ :/
    جریان چیه؟ :/

  • تاکی تاچیبانا
  • لایک نکردم؟ پست رو؟ پستو که لایک کردم، اگه چیز دیگه‌ای هست نمیدونم.

     

    شاید شما احساساتی باشید، خیلی خلاقید و استعداد دارید وَ (و را خیلی می‌کشد) دیگـــــــــــــــــه... چیزی به ذهنم نمیرسه واقعا :/

    پاسخ:
    نه...
    هیچی...
    بیخیال
    بحثی نشد که میخواستم بشه...
  • تاکی تاچیبانا
  • ناراحت شدین؟

    پاسخ:
    نه برادر :)
  • هلن پراسپرو
  • نویسنده این وبلاگ آدمیه که...

    قشنگ مینویسه؟ مخصوصا دیالوگا رو، و شخصیتا رو، و شعرا رو، و خوابا رو..

     

    چیز دیگه ای به فکرم نمیرسه... ببخشید

    پاسخ:
    میدونی
    حس میکنم نوشتن رو ازم بگیرن هیچی ازم باقی نمونه :/
    این رو تو زهر نوشتن هم گفته بودم...


    ممنون :)

    کامنت‌ها رو خوندم. 

    ۱۸ سالته؟؟؟؟؟؟ نه! نمیپذیرم😁

    پخته‌تر به نظر میای.

    من مدت کمی هست که میخونمت. مسلما شناختم کمه. اما در همین مدت کم یه چیزایی حس کردم که شاید درست باشه شایدم غلط امیدوارم ناراحت نشی من فقط حسمو میگم. 

    به نظر من

    خیال‌باف و رویاپرداز خوبی هستی؛ ملزومات نویسندگی.

    زاویه دید برای خودت داری.

    درون گرایی.

    بسیار علاقمند به ارتباط با ادم‌ها. مثل یه جور نیاز مبرم. 

    در عین حال یه جور جدی بودن یا بدقلقی یا چغر(چقر) بودن خاص هم حس میکنم.

     

     

    پاسخ:
    18 ساله بودنم رو نمی پذیری؟ :)))
    برم شناس نامه ام رو عوض کنم؟ :دی


    ام... ممنون لطف دارین :)


    اوهوم...
    اوهوم...
    درونگرا؟؟ تو تست های شخصیتی 98 درصد برونگرا بودم :/
    ولی خب چون بخش بعدیش درسته میپرسم، اینها در تناقض نیستن با هم؟ یا شاید منظورتون یه چیز دیگه است؟

    چغر رو خوب گفتین... :دی
  • هلن پراسپرو
  • فکر نکنم اینطوری باشه. فقط مشکل اینه که، ما فقط نوشتن تون رو دیدیم...

     

    منم قبلا فکر می کردم مثلا.. 27 سالتون باشه! مثلا سر کار برید حتی! بعدا یه جا دیدم گفتید 18 کرک و پرم ریخت @_@

    پاسخ:
    یا مشکل اینه که تو این مدت قرنطینه هیچ کاری جز خوندن و نوشتن نداشتم...
    دیگه هیچ روی دیگه ای از خودم رو نمیشناسم :/

    قیافه ام رو هم ببینی احتمالا باور نمیکنی سنم رو :دی





    پ ن: هلن یک بار برای همیشه میگم، یا دیگه منو دوم شخص جمع صدا نمیکنی یا از این به بعد دوم شخص جمع صدات میکنم ://

    آره ۱۸ ساله بودنت رو نمی پذیرم 😁

    شناسنامه هم ارائه بدی باز پذیرشش سخته

    😂😂😂

     نه درون گرایی لزوما با نیاز به ارتباط تناقض نداره . مباحثش مفصله.

    در این حد بهت بگم که بعضیا نیاز دارن به رابطه با آدما ولی سختشون هست ارتباط بگیرن. بعضیا اصلا نیازی احساس نمیکنن.

    شایدم خصلت دیگری در تو بوده که من اشتباها حس کردم درون گرایی هست 

    احتمال اشتباه من بالاست دیگه

    پاسخ:
    :))

    اینی که گفتین دقیقا منم

    شاید اسمش بشه مهرطلب... هوم؟ 

    من قبلا گفتم :))

    هنوز بر همون باروم، حتی شدید تر! 

