مراحل یک تصمیم گیری/ بازهم موقت
با خودم فکر کردم، دیدم لازم است کمی نظم در این وبلاگ جاری کنم. چگونه می شود نظم را در چیزی جاری کرد؟ دقیقا نمی دانم. اما یکی از نشانه های نظم تکرار مداوم یک چیزی است. حالا اینکه آن چیز چیست چندان مهم نیست. این تکرار باید به صورت چرخه باشد، نه؟ چند وقت یک بار رخ بدهد؟ ام... طولانی مدت که اصلا به چشم نمی آید. بگذاریمش هر هفته. در یک روز مشخص از هفته یک اتفاق باید تکرار شود. چه روزی؟ معلوم است! جمعه! از بین روزهای هفته مورد علاقه ترینم جمعه است. حالا چیز خاصی مدنظرم دارم؟ نه. فقط یک شرط دارد آن هم اینکه حرمت جمعه را نگه دارد. خب، حالا آن چیزی که باید تکرار شود چیست؟ معلوم است دیگر! در وبلاگ فقط می شود پست منتشر کرد! البته شاید کارهای خلاقانه تری هم باشد که فعلا به ذهنم نمی رسد. همین پست گذاشتن خوب است. هر جمعه پست بگذرام، هوم؟ چه جور پستی؟ باید موضوع مشخص داشته باشد دیگر! همین طور یک عنوان مشخص. مثل قرار پنج شنبه ها، یا نامه های پنج شنبه. اینطوری جدی جدی به نوشتنم نظم می دهم. دوست دارم موضوعش حول محور کتاب خوانی باشد. آقای ساربان راست می گوید. باید برگردم و با کتاب آشتی کنم. هر جمعه یک کتاب بخوانم و نقد یا معرفی اش را بنویسم؟ اینطوری که نمی شود! اولا اینکه این همه کتاب ندارم! و تازه نوشتنش هم واقعا طاقت فرساست! تازه اگر بنویسم هم ترجیح می دهم به برقراری ها هدیه اش کنم. اینطوری نمی شود. متن ادبی نوشتن هم نظم ناپذیر است! دلی است! پس چه؟ ام... خیلی وقت است دلم می خواهد بنشینم نهج البلاغه را درست حسابی بخوانم. حالا این چه ربطی به نظم هفتگی وبلاگ دارد؟ اگر بخوانم هم برای خودم می خوانم دیگر! گزیده هایی از نهج الباغه را بنویسم؟ خب هر که بخواهد می رود خودش می خواند! باید کاری کنم که حداقل سر سوزنی ارزش داشته باشد. راستی فایل صوتی نهج البلاغه موجود است؟ احتمال قوی بله. ولی به اندازه ی کتابش در همه ی خانه ها موجود نیست! نظرتان چیست که خودم از رویش بخوانم و صدایم را ضبط کنم؟ راستش این ایده چند وقت پیش به ذهنم رسید. اولش نظر خودم مثبت بود. فکر می کردم ایده ی خوبی است. بعد دیدم نه! قطعا نیست! اصلا چرا باید همچین کاری بکنم! صدایم را با چه رویی منتشر کنم؟! بعد ترسیدم! آن نیمه ی بی اعتماد به نفس وجودم شروع کرد به له کردن تمام دل و جرئتی که به زور دست و پا کرده بودم. بعد سعی کردم جلویش بایستم. تصمیم گرفتم دیگر به بهانه ی صبر کردن تا پنج شنبه خودم را گول نزنم. من برنامه ی خودم را اجرا می کنم. هوم؟ فوقش گوش نمی کنید دیگر! ضرری که ندارد! هوم؟...
- ۹۹/۱۱/۰۷
نظم وبلاگی رو میشه تو آرشیو وبلاگ من دید •-•
وایییییییی آره صدات رو بذار ، من که استقبال میکنم D:
هر وقت فکر کردی صدات بده ، به خودت بگو دیگه از صدای استلا که بدتر نیست :/