غار تنهایی من

...
بایگانی
نویسندگان

آقای حداد عادل عزیز۲

پنجشنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۹، ۰۱:۴۵ ب.ظ

 

سلامی مجدد عرض می کنم. راستی، با زحمت های ما چه می کنید؟ اجازه هست این بار بدون احوال پرسی برویم سراغ اصل مطلب؟ خب!

 

 

حتما می گویید باز این دختره پیدایش شد! نترسید. این بار خبری از لحن تند یا انتقادی نیست‌. هرچند نامه ی قبلی هم چندان تند نبود و شما هم تازگی ها زیادی دل نازک شده اید! اصلا مخاطب این نامه شما نیستید، روی سخنم با تمام عزیزانی است که به نمایندگی از شما نامه ی قبلی را جواب دادند یا ندادند‌. 

 

 

اگر خاطرتان باشد در اواخر نامه اشاره کردم که تغییر سخت است. ولیکن متوجه نبودم که تا چه حد سخت و نشدنی است! اصلا به این روی سکه دقت نکرده بودم. که خب، خامی و کم سوادی من را می رساند. می خواستم عذرخواهی کنم و بگویم نکته هایی که اینجا به صورت کامل و جامع شرح داده شد همه درست است. غلط کردم را برای همین وقت ها گذاشته اند دیگر! تا من باشم در مواردی که بر آن علم کامل و کافی ندارم اظهار نظر نکنم! خربزه ای خوردم، پای لرزش هم نشستم.

 

 

حال می پرسید آیا نوشته ی قبلی ام را پاک می کنم؟ یقینا خیر! حواستان نیست پست من چقدر خیر و برکت برایتان داشته؟ خداوکیلی همه اتان تمام حرف هایی که این روزها در گوشه و کنار بلاگستان زده می شود (و مدیونید انکار کنید که باعثش من بودم!) را از قبل می دانستید؟ یا اگر می دانستید فراموش نکرده یا اهمیتش را دست کم نگرفته بودید؟ هیچ سخن مفیدی این وسط رد و بدل نشد؟ اندکی علم بر علم هایتان افزوده نشد؟ جدی جدی نسبت به من احساس دین نمی کنید؟! جای تشکر کردنتان است؟! عجب زمانه ای شده!

 

 

حالا درست است این وسط کمی شلوغ کاری هم شد. شخص الف زد توی گوش شخص ب و شخص پ از درد فریاد کشید و شخص ت زد زیر گریه و شخص ث رفت روی بلندی و شخص جیم شروع کرد به شعار دادن و چند نفر ترقه انداختند و چند نفر دیگر خط و نشان کشیدند و... باور کنید نیازی به خشونت نبود! شما که غریبه نیستید. یعنی هستید وگرنه پنل کاربری وبلاگم را جلویتان باز می کردم و چندتا از نظرات خصوصی را برایتان می خواندم که ببینید چه آش شله قلم کاری درست شده! چه چیزها که به چه چیزهای دیگری ربط داده نشده اند و چه فاجعه سازی هایی که رخ نداده! طوری که دست و پایم شروع کرد به لرزیدن! گفتم که، همان قضیه ی خربزه و لرز و این حرف ها. سکوت را به ناله و شکایت ترجیح می دهم اما فقط بگویم تازه فهمیدم چقدر از امکان نظر ناشناس دادن بدم می آید! کجا بودیم؟ آهان! حالا درست است این وسط کمی شلوغ کاری هم شد، اما ذات این مباحثه های بلاگری (تا وقتی در کمال ادب انجام شوند) خوب و پسنیده است. به شما هم توصیه اش می کنم. بیشتر برای اینکه روی آن ناشناس های خدانشناس را کم کنم. خیال کرده اند کی هستند که دست و پای بلاگر را ببندند و حکم صادر کنند؟!

 

 

برای پاک نکردن و نسوزاندن نامه ی قبلی ام دلیل دیگری هم دارم؛ ته دلم چندان از زدن آن حرف ها پشیمان نیستم. الان می دانم چرا تا به حال این اتفاق نیفتاده! اما خب... هنوز هم احساس می کنم یک جای کار می لنگد. نظری کاملا برآمده از دل است و هیچ عقل سلیمی پشتوانه اش نیست! البته شاید باشند عقل های سلیمی که معتقدند زیادی «ز» داریم! شاید هم نباشند! من خبر ندارم. اگر هستند لطفا بیایبند و نظر کارشناسی بدهند و عرصه را برای جولان دادن نامه ی بچگانه و شوخ طبعانه ی من باز نگذارند!

 

 

در پایان سوالی از شما دوستان خوبم و خوانندگان محترم داشتم. جان مادربزرگتان بگویید شما هم غین را مثل قاف تلفظ می کنید؟؟؟!!! یعنی مثلا می گویید غندان؟! یا قزل؟؟؟!!! لازم به ذکر است سرنوشت یک جوان به جواب این سوال بند است! 