    پاسخ:
    بله شما خیلی چیزها گفتید...
    کلا حرف هاتون خیلی به درد بخوره :)


    حالا کدومش شدیدتر؟

    سین. دال نویسنده:)

    خلاق باهوش درس نخون :دی

    البته با دوست درس نخون تر :دی

    خیلی خوب مینویسی پر احساسی پر شوری پراز خلاقیتی بگم هنوز؟

    پاسخ:
    درس خون درست ترینشون بود... :دی
    :)
    اگر میخواهد دل تنگ بگو :)

    اون وبلاگ بلاگفامم حذف کردم  کلا شدم بی وب:) بیخانمان شدم

    پاسخ:
    دیدم پست هات رو حذف کرده بودی ولی خودش رو نه...

    این قسمت: نرگس، دور از خانه :/ 
  • هلن پراسپرو
  • پ.ن:چ...چشم خانوم!!

    پاسخ:
    دیگه نمی دونستم به چه زبونی بگم!
    جواب سوال 10 رو رسما برای تو نوشته بودم...

    حالا میگی این دختر چقدر پرروئه...
    هی...
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

    وی زبانش قاصر است از این همه شکوه الی:)

    خلاصه که نه دیگه آدرس عوض کردم اونو پاک کردم همرو الان پاک کردم. یکم بی خانمان باشم طعم خانواده نداشتن رو بکشم دلم تنگ وب نویسی شه (همین الان دلم میخواد بنویسم:) ولی باید نباشم میدونی نیازه

    میبینی دنیارو چندوقت پیش تو رفتی  و میخواستی بری با التماس برگردوندمت. ولی من هستم برات نظر میذارم دلم نمیاد برات چیزی ننویسم دلم میخواد دوست ******** رو داشته باشم.

    پاسخ:
    اوه اوه! :)))

    اوهوم... میدونم و خواستم خودمم این طرح رو پیاده کنم ولی نشد...

    عزیزمی تو :)
    هرطور به صلاحته
    اگه اینجا باشی که چه بهتر دلم برات تنگ نمیشه :))
    ولی کاش زود برگردی تا بتونم بخونمت...


    با اجازه ات بذار برگردیم سر سکرت بودن هویت :)

    وای نرگس یادم افتاد یه داستان دارم تو ذهنم می پرورانم (؟) که تو هم توش هستی اوووونقدرررر نقشت قشنگه که نگو! دوبرابر عاشقت شدم اصلا :)))

    میدونم خل بازیه...
    کاش یه بار از نزدیک ببینمت با جزئیات تعریف کنم... :)

    عزیزم شما خیلی نوشته های زیبایی دارید بهتون افتخار میکنم احسنت برشما😂😂😂

    صرفا جهت رو مخ الی رفتن😂😂😂

    کامنت هلن رو خوندم  با جوابت رو🤣🤣🤣

    دیوانه شدم!

    دیگه خیلیی باهات صمیمی شدم! من باکسی صمیمی نمیشم بشم طفلی طرف🤐🤐🤐🤐

    پاسخ:
    نه دیگه جواب نمیده
    تکنیک های مخ زنی رو بذار تو همون جلسه ی حضوری بهت میگم :))))


    چرا دیوانه؟
    خوشحالم که صمیمی هستیم :))

    این پایینو فهمیدم چی نوشتم بالارو نفهمیدم!

    جالبه یادمم میره شخصی بفرستم! ولی شخصی بزنم کجا ج بدی:)

     

     

    منم خوشحالم تورور پیداکردما:)

     

     

    جان جان😍😍😍😍😍 من؟ نقش خوب؟؟؟ مرا لبریز از بی صبری کردی😍😍😍

    منم دلم میخواد یروز دوستای مجازیمو ببینم دانشگاه قبول شیم مگر یا که یه تور ایران گردی هممون برداریم :)🥰🥰

    پاسخ:
    آره دیگه معایب نظر خارج از پنل همینه :)


    :))

    خیییییییییلیییییییییی عالی بود اصلا
    فقط نقطه ی حساسش قفل شده :/ بقیه اش رو نمیدونم چی کار کنم!