 

باتشکر، سین دال

  • میخک

نظرات  (۱۶)

:دی
همیشه از این نامه ها بنویس :))))
پاسخ:
جدی؟
پس ما چرا میگیم شعله؟ :/
با تشدید نه ولی توقف چند ثانیه ای روی عین! :/

به هر حال مرسی گفتی :)





پ ن: چرا عوض کردی کامنتت رو؟  بذار همون باشه :)

به هر حال ممنون :)

عه...

شما اصفهان میشینین ؟

یا اون جا هم این آش و میپزن ؟ :)

پاسخ:
دستور عملش که سخت نیست!
هرچی دستت بیاد رو میریزی تو قابلمه با آب زیادی میذاری تا بپزه :/

مگه غیر از اینه؟



اوا اصفحانی هستی زری؟










این رو هم پیدا کردم تو عدم انتشارها :دی

سلام. موقع نماز خوندن سعی می‌کنم غ و درست تلفظ کنم اما در صحبتهای روزمره بین غ و ق تفاوتی نمیذارم و همچنین بین  ح.ه و ز.ض.ظ.ذ و بین س.ص و بین ت.ط ( اما یک همکار عرب زبان دارم که وقتی اینگونه حروف و به کار می‌بره کاملا متوجه تفاوتشان می‌شم.

پاسخ:
علیک سلام :)

من اصلا نمیتونم تصور کنم غین و قاف مثل صاد و سین باشن! 
خیلی جالبه برام...


ممنون از نظرتون :) 

منم از اون روز ذهنم درگیر این غ و ق شده 😂😂😂 خیلیم دقت کردم به دور و بریام، همه یه جور می‌گیمشون 😂😂

پاسخ:
کجایی هستی؟

نمیذارم دخترم بیاد شهر شما :`(
  • تاکی تاچیبانا
  • عرضم به حضور شما، شاید اکثر اوقات لهجه داشته باشم ولی وقتی که دختر داییم (از اونجایی که دخترا رو این چیزا حساسن) برگشت به من گفت تو اصلا لهجه نداری من یکم اعتماد به نفسم بالا رفت. ولی کلا غ و ق رو ق تلفظ میکنم اما سر قرآن و نماز تلفظ صحیحشون رو...

    پاسخ:
    تهرانی ها هم مگه لهجه دارن؟ :/
    مگه اینکه مدل بچه تهرانی حرف بزنید که.... :/

    ولی من شخصا لهجه ام رو دوست دارم :)
    این اصالتی که دارم رو میرسونه.
    اینکه زبون دیگه ای رو هم بلدم :)


    خیلی بی انصافیه!  این اجحافیه در حق غین عزیز! دلم براش سوخت... :(
  • تاکی تاچیبانا
  • دوباره عرضم به حضور شما، اولا که پدر و مادر من قبل از تولد من به تهران مهاجرت کردن پس من و دو نسل بعد از من تهرانی محسوب نمیشیم :) هرچند تو تهران به دنیا اومدم. الان که فکر میکنم دایی‌ام تو تهران به دنیا اومده، تو همدان زندگی کرده ولی نه تهرانیه نه همدانی :/

     

    این که بی انصافیه خب چیکار کنم واقعا، اونموقع اگه بخوام هر حرف رو با تلفظ خودشون صحبت کنم لهجه‌ام دیگه عربی میشه 😅😅

    پاسخ:
    صحیح :)

    همدان یکی از شهرهای محبوب منه :)
    خیلی قشنگ بود :) معلوم بود شهرداری اش هم حسابی باسلیقه است :)
    یادم نیست چند سال پیش اومدیم ولی یادمه از ایده ی چراغ قرمز هاشون خوشم اومده بود...



    همه ی حروف که نه! ولی بیایید و به غین احترام بذارید! گناه داره! :(

    استان همدانم :)) آقاااا بذار بیاد فوقش می‌گیم کسی صداش نکنه دیگه :)))))

    پاسخ:
    وای همدان! :))
    رجوع شود به جوابی که به کامنت آقای تاکی دادم :)



    نمیشه که! 
    پس میخواید چی صداش کنید؟ :/

    البته خود همدان نیستم ولی منم موافقم، چراغ قرمزا و مجسمه‌های این‌ور اون‌ور خیابونا و کلا جینگول‌پینگولاشو دوس دارم :دی.

     

    به فامیلی صداش می‌کنیم :)))))))))) اگه اونم غ نداشته باشه! :| 

    پاسخ:
    آره :)
    و نقاشی های روی دیوارهاش... :)



    نه اونجوری هم دوست ندارم. صبر کنید برم یه اسم خوب براش پیدا کنم...
  • هلن پراسپرو
  • این بحثای وبلاگی همیشه خیلی جالب بودن برام! چند سطح از بحثای اینستاگرامی و حتی توییتری بهتر! چون توییتر خیلی کوتاهه و یه جمله میگی و تموم. ولی برای بحثای وبلاگی، اگه به اندازه کافی برات مهم باشه اون موضوع، به جز مثلا یه کامنت چند خطی برای وبلاگ الف، یه پست طولانیم مینویسی برای اینکه اگه خواننده ای وبلاگ الف رو دنبال نکرده باشه، یا کامنتت رو ندیده باشه، ببینتش و باعث میشه بیشتر روی نظرت تفکر کنی... 