    ایشالا... :)

    کرونا که تموم شه (انشالله) حتما یه بار میام زیارت و بهت میگم بیای و اونجا ببینمت...

    منم اون‌قدرا نمی‌شناسمت که. ولی علاوه‌بر چیزایی که تو کامنتا گفتن، فکر کنم آدم حساسی هم باشی و...  و... :/ و راستش من این پستتو یکی دو ساعت پیش دیدم و به جوابم هم فکر کردم؛ اما چون کلاس داشتم گفتم بعد کلاس بیام کامنت بدم و الان همه‌ی اون چیزایی که تو ذهنم اومده بودن، پریدن -_- و من الله توفیق -_-

    پاسخ:
    جدی چرا اکثرتون جدیدید؟ قدیمی ها کجان؟ همه رو پروندم آیا؟ :دی

    من دبیر اون کلاس رو حلال نمیکنم ://
    :))))
    علی برکت الله :)
  • زهرا بیت سیاح
  • دقت به جزئیات. توانایی در توصیف و به تصویر کشیدن. کمی تا قسمتی اسیر در دست اضطراب. خیال پرداز. غرق در رویاهایی دور و دراز. امید برای دنیایی رنگی. احساس بی حاصلی. کلافگی و سردرگمی. شاید کمی بحرانِ هویت یابی. پناه به دنیای کلمات و تصورات برای یافتن آرامش. آینده مه آلود.

    دیگه سعی کردم هرچی تا حالا از لابه لایِ نوشته هاتون دستگیرم شده بود رو کلید واژه بزنم.

    کم و زیادیش رو به لطف خویش ببخشایید:))

    پاسخ:
    فکر کنم خودمم بودم تمام زورم رو میزدم همین ها رو از لا به لای مطالبم می فهمیدم :)

    مچکر :)

  • فاطمه ‌‌‌‌
  • اممم به نظرم منم اوایل فکر می‌کردم بزرگتر باشی. احتمالا معنیش اینه که پخته می‌نویسی.

    زیاد پست‌های اجتماعی یا اعتقادی نمی‌ذاری ولی بعضا که می‌ذاری، دغدغه‌هات رو دوست دارم. یعنی به نظرم چیزای الکی ذهنت رو اونقدری مشغول نمی‌کنن که بخوای درباره‌شون بنویسی. (الکی و جدی از نظر من البته.)

    نوشته‌هات رو هم دوست دارم. مخصوصا خیالی‌هاشون رو. البته باید اعتراف کنم ۱۰۰٪ نخوندم همه‌ی پست‌ها و نوشته‌هاتو😅

    و همین. فعلا چیز دیگه‌ای به ذهنم نمی‌رسه :) 

    پاسخ:
    احتمالا :دی
    ممنون :)
    بازهم ممنون :)

    اهم اهم

    چند ورژن خلاق تر و باهوش تر و عاقل تر از خودمی :))

    حالا تو اینا من  منفی ام تو مثبت حساب میشی:))

    نمیدونم کلا حس میکنم خیلی میشناسمت 

    کاملا برونگرا

    عاقل احساسی! توضیحش سخته ولی منم اینجورم

    صادق

    با استعداد

    خیلی تعارفی!

    اسیب پذیر در ارتباط با دیگران

    فک کنم در واقعیت کمی ساکت تر

    از این ها که تو مدرسه شیطون بودی هم فک نکنم باشی

    به شدت مشتاقم بری دانشگاه :)

    زودباور تا حدودی!

    هومم دیگه هنوز بگم ؟؟

    پاسخ:
    اوهوم اوهوم :)
    عاقل رو دیگه انصافا نگو! بقیه اش رو با تعارف و اینها جواب میدم اما عقل و شعور و فهمیدگی تو کجا و من کجا! :/

    :)

    آی برون گرایی معضلیه :/
    منم به خودم میگم عاقل احساسی ولی فرق من با تو اینه من در هر دو از نوع بدش هستم تو نوع خوبش :/ 

    اوهوم...

    استعداد؟ من؟

    من مشکلم اینه تعارف بلد نیستم همه اونقدر قشنگ تو قالب صحبت های روزمره تعارف میکنن همه اش متفاوت و دوست داشتنی من فقط چند تا دیالوگ رو تکرار میکنم ://

    آی گفتی...

    تازگی ها ساکت شدم قبلا ها فکم بسته نمیشد ://

    دبیرستان تمام تلاشم رو کردم شیطونی کنم که بعدش عقده نمونه رو دلم :)))))

    مچکرم عزیزم :)

    اگه چیزی هست که خوشحال میشم بگی :)

    سلام.یه انتقاد بکنم؟ نوشته هات بعضی وقتا خیلی طولانیه.نمیشه خلاصه تر و کوتاه تر بنویسی؟ (:

    پاسخ:
    علیک سلام
    بفرمایین راحت باشین :)

    خب اولا که نوشته های قبلیم رو دور ریختم، توی اونها پست خیلی بلند زیاد پیدا میشد ولی جدیدا فکر نکنم. میشه یه نگاه به آرشیو بندازین ببینین اینهایی که هستن هم به نظرتون خیلی طولانی ان یا نه؟

    بعد سعی کردم برای اینکه مخاطب اذیت نشه بندها رو با فاصله بنویسم
    آیا تاثیر مثبتی نداره؟
    اگه نداره کلا این روش رو بزارم کنار چون خودم رو هم اذیت میکنه :/


    چشم، سعی میکنم زیاد حوصله اتون رو سر نبرم :)
  • هلن پراسپرو
  • 😅

    احتمالا دلیل دوم شخص جمع بودن به خاطر اینه که من اول فکر می کردم ۲۷،۸ ساله...ته. (عرق ریختن)

    بعد دیگه پیش فرضم شد...

    پاسخ:
    :))
    دیگه واقعا عادت کردم به این سن و سال... فقط یه موردش رو بگم
    یادمه 12،13 سالم بود. رفته بودیم بازار. یه روسری پیشنهاد داد فروشنده من گفتم نه زنونه است... (خب طرح های بچگانه/ دخترانه تر می پسنیدم اون موقع) فروشنده گفت نه آبجی اتفاقا همه ی دانشجوها از همین میبرن :/
  • فاطمه ‌‌‌‌
  • الان به کامنتا دقت کردم دیدم من بیشتر درباره‌ی نوشته‌هات نظر دادم تا خودت. ولی واسه من یه کم سخته شناختن آدما، اینطوری که به یه سری کلمه برسم که توصیف‌شون کنم. شایدم دقتم کمه. مخصوصا که تعاملم با آدمای اینجا هم کمتره. برا همین هر وقت یکی پست می‌ذاره که نظرمونو درباره‌ش بگیم یا بگیم چطور شناختیمش من از پاسخ می‌مانم :))

    پاسخ:
    بازهم‌ خوب بود چون از یه جنبه ی متفاوتی گفتی :)

    اوهوم... 
    منم نمیتونم بگم شناخت، یه تصوری از ادم ها تو ذهنم میسازم...
    قطعا شناخت آسون نیست...
    :)

    خب

    سین دال ( بار ها سعی کردم بگم الی ولی ترک عادت موجب مرض است:/)

    از نظر من

    خیلی توی روابطت کندوکاو میکنی

    آدم از حرف زدن باهات خسته نمیشه

    اکثرا با خودت درگیری/:

    احساس میکنم هنوز توی روابطت ثبات نداری

    خیلی فکر می کنی

    زود ناراحت میشی

    اگه بخوام به یه حیوون تشبیهت کنم جوجه رنگی زرد/:

    چراشو خودمم نمیدونم/:

     

    دیگه اینا بیشتر حدسیات من بود چقدر درست و غلطتش رو خدا میدونه😂🤦‍♀️

    پاسخ:
    :))

    کند و کاو خوبه یا بد؟

    :))

    جوجه رنگی :دی
    ثمین بهم میگفت خرگوشی...

    ممنونم :)

    منم تازه وارد زیاد شناختی ندارم

    ولی اگه واقعا ۱۸ سالته باید به قلمت واقعا حسودی بکنم:)

    پاسخ:
    فکر کنم نباید لو می دادم سنم رو کلا تصورات همه بهم ریخت :))

    شما لطف دارین...

    کسی که من به قلمش غبطه می خورم ؟!

    پاسخ:
    ده دقیقه سکوت...

    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.