    و دنبال کردن ستاره های به هم مرتبطی که پشت سر هم روشن میشن خیلی جالبن.

    البته خب، از بیرون فقط جالبه تا از داخل :/ وسط بحث بودن فرسایندست... و تحمل کردن همه نظر ناشناس و خصوصیا :| 

    نه خسته. فایتینگ

    پاسخ:
    اوهوم...

    لزومی نداره فرساینده باشه! 
    مثل همین آقای هادی بیات که نظرشون کاملا مخالف با نظر من بود ولی پستشون نه تنها آزاردهنده نبود که خوشحالم هم کرد :)
    به هر حال همه امون داریم اینجا از همدیگه چیز یاد میگیرم دیگه :)

    میگم این پسته چقدر جنجال برانگیز بود D:

    هی تلفظ تلفظ کردید‌، یاد بچگیام افتادم که ق رو گ میگفتم •-•

    اینجا رو ببینید ... صدام !

    پاسخ:
    اوهوم...

    وای خدا صداش رو!! :))
  • عاشق بارون... ⠀
  • به نظر منکه فرقی ندارن! :)

    پاسخ:
    با برملا شدن این حقیفت تلخ قلبم شکست... :(

    آخ جون دعوای جدید😅

     

    واقعا کلی چیز میز یاد گرفتم از همین بحث و به اطلاعاتم افزوده شد. 

     

    غ و ق رو مگه در قرائت قرآن رعایت کنم ولی شنیدم که دوبلورها این کلمات رو به صورت عربی می‌گن. (شنیدم مطمئن نیستم!)

    علاوه بر این مردم خوزستان هم که یک عده‌شون ریشه در زبان عربی دارن هم در گویش فارسی‌شون حروف رو به شکل عربی تلفظ می‌کنن (تقریبا البته)

    پاسخ:
    اولا دعوایی در کار نیست! :/
    دوما دعوا ذوق کردن نداره ://


    خوشحالم :) 
    حالا درسته اونی که چیز میز یاد داد من نبودم ولی بانی خیر که شدم!😅


    من ترکم و شخصا نمیتونم غین و قاف رو یکی تصور کنم! :/
    هر وقت امتحاتی میگم غندون خنده ام میگیره! :/ 😁


  • سرکار علیه
  • اتفاقا خیلی خوبه، راه برای گفتگو باز میشه. تو کمک میکنی بهمون که بلد باشیم نظر متفاوت بشنویم و حرف بزنیم. ممنون^^

    + اره یه جوره تلفظش. فقط غ رو تو زبون عربی خیلی رقیق تر تلفظ میکنن اما ق محکم و سفته

    پاسخ:
    اوهوم :)
    ولی وقتی که ادب رعایت نمیشه و خشونت خرج میشه بدتر آدم رو از گفتگو میترسونن! 
    ممنون که ازم تشکر کردی :) بالاخره یه نفر قدر زحمات من رو دونست😅



    عربی رو نمیدونم. ولی به نظر من برعکسه ها :/
    یعنی قاف سفت هست اما غین غلیظه! عمیقه! موقع گفتنش انگار تو گلوت یه چاله میکنی :/ :))

    راستش من یه دوستی داشتم تو دبیرستان که درس عربی رو خیلی با دقت میخوند و تو همه درسا هم قوائدش رو رعایت میکرد. همین غ و ق رو خیلی درست تلفظ میکرد و میگفت معنیش خیلی تغییر میکنه. غ ته حلقی میشه یکمی ولی ق همینجوری ساده. نمیدونم تونستم برسونم اصل مطلبو یا نه :)

     

    پ.ن: داستان بنویسیم سم‌ها رو بریزیم تو چایی‌ نباتا؟

    پاسخ:
    باریکلا مرد باخدا! چیز... آفرین بر شما! دقیقا! غین کاملا از ته حلقه و برآمده از قلبه! قاف سطحیه :)
    ولی ما تو مکالمات عادی امون هم رعایت میکنیم ها! اصلا بدون این نکته اسم غزل نصف قشنگی اش ذو از دست میده. خودت یه بار امتحان کن! غزل رو غلیظ بگو. ببین چقدر ماه میشه بچه ام :)



    می خواستم این بار بریزمشون تو سوپ. ولی تو خلاقانه تر عمل کردی ^_^ 
  • 1 بنده ی خدا
  • پست اوشون خیلی طولانی بود اجمالا نگاه کردم ولی فی المجموع پسندم بود پستا و مباحثه ای که شکل گرفت.

    +اقا چرا من هرچی تلاش میکنم نمیتونم تمایزی بین غ و ق قایل بشم تو تلفظ؟

    پاسخ:
    :)

    بقیه هم تاحالا نتونستن :/
    دقیقا برعکس من! ://

    از تلفظ غ و ق نگو یا مثلا ح و ه سرنماز سبحان الله رو از ته حلقم نمیگم به جاش اشهد ان رو از ته حلقم :دی

    اینقدر خندم میگیره بعضی وقتا..

    بهر حال دیگه چه میشه کرد عزیز من؟:/

    پاسخ:
    دیگه چی بگم :/


    ارسال نظر

    نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